اثر هوشمصنوعی بر کشورهای درحالتوسعه
جهان صنعت – برخلاف نگرانیهای رایج درباره حذف گسترده مشاغل، ارزیابی بانک جهانی نشان میدهد اقتصادهای درحالتوسعه بیش از آنکه از هوشمصنوعی آسیب ببینند، میتوانند از آن برای افزایش بهرهوری و جبران کمبود نیروی متخصص استفاده کنند. بااینحال، این فرصت با یک چالش مهم همراه است؛ وابستگی فزاینده به فناوریهایی که عمدتا در اختیار آمریکا و چین قرار دارند. ازاینرو، بهرهگیری از هوشمصنوعی برای کشورهای درحالتوسعه نهتنها به توسعه زیرساختها بلکه به مدیریت این وابستگی نیز نیاز دارد.
بانک جهانی در نخستین ارزیابی جامع خود از آثار هوشمصنوعی بر زندگی ۸/۶میلیارد نفر ساکن کشورهای درحالتوسعه، به این نتیجه رسیده است که این کشورها در مقایسه با اقتصادهای پیشرفته، فرصت بیشتری برای بهرهبرداری از هوشمصنوعی و نگرانی کمتری از بابت حذف گسترده مشاغل دارند.
براساس این ارزیابی، سهم مشاغلی که در اقتصادهای پیشرفته در معرض جایگزینی با هوشمصنوعی مولد قرار دارند، بیش از سهبرابر کشورهای درحالتوسعهاست. در مقابل، بخش بزرگی از مشاغل در اقتصادهای درحالتوسعه میتوانند بدون حذفشدن، با استفاده از ابزارهای هوشمصنوعی بهرهورتر شوند.
راهحلی برای کمبود نیروی متخصص
بهاعتقاد بانک جهانی، یکی از مهمترین موانع رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، کمبود نیروی انسانی متخصص است. هوشمصنوعی میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند و به کارکنان کمتجربه امکان دهد تا وظایفی را انجام دهند که پیشتر تنها از عهده نیروهای متخصص برمیآمد. در نتیجه، بخشی از فعالیتهای شناختی و تخصصی از افراد کمیاب و پرهزینه به نیروی کار گستردهتر منتقل میشود و بهرهوری کل اقتصاد افزایش مییابد. بانک جهانی بر این باور است که همین ویژگی میتواند هوشمصنوعی را به ابزاری برای تسریع رشد اقتصادی در کشورهای درحالتوسعه تبدیل کند.
در کنار این فرصت، برخی بخشهای اقتصادی با تهدید جدی روبهرو هستند. کشورهایی که طی سالهای گذشته بر خدمات برونسپاری مانند مراکز تماس، خدمات پشتیبانی اداری، خدمات مالی و فعالیتهای مقدماتی نرمافزاری تکیه کردهاند، ممکن است با کاهش تقاضا برای این نوع مشاغل مواجه شوند. بهگفته ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانکجهانی، هوشمصنوعی میتواند یکی از مسیرهای مهم دستیابی به اشتغال طبقه متوسط در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه را محدود کند زیرا بخشی از فعالیتهایی که تاکنون توسط مراکز تماس یا نیروهای خدماتی انجام میشد، بهتدریج به هوشمصنوعی واگذار خواهد شد.
چرا کشورهای درحالتوسعه کمتر آسیب میبینند؟
باوجود این تهدیدها، بانک جهانی برآورد میکند تنها ۵/۴درصد مشاغل در کشورهای درحالتوسعه در معرض جایگزینی مستقیم با هوشمصنوعی مولد قرار دارند؛ درحالیکه این نسبت در اقتصادهای پیشرفته به ۲/۱۴درصد میرسد. علت اصلی این تفاوت، ساختار اقتصادی کشورهای فقیرتر است. این اقتصادها همچنان سهم بالایی از اشتغال را در بخش کشاورزی و بنگاههای کوچک دارند؛ حوزههایی که قابلیتجایگزینی کامل آنها با هوشمصنوعی محدودتر است. از اینرو، در بسیاری از این کشورها، هوشمصنوعی بیشتر نقش یک ابزار کمکی برای افزایش بهرهوری نیروی کار را ایفا خواهد کرد تا جایگزینی کامل کارکنان.
بانک جهانی تاکید میکند بیشتر کشورهای درحالتوسعه توان مالی یا زیرساختی لازم برای سرمایهگذاریهای عظیم در مراکز داده، ابررایانهها یا مدلهای بزرگ زبانی را ندارند؛ مسیری که اکنون اقتصاد آمریکا در پیش گرفته است اما این بهمعنای محروم ماندن از مزایای هوشمصنوعی نیست. بهاعتقاد این نهاد، بسیاری از ابزارهای نسبتا ساده هوشمصنوعی حتی در کشورهایی که با محدودیت برق، توان پردازشی یا کیفیت اینترنت روبهرو هستند نیز، میتوانند برای حل مسائل مشخص و افزایش بهرهوری مورداستفاده قرار گیرند. در نتیجه، استفاده موثر از هوشمصنوعی الزاما به سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای پیشرفته نیاز ندارد.
بانک جهانی درعینحال هشدار میدهد اگر روند کنونی ادامه یابد، اقتصادهای پیشرفته همچنان بیشترین منفعت را از گسترش هوشمصنوعی خواهند برد. برآورد این نهاد نشان میدهد منافع بهرهوری ناشی از هوشمصنوعی در کشورهای ثروتمند بیش از سهبرابر اقتصادهای درحالتوسعه خواهد بود. با این حال، این فاصله قابلکاهش است؛ مشروط بر آنکه کشورهای درحالتوسعه دسترسی خود به توان پردازشی را افزایش دهند و دادههای محلی بیشتری، بهویژه به زبانهای بومی، در اختیار سامانههای هوشمصنوعی قرار دهند.
بانک جهانی تاکید میکند کارایی هوشمصنوعی به دادههایی وابسته است که براساس آنها آموزش میبیند. بنابراین، هرچه دادههای محلی بیشتر و متناسبتر باشند، خروجی این فناوری نیز برای همان کشورها مفیدتر خواهد بود.
خطر وابستگی فناوری
مهمترین چالش راهبردی پیشروی کشورهای درحالتوسعه، وابستگی به فناوریهایی است که عمدتا توسط تعداد محدودی از شرکتهای آمریکایی و چینی توسعه یافتهاند. بانک جهانی هشدار میدهد گسترش استفاده از هوشمصنوعی ممکن است این کشورها را به فناوریهایی وابسته کند که هیچ کنترلی بر توسعه یا مدیریت آنها ندارند. همین نگرانی ممکن است برخی دولتها را از توسعه گسترده هوشمصنوعی بازدارد و آنها را از منافع اقتصادی این فناوری محروم کند.
بانک جهانی معتقد است کاهش این وابستگی الزاما بهمعنای ایجاد یک زنجیره کامل بومی هوشمصنوعی نیست زیرا چنین مسیری به سرمایهگذاریهای بسیار سنگین نیاز دارد. راهکار عملیتر آن است که کشورها خدمات ابری، مدلهای هوشمصنوعی و سایر ابزارهای موردنیاز خود را از تامینکنندگان مختلف تهیه و سامانههای خود را بهگونهای طراحی کنند که امکان جایگزینی و تغییر ارائهدهندگان فناوری بدون بازسازی کامل زیرساختها وجود داشته باشد. چنین رویکردی میتواند خطر وابستگی بیش از اندازه به یک کشور یا یک شرکت را کاهش دهد و درعینحال، امکان بهرهبرداری از مزایای اقتصادی هوشمصنوعیرا نیز حفظ کند.
بانک جهانی نتیجه میگیرد که هوشمصنوعی برای اقتصادهای درحالتوسعه بیش از آنکه تهدیدی برای اشتغال باشد، فرصتی برای افزایش بهرهوری و جبران کمبود نیروی متخصص محسوب میشود اما تحقق این فرصت مستلزم توسعه زیرساختهای دیجیتال، تقویت دادههای بومی و مدیریت وابستگی به فناوریهای خارجی است؛ درغیراینصورت، مزیتهای اقتصادی این فناوری میتواند با وابستگی راهبردی جدید همراه شود.
جهان صنعت نیوز
