زنگ خطر برای اروپا پس از جنگ آمریکا علیه ایران به صدا در آمد:

ناتو در آستانه فروپاشی

گروه بین الملل
کدخبر: 620986
جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، علاوه بر ایجاد وضعیت بحرانی برای منطقه خلیج فارس به یکی از موارد اختلافی عمیق میان ایالات متحده و شرکای غربی این کشور تبدیل شده است به‌گونه‌ای اکنون وضعیت ناتو به عنوان مهم‌ترین ائتلاف نظامی و امنیتی غرب در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.
ناتو در آستانه فروپاشی

جهان‌ صنعت – جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، علاوه بر ایجاد وضعیت بحرانی برای منطقه خلیج فارس به یکی از موارد اختلافی عمیق میان ایالات متحده و شرکای غربی این کشور تبدیل شده است به‌گونه‌ای اکنون وضعیت ناتو به عنوان مهم‌ترین ائتلاف نظامی و امنیتی غرب در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. در همین راستا مجله اکونومیست در گزارشی که به تازگی منتش کرده، آورده است:  روابط به‌ندرت یک‌شبه فرو می‌پاشند بلکه به‌تدریج فرسوده می‌شوند. کم‌کم نارضایتی‌ها انباشته می‌شود، اعتماد کاهش می‌یابد و سخنانی گفته می‌شود که فراموش‌کردن آنها دشوار است. هر طرف روایتی می‌سازد که در آن طرف مقابل مقصر جلوه داده می‌شود. جنگ ایران نیز دقیقا به همین شکل ناتو را بیش از هر زمان دیگری به نقطه بی‌بازگشت نزدیک کرده است.

نقطه بی‌بازگشت

به ادعای دونالد ترامپ، متحدان اروپایی آمریکا از همان آغاز جنگ در موضع اشتباه قرار گرفتند چراکه در اجازه دادن به نیروهای آمریکایی برای استفاده از پایگاه‌های هوایی خود یا عبور از حریم هوایی‌شان برای حمله به ایران تعلل کردند و در برخی موارد حتی به‌طور کامل مخالفت ورزیدند. او در ۳۱ مارس نوشت: باید یاد بگیرید از خودتان دفاع کنید؛ آمریکا دیگر برای کمک به شما نخواهد آمد، همانطور که شما برای ما نبودید.

اروپا طبیعتا روایت خود را دارد. بسیاری از دولت‌های اروپایی به‌درستی این عملیات را شتاب‌زده و به‌طرز خطرناکی مبهم می‌دانستند. آنها بازتاب‌دهنده دیدگاه رای‌دهندگانی بودند که از گرفتار شدن در جنگی که نه در آن مشورتی داشته‌اند و نه با آن موافقند، بیم دارند. با این حال کشورهایی مانند آلمان و پس از اندکی تردید بریتانیا در نهایت اجازه استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود را به آمریکا دادند.

ترامپ پیش از این نیز به متحدانش حمله لفظی کرده بود. دانمارک یکی از وفادارترین اعضای ناتو با تهدید تصاحب گرینلند مواجه شد و دولت‌های اروپایی به عقبگرد دموکراتیک متهم شدند. اعمال تعرفه‌ها نیز به این تنش‌ها دامن زد. به‌نظر می‌رسد وفاداری به آمریکا چندان سودی نداشته است اما اختلافات بر سر ایران از همیشه تلخ‌تر و شدیدتر شده است. بخشی از این وضعیت به این دلیل است که ترامپ واقعا احساس ناامیدی می‌کند اما اروپایی‌ها گمان می‌کنند که او به‌دنبال یافتن مقصر برای ناکامی‌های این جنگ نیز هست.

آیا اما این رابطه قابل ترمیم است؟ طرفداران اتحاد آتلانتیک هنوز امیدوارند. مارک روته، دبیرکل ناتو در ۸ آوریل به واشنگتن سفر کرد تا ترامپ را متقاعد کند که ماندن در ناتو به نفع خود آمریکاست. اما به‌نظر نمی‌رسد موفقیت چندانی داشته باشد. بنابراین حتی سرسخت‌ترین حامیان این اتحاد نیز اکنون باید برای بدترین سناریو آماده شوند.

بدترین سناریو

واقعیت تلخ این است که در شرایط تهدیدهای پیش‌رو، امنیت ملی اروپا دیگر نمی‌تواند بر این فرض استوار باشد که آمریکا برای کمک حاضر خواهد بود. ماده۵ ناتو که حمله به یک عضو را حمله به همه تلقی می‌کند، هنوز از بین نرفته است اما اثر بازدارندگی آنکه بر باور دشمنان به اتحاد اعضا استوار است ضعیف‌تر از هر زمان دیگری در تاریخ ۷۷ساله این پیمان شده است حتی در مقایسه با بحران‌هایی مانند جنگ ویتنام یا جنگ عراق. اروپا همچنین نمی‌تواند امیدوار باشد که خشم ترامپ به‌زودی فروکش کند. مارکو روبیو، وزیر خارجه او نیز با زیر سوال بردن ارزش عضویت در ناتو، سطح تازه‌ای از تنش را رقم زده است. حتی رییس‌جمهور بعدی آمریکا نیز ممکن است همین دیدگاه را داشته باشد.

یکی از دلایل این وضعیت آن است که شاید ترامپ در یک نکته حق دارد؛ اینکه کشورهای اروپایی عضو ناتو به‌اندازه کافی برای دفاع خود هزینه نمی‌کنند. آنها دهه‌ها به آمریکا تکیه کرده‌اند و کمتر از تعهدات خود مشارکت داشته‌اند. هدف تعیین‌شده در سال۲۰۱۴ برای اختصاص ۲‌درصد از تولید ناخالص داخلی به دفاع، تا پیش از حمله روسیه به اوکراین در سال‌۲۰۲۲ عمدتا نادیده گرفته می‌شد. اکنون تحت فشار ترامپ، صحبت از افزایش این رقم به ۴ یا حتی ۵‌درصد مطرح است اما فاصله میان وعده و واقعیت همچنان زیاد است. در میان کشورهای بزرگ اروپایی، تنها آلمان و لهستان در مسیر تحقق این هدف قرار دارند.

اگر این «ازدواج فرا‌آتلانتیکی» از هم بپاشد، اروپا باید برای دفاع از خود آماده باشد. با افزایش احتمال این جدایی، زمان لازم برای رسیدن به خودکفایی نیز کوتاه‌تر می‌شود. اروپا باید هزینه‌های دفاعی پایدار و در سطوحی نزدیک به اهداف بالاتر را تضمین کند. همچنین باید توانمندی‌های جدیدی به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی، لجستیک و مهمات که وابستگی زیادی به آمریکا دارند ایجاد شود. نیروهای نظامی و صنایع تسلیحاتی نیز باید به‌جای تکرار ناکارآمد یکپارچه شوند بنابراین آشتی میان اروپا و آمریکا هنوز ممکن است اما شواهد شش هفته گذشته امید چندانی برای این امر باقی نگذاشته است.

وضعیت ایران در شکاف فراآتلانتیکی

در همین رابطه است که برخی کارشناسان معتقدند شکاف فزاینده میان آمریکا و اروپا در پی جنگ ایران، نشانه‌ای از یک تغییر ساختاری در نظم امنیتی غرب است؛ تغییری که از منظر منافع ملی ایران می‌تواند فرصت‌های قابل‌توجهی ایجاد کند. تضعیف انسجام در ناتو به‌معنای کاهش کارایی یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت غرب در مدیریت بحران‌های بین‌المللی است. این وضعیت فضای مانور ژئوپلیتیکی ایران را افزایش می‌دهد زیرا در شرایط عدم هماهنگی میان قدرت‌های غربی، امکان شکل‌گیری اجماع علیه ایران دشوارتر خواهد شد.

از منظر استراتژیک مهم‌ترین نکته، کاهش اعتبار بازدارندگی جمعی در ناتو است. ماده۵ این پیمان زمانی کارآمد است که دشمنان به اتحاد واقعی اعضا باور داشته باشند. اما اکنون با تردیدهای علنی در واشنگتن و نارضایتی اروپا، این باور تضعیف شده است. برای ایران، این به‌معنای کاهش احتمال واکنش یکپارچه و سریع غرب در برابر تحولات منطقه‌ای است. در چنین فضایی ایران می‌تواند با هزینه کمتر نقش فعال‌تری در معادلات منطقه‌ای ایفا کند و ابتکار عمل بیشتری در حوزه‌هایی مانند امنیت انرژی و مسیرهای ترانزیتی به‌دست آورد.

از نظر اقتصادی این شکاف می‌تواند به بازتعریف روابط اروپا با بازیگران غیرغربی منجر شود. اگر اروپا به این جمع‌بندی برسد که دیگر نمی‌تواند به‌طور کامل به حمایت امنیتی آمریکا تکیه کند، ناگزیر به سمت تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی و انرژی خود حرکت خواهد کرد. این موضوع در بلندمدت می‌تواند فرصت‌هایی برای ایران ایجاد کند تا در صورت مدیریت تنش‌ها به‌عنوان یکی از گزینه‌های تامین انرژی یا مسیرهای ترانزیتی مطرح شود. به‌خصوص در شرایطی که بی‌ثباتی در بازار انرژی افزایش یافته، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در پیرامون تنگه هرمز به یک مزیت راهبردی تبدیل می‌شود.

افزایش هزینه‌های دفاعی اروپا به‌معنای انتقال بخشی از منابع مالی این کشورها از حوزه‌های اقتصادی به نظامی است. این روند می‌تواند رشد اقتصادی اروپا را در میان‌مدت تحت فشار قرار دهد و تمرکز آنها را از سیاست خارجی تهاجمی به مسائل داخلی معطوف کند. چنین تغییری فشار غیرمستقیم بر ایران را کاهش می‌دهد و فضای بیشتری برای بازیگری منطقه‌ای فراهم می‌کند.

در سطح کلان نیز آنچه در حال رخ دادن است، حرکت تدریجی از یک نظم یکپارچه غربی به‌سمت یک ساختار چندقطبی است. در این ساختار کشورهایی مانند ایران می‌توانند با اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه از رقابت میان قدرت‌ها بهره‌برداری کنند. به‌عبارت دیگر هرچه شکاف میان آمریکا و اروپا عمیق‌تر شود، ظرفیت ایران برای تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود به دستاوردهای اقتصادی و راهبردی افزایش می‌یابد.

در همین راستا اگر ایران بتواند این شرایط را با دیپلماسی فعال و مدیریت تنش همراه کند، شکاف در ناتو می‌تواند نه‌تنها یک تحول امنیتی در غرب بلکه یک فرصت راهبردی برای ارتقای جایگاه منطقه‌ای و اقتصادی ایران باشد.

آخرین اخبار