جهان صنعت گزینه‌های پیش‌رو در نشست دوم پاکستان را بررسی کرد:

نظم تازه انرژی در راه هرمز؟

گروه انرژی
کدخبر: 621682
نشست دوم ایران و آمریکا در پاکستان می‌تواند به شکل‌گیری نظم تازه‌ای در مدیریت تنگه هرمز منجر شود که بر امنیت و عرضه انرژی جهانی تأثیرگذار خواهد بود.
نظم تازه انرژی در راه هرمز؟

جهان صنعت– یک آخرهفته پرهیجان دیگر در انتظار اقتصاد انرژی جهان است. براساس روایت‌های منتشرشده، ایران و آمریکا قرار است بار دیگر در پاکستان روبه‌روی یکدیگر بنشینند و درباره مسیر کاهش تنش‌ها و آینده تعاملات انرژی گفت‌وگو کنند؛ نشستی که نتیجه آن می‌تواند دو مسیر متفاوت پیش‌روی بازار جهانی قرار دهد یا تنش‌ها ادامه می‌یابد و محدودیت تردد در تنگه هرمز تداوم پیدا می‌کند، یا جهان ناگزیر به پذیرش نظم تازه‌ای در نحوه اداره این گذرگاه راهبردی خواهد شد.

هرچند در نشست اول تهران و واشنگتن‌، پذیرش دریافت عوارض ازتردد کشتی‌ها در تنگه هرمز از سوی آمریکا به یکی از بندهای اختلال برانگیز تبدیل شد، با این حال به نظر می‌رسد راهکارهایی که دو طرف قرار است در نشست آتی ارائه کنند در مسیر حل این گره پیش خواهد رفت. هرچند کارشناسان انرژی براین باورند که آرام‌آرام نشانه‌هایی از شکل‌گیری نظمی تازه در بازار جهانی انرژی آشکار شده است؛ نظمی که به باور آنها حتی در صورت پایان جنگ نیز بازگشت به وضعیت پیشین را نامحتمل کرده و معادلات امنیت عرضه، مسیرهای انتقال و نقش بازیگران منطقه‌ای را وارد مرحله‌ای تازه خواهد کرد.

در هفته‌های اخیر تنگه هرمز دیگر تنها یک گذرگاه ترانزیتی نفت و گاز تلقی نمی‌شود بلکه به نقطه‌ای تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده ژئوپلیتیک انرژی جهان تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که هر تحول در آن بلافاصله در قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه دریایی و رفتار سرمایه‌گذاران جهانی بازتاب پیدا می‌کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بحران اخیر هرمز بیش از آنکه یک اختلال مقطعی باشد، نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در بازتعریف امنیت انرژی جهان است.

در چنین شرایطی نشست پیش‌روی تهران و واشنگتن در پاکستان می‌تواند یکی از نخستین گام‌ها در تعیین چارچوب‌های تازه مدیریت این گذرگاه راهبردی باشد؛ چارچوب‌هایی که نه‌تنها بر صادرات نفت ایران بلکه بر امنیت انرژی آسیا و اروپا نیز اثر مستقیم خواهد گذاشت. نتیجه این گفت‌وگوها می‌تواند مشخص کند آیا بازار جهانی انرژی به سمت ثبات تدریجی حرکت خواهد کرد یا باید خود را برای دوره‌ای طولانی‌تر از نااطمینانی آماده کند.

از گذرگاه انتقال تا ابزار تنظیم قدرت انرژی

محسن قمصری، مدیر پیشین امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران معتقد است: بحران اخیر تنگه هرمز جهان را به سمت نوعی بازتعریف قواعد عبور و مرور انرژی سوق داده است. به گفته او، حتی اگر جنگ پایان یابد و مذاکرات به توافق برسد، شرایط مدیریت این آبراه راهبردی دیگر مشابه گذشته نخواهد بود و جهان ناگزیر وارد مرحله‌ای تازه از تنظیم روابط انرژی خواهد شد.

قمصری در گفت‌وگویی با ایلنا توضیح می دهد که در ماه‌های اخیر بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند مذاکرات مستقیمی را برای دریافت مجوز یا چارچوب مشخص عبور از تنگه هرمز آغاز کنند؛ روندی که می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری نوعی نظم تازه در مدیریت این مسیر حیاتی باشد. این تحول نشان می‌دهد که هرمز دیگر صرفا یک مسیر عبور نیست بلکه به بخشی از سازوکار تنظیم قدرت در بازار جهانی انرژی تبدیل شده است.

به باور او، تمرکز جهانی تنها بر نفتکش‌ها تصویر دقیقی از اهمیت این گذرگاه ارائه نمی‌دهد زیرا بخش بزرگی از تردد دریایی منطقه مربوط به کشتی‌های حامل کالاهای اساسی، مواد غذایی و دارویی است. در چنین شرایطی مدیریت تنگه هرمز دیگر صرفا موضوعی نفتی نیست بلکه به مساله‌ای مرتبط با امنیت اقتصادی جهانی تبدیل شده است.

قمصری همچنین تاکید می‌کند که در صورت دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن، یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن می‌تواند بازگشت تدریجی خریداران متنوع به بازار نفت ایران باشد؛ تغییری که وابستگی صادرات انرژی کشور به بازارهای محدود را کاهش خواهد داد. در سال‌های اخیر بخش عمده صادرات نفت ایران به چین محدود شده بود اما رفع تحریم‌ها می‌تواند زمینه بازگشت مشتریان سنتی آسیایی و حتی برخی خریداران اروپایی را فراهم کند.

چنین تغییری نه‌تنها بر درآمدهای ارزی ایران اثرگذار خواهد بود بلکه جایگاه کشور در معادلات امنیت انرژی منطقه را نیز تقویت خواهد کرد. در واقع افزایش تنوع مشتریان نفتی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تثبیت موقعیت ایران در نظم جدید انرژی تبدیل شود.

واقعیت سخت بازار انرژی

در سوی دیگر این تحلیل، روح‌الله کهن‌هوش‌نژاد، عضو هیات علمی دانشگاه تهران معتقد است: تجربه اروپا پس از جنگ روسیه و اوکراین نشان داد که بازسازی سریع معماری انرژی در سطح قاره‌ای امکان‌پذیر است اما شرایط تنگه هرمز تفاوتی بنیادین با آن تجربه دارد.

او در گفت‌وگویی با بازار توضیح می‌دهد که اروپا توانست ظرف کمتر از دو سال وابستگی تاریخی خود به گاز روسیه را به شکل چشمگیری کاهش دهد و با توسعه زیرساخت‌های LNG، تنوع‌بخشی به منابع وارداتی و افزایش بهره‌وری مصرف، ساختار انرژی خود را بازسازی کند. اما بحران تنگه هرمز از جنس دیگری است زیرا در اینجا مشکل اصلی نه تولید انرژی بلکه مسیر انتقال آن است.

به همین دلیل جهان برخلاف تجربه اروپا، گزینه‌های جایگزین سریع و پایدار برای عبور انرژی از این منطقه در اختیار ندارد. خطوط لوله منطقه‌ای اگرچه نقش مکمل دارند اما ظرفیت آنها برای جبران کامل جریان انرژی عبوری از تنگه هرمز کافی نیست.

او می‌گوید: خط لوله شرق به غرب عربستان تنها بخشی از صادرات منطقه را پوشش می‌دهد و خط لوله امارات به بندر فجیره نیز ظرفیت محدودی دارد. در این میان وابستگی کامل صادرات LNG قطر به تنگه هرمز اهمیت این مسیر را دوچندان کرده است زیرا هرگونه اختلال در عبور کشتی‌ها از این گذرگاه می‌تواند حدود ۲۰‌درصد تجارت جهانی LNG را تحت‌تاثیر قرار دهد.

به گفته کهن‌هوش‌نژاد، مهم‌ترین پیامد بحران اخیر این است که بازار جهانی انرژی از این پس ناچار خواهد بود به‌طور دائمی با ریسک هرمز زندگی کند. حتی در صورت بازگشایی کامل این مسیر، اثر روانی بحران اخیر همچنان در رفتار سرمایه‌گذاران باقی خواهد ماند.

شمارش معکوس بازار برای مذاکرات دوم

یکی از نخستین نشانه‌های ورود بازار جهانی به مرحله تازه‌ای از نااطمینانی انرژی، افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها در مسیرهای عبوری از خلیج فارس است. شاخصی که اگرچه کمتر در تیترهای خبری دیده می‌شود اما در عمل یکی از دقیق‌ترین معیارهای سنجش ریسک ژئوپلیتیک در بازار نفت به شمار می‌رود. تجربه بحران‌های پیشین نشان داده است که حتی در شرایطی که جریان فیزیکی صادرات نفت متوقف نمی‌شود، افزایش نرخ بیمه می‌تواند هزینه تمام‌شده انرژی را برای مصرف‌کنندگان جهانی افزایش دهد.

در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از رشد نرخ بیمه کشتی‌های عبوری از منطقه منتشر شده است؛ روندی که نشان می‌دهد بازار جهانی هنوز نسبت به پایداری امنیت مسیرهای انتقال انرژی اطمینان کامل ندارد. همین عامل می‌تواند در صورت تداوم، به تغییر مسیر برخی محموله‌ها یا افزایش استفاده از ذخایر راهبردی انرژی در کشورهای واردکننده منجر شود.

در نظم جدیدی که پس از بحران هرمز در حال شکل‌گیری است، نقش کشورهای آسیایی بیش از گذشته برجسته شده است. چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی که بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی جهان محسوب می‌شوند، اکنون نه‌تنها به دنبال تضمین امنیت عرضه بلکه در پی مشارکت فعال‌تر در سازوکارهای امنیت دریایی و مسیرهای انتقال انرژی هستند.

این کشورها در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیرساختی، توسعه پایانه‌های ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به منابع واردات، آسیب‌پذیری خود در برابر شوک‌های عرضه را کاهش دهند اما وابستگی ساختاری اقتصادهای آسیایی به انرژی خلیج‌فارس همچنان بالا باقی مانده است.

در چنین شرایطی نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند تاثیر مستقیمی بر رفتار این اقتصادها داشته باشد زیرا هر نشانه‌ای از کاهش تنش در منطقه، به‌سرعت در تصمیمات خرید انرژی، قراردادهای بلندمدت و سیاست‌های ذخیره‌سازی راهبردی آنها بازتاب پیدا خواهد کرد.

تحلیل روندهای قیمتی نیز نشان می‌دهد که بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحله‌ای از «ثبات مشروط» است؛ وضعیتی که در آن قیمت‌ها نه فقط براساس عرضه واقعی بلکه تحت‌تاثیر انتظارات سیاسی و امنیتی شکل می‌گیرند. از این منظر اگر گفت‌وگوهای پیش‌رو به کاهش تنش‌ها منجر شود، بازار جهانی انرژی ممکن است وارد مرحله‌ای از بازسازی تدریجی اعتماد شود اما در صورت تداوم وضعیت کنونی، ریسک هرمز همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تعیین‌کننده قیمت نفت در سال‌های آینده باقی خواهد ماند.

آخرین اخبار