از تنگههرمز تا تراشههای تایوان
جهان صنعت – جهان وارد عصر عدمتقارن شده؛ دورهای که در آن قدرت دیگر صرفا از اندازه اقتصاد یا توان نظامی ناشی نمیشود بلکه از توانایی بازیگران در تبدیل وابستگیها و عدمتوازنها بهاهرم فشار سرچشمه میگیرد. در این نظم جدید بازیگرانی با منابع محدودتر میتوانند با استفاده از گلوگاههای زیرساختی، فناوریهای ارزان و وابستگیهای راهبردی هزینههای سنگینی بهاقتصاد جهانی تحمیل کنند. از تنگههرمز و دریای سرخ گرفته تا صنعت نیمهرساناها و زنجیره تامین مواد معدنی کمیاب جهان امروز بیشاز هرزمان دیگری بهنقاطی وابسته شده که کنترل آنها در اختیار تعداد محدودی از بازیگران است.
نظم پساجنگ سرد بر این فرض استوار بود که وابستگیهای اقتصادی میان کشورها متقارن است و اقتصاد باز جهانی نوعی کالای عمومی محسوب میشود اما این فرض اکنون فروپاشیده و جهان وارد دورهای شده که در آن قدرت از مسیر عدمتقارن تولید میشود.
در این چارچوب دیگر اندازه اقتصاد یا ثروت ملی تعیینکننده اصلی قدرت نبوده بلکه توانایی بهرهبرداری از نقاط ضعف و وابستگیهای دیگران اهمیت پیدا کرده است. بهبیان دیگر بازیگری که بتواند یکگلوگاه حیاتی را کنترل یا مختل کند میتواند بسیار فراتر از وزن اقتصادی یا نظامی خود اثرگذاری داشته باشد.
برای توضیح این وضعیت میتوان بهایران اشاره کرد که باوجود اقتصادی کوچکتر از یونان و تحت فشار تحریمها توانسته با استفاده از پهپادها، موشکها و تهدید تنگههرمز محاسبات صنعت حملونقل جهانی و بازار نفت را تغییر دهد.
تهدید ایران علیه تنگههرمز عملا مهمترین گلوگاه نفتی جهان را به یکسلاح ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. در دریای سرخ نیز حملات حوثیها باعث شد هزینه بیمه جنگ برای یک کشتی ۱۰۰میلیوندلاری در اوج بحران۲۰۲۵ بهنزدیک یکمیلیوندلار برای هر سفر برسد.
درنتیجه بیشتر خطوط بزرگ کشتیرانی مسیر کانال سوئز را کنار گذاشتند و حدود دوسال مسیر دماغه امید نیک را انتخاب کردند؛ تغییری که ۱۰تا۱۴روز بهزمان حملونقل اضافه کرد و هزینه هرکانتینر ۴۰فوتی را چندصد دلار افزایش داد.
این تحولات نمونههایی جداگانه نیستند بلکه همگی بخشی از یک روند واحد هستند؛ روندی که نشان میدهد چگونه بازیگران منطقهای یا حتی گروههای غیردولتی میتوانند با هزینهای نسبتا محدود اختلالی جهانی ایجاد کنند.
تایوان؛ قلب شکننده اقتصاد جهانی
صنعت نیمهرساناها و تایوان یکی دیگر از بارزترین نمونههای عدمتقارن در اقتصاد جهانی معرفی میکند. تنها یکشرکت در این جزیره یعنی TSMC بیش از ۹۰درصد تراشههای پیشرفته جهان را تولید میکند. بقای شرکتهایی مانند انویدیا و اپل و حتی بخشی از توان عملیاتی ارتشهای جهان بهچند کیلومتر مربع تاسیسات صنعتی وابسته شده که هیچ بازیگری در کوتاهمدت توان جایگزینی آن را ندارد.
این تمرکز شدید بهمعنای آن است که یکبحران ژئوپلیتیکی در غرب اقیانوس آرام میتواند بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال و نظامی جهان را دچار اختلال کند.
۳لایه عدمتقارن
عدمتقارن در جهان امروز در سهسطح اصلی عمل میکند: نخست سطح عملیاتی است؛ جاییکه فناوریهای ارزانقیمت میتوانند هزینههای سنگینی بهقدرتهای بزرگ تحمیل کنند. پهپادهای ارزان اوکراینی که تجهیزات چندمیلیوندلاری روسیه را نابود میکنند یا مدلهای پیشرفته هوشمصنوعی که میتوانند توان حملات سایبری را افزایش دهند نمونههایی از این وضعیت هستند. در این سطح اندازه و ثروت دیگر تضمینکننده امنیت نیست.
سطح دوم زیرساختی است. در این لایه برخی بازیگران کنترل زیرساختهایی را در اختیار دارند که دیگران بهآنها وابسته هستند؛ از تسویه دلاری و تولید تراشه گرفته تا پالایش عناصر نادر خاکی، مراکز پردازش ابری، بنادر کانتینری و ناوگان تعمیر کابلهای زیردریایی. چین حدود ۹۰درصد عناصر نادر خاکی جهان را پالایش میکند و محدودیتهای صادراتی جدید پکن در سال۲۰۲۵ حتی شرکتهای دفاعی آمریکا را برای تامین مواد اولیه موشکها با مشکل مواجه کرده است. درمقابل تحریمهای روسیه در سال۲۰۲۲ نیز قدرت زیرساخت مالی دلاری را آشکار کرد.
سطح سوم سیاسی است. همه کشورها توان تحمل هزینههای رقابت راهبردی را ندارند. نظامهای اقتدارگرا بهدلیل ساختار سیاسی خود دربرابر فشارهای داخلی مقاومترند درحالیکه دموکراسیها بهچرخههای انتخاباتی و فشار افکار عمومی وابسته هستند.
چرا ایندوره خطرناکتر شده است؟
مساله اصلی آن است که این عدمتقارنها اکنون یکدیگر را تقویت میکنند. برای مثال حکومتهای اقتدارگرا مانند چین و روسیه میتوانند سالها برای ساخت گلوگاههای زیرساختی سرمایهگذاری کنند و سپس همان زیرساختها را بهابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل کنند.
درنتیجه اقتصاد جهانی وارد دورهای شده که در آن تابآوری دیگر صرفا بهتنوع جغرافیایی زنجیره تامین وابسته نیست بلکه بیش از هر چیز بهحاکمیت اقتصادی و کاهش وابستگیهای راهبردی بستگی دارد.
در این فضا شرکتهای بزرگ جهانی بهتدریج خود را با این واقعیت تطبیق میدهند. اپل تصمیم گرفته بخش عمده آیفونهای فروختهشده در آمریکا را در هند تولید کند تا وابستگی خود بهچین را کاهش دهد. در نمونهای دیگر صندوقهای بازنشستگی دانمارک و سوئد دههامیلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا را فروختند؛ اقدامی که ناشی از نگرانی نسبتبه غیرقابل پیشبینیشدن سیاستهای آمریکا توصیف شده است. اگرچه حوزه فعالیت این بازیگران متفاوت است اما منطق همه آنها یکسان و مبتنی بر کاهش آسیبپذیری دربرابر اهرمهای فشار دیگران است.
حاکمیت؛ اصل جدید تابآوری
در عصر عدمتقارن اصل محوری تابآوری اقتصادی حاکمیت است. شرکتها و کشورها ناچار خواهند بود مشابه کشورهایی مانند کانادا و سنگاپور عمل کنند یعنی اتکا بهخود را افزایش دهند، نقاط آسیبپذیر خود را تقویت کنند و همزمان از مزیتهای نامتقارن خود بهره ببرند.
این مزیتها میتواند فناوری انحصاری، کنترل مواداولیه حیاتی یا نیروی انسانی ممتاز باشد. در جهان جدید خطرناکترین آسیبپذیریها معمولا کمتر دیده میشوند و مهمترین منابع قدرت نیز الزاما همان داراییهای سنتی گذشته نیستند.
جهان صنعت نیوز
