معامله در پکن
محمدرضا ستاری – از آخرین سفر دونالد ترامپ بهپکن در نزدیک بهیک دهه گذشته اتفاقات زیادی رخ داده اما شاید بتوان تصور کرد که شرایط چندان تغییر نکرده است. ترامپ روز چهارشنبه راهی پایتخت چین شد؛ سفری که انتظار میرود بیش از هر چیز بر نمایشهای نمادین، همزیستی مسالمتآمیز، قراردادهای تجاری با ارقام بزرگ دلاری و تمجید از شی جینپینگ، رییسجمهوری چین متمرکز باشد؛ همان ویژگیهایی که سفر قبلی او در سال۲۰۱۷ را نیز تعریف میکرد.
با این حال درفاصله میان این دوسفر ترامپ رویکردی بهشدت تقابلی علیه چین درپیش گرفت. مانند جنگ تجاری چندسالهای که از جولای۲۰۱۸ آغاز شد کارزار جهانی علیه شرکت فناوری هوآوی، تلاش برای ممنوعیت شبکه اجتماعی تیکتاک و اعمال محدودیتهای صادراتی برای جلوگیری از دسترسی شرکتهای چینی بهفناوریهای پیشرفته آمریکایی. البته شیوع ویروس کرونا در چین در اواخر سال۲۰۱۹ نیز رخ داد؛ رویدادی سرنوشتساز که بهنظر میرسید خشم ترامپ نسبتبه پکن را تثبیت کرده است.
در همین رابطه لیزا توبین، مدیرعامل شرکت مشاوره ریسک ژئوپلیتیک گارناوت گلوبال در این باره بهمجله فارن پالسی میگوید: شروع همهگیری کووید-۱۹ بهویژه این درک که پاندمی اقتصاد جهانی را کاملا نابود کرده و بهاحتمال زیاد شانس ترامپ برای انتخاب مجدد را از بین میبرد نقطه عطف بود.
توبین که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ بهعنوان مدیر امور چین در شورای امنیت ملی آمریکا فعالیت میکرد از نزدیک شاهد تغییر رویکرد ترامپ بود. او افزود: ترامپ شی جینپینگ را بهدلیل مهار نکردن زودهنگام بیماری مقصر میدانست و سپس بهاین نتیجه رسید که این رابطه دیگر کارآمد نیست و زمان جداسازی اقتصادی فرا رسیده است. از آن لحظه او بهکارکنانش اختیار داد سیاستهای جداسازی را دنبال کنند و ما تا پایان آن دوره همین مسیر را ادامه دادیم.
ترامپ درباره بخش دوم ماجرا درست میگفت. او در انتخابات نوامبر۲۰۲۰ شکست خورد و جو بایدن، رییسجمهور دموکرات جایگزینش شد؛ فردی که با وعده ترمیم جایگاه جهانی آمریکا وارد کاخ سفید شد. درقبال چین اما بایدن عملا همان مسیر را ادامه داد حتی برخی محدودیتهای صادرات فناوری را تشدید کرده، سیاستهایی مانند ممنوعیت خودروهای چینی را بهاجرا گذاشت و قانون ممنوعیت تیکتاک را نیز امضا کرد.
جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت بایدن و از معماران اصلی سیاست چین در این دولت گفت: درطول سالهای ترامپ متوجه شدیم که شعار تعامل جای خود را بهشعار رقابت بهعنوان اصل سازماندهنده روابط آمریکا و چین داده است.
او افزود: ما در دوران ترامپ در حال تدوین راهبردی بودیم که بهآمریکا اجازه دهد هم بهطور موثر با چین رقابت کرده و هم این رقابت را مدیریت کند. درنتیجه طی ششسال گذشته در واشنگتن نوعی اجماع دوحزبی شکل گرفته که چین را اصلیترین رقیب و تهدید امنیت ملی آمریکا میداند؛ اجماعی که هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان را دربر گرفته است.
تغییر دیدگاه ترامپ
با این حال مشخص نیست که این نگاه همچنان ترامپ را نیز هدایت میکند یا نه؟ طی یک سال گذشته دولت ترامپ مجوز فروش برخی تراشههای پیشرفته شرکت انویدیا بهچین را صادر کرده هرچند هنوز تراشهای فروخته نشده است. او بخشی از نیروهای کلیدی وزارت بازرگانی آمریکا که بر تهدیدات فناورانه چین تمرکز داشتند را کنار گذاشت و شورای امنیت ملی را نیز بهشدت کوچک کرد؛ اقدامی که شامل اخراج بیش از ۱۰کارشناس امور چین بود.
ترامپ درقبال تیکتاک تغییر موضع داد و توافقی را امضا کرد که بهاین شبکه اجتماعی اجازه ادامه فعالیت در آمریکا را میدهد؛ توافقی که شرکت مادر چینی، بایتدنس همچنان در آن سهم و کنترل الگوریتم را حفظ میکند.
او در عین حال همچنان بهتمجید از شی جینپینگ ادامه داده است. ترامپ روز دوشنبه در جمع خبرنگاران شی را مردی فوقالعاده توصیف کرد و با تحسین گفت که او چین را با مشت آهنین اداره میکند.
ترامپ بار دیگر اعلام کرد که در دیدار با شی درباره فروش تسلیحات آمریکا بهتایوان گفتوگو خواهد کرد؛ موضوعی که در صورت تحقق میتواند دومین مورد از ششتضمین آمریکا بهتایوان را که دههها مبنای روابط واشنگتن و تایپه بوده نقض کند.
پس چهچیزی تغییر موضع ظاهری ترامپ در دوره دوم را توضیح میدهد، چه بر سر ترامپِ ضدچین آمده و این رویکرد نرمتر چه معنایی برای دیدار او با شی جینپینگ در اواخر همین هفته دارد؟
نشریه فارنپالسی برای یافتن پاسخ این پرسشها با بیش از ۱۲مقام کنونی و سابق آمریکایی که برخی از آنها برای بیان مباحث داخلی دولت خواستار ناشناس ماندن شدند و چندین کارشناس باسابقه چین گفتوگو کرده است. تصویری که از تغییر رویکرد ترامپ در دورهدوم بهدست میآید ترکیبی از ویژگیهای شخصیتی، عملگرایی و اولویتهای جدید است.
کارشناسان چه میگویند؟
بزرگترین تفاوت راهبرد چین در دولت اول و دوم ترامپ صرفا بهچین محدود نمیشود بلکه بهنحوه اداره دولت توسط وی بازمیگردد. رییسجمهور آمریکا اکنون تصمیمگیریها را بسیار متمرکزتر از دوره اول انجام داده، وفاداری را بر تخصص ترجیح میدهد و تنها بهحلقه کوچکی از مشاوران اعتماد دارد؛ افرادی مانند استیو ویتکاف، دوست فعال در حوزه املاک و جرد کوشنر، دامادش که در مذاکرات مربوط بهپایاندادن بهجنگهای غزه، اوکراین و ایران نقش محوری داشتند.
با این حال چین تنها حوزهای است که ویتکاف و کوشنر در آن نقشی ندارند. در این پرونده اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا هدایت امور را بر عهده گرفته و از ثبات و تعادل میان دواقتصاد بزرگ جهان دفاع میکند.
او ماه گذشته بهوالاستریت ژورنال گفت: ما باید ریسکزدایی کنیم و نه جداسازی کامل اما در دولت دوم ترامپ دیدگاههایی غیر از نگاه شخص او فضای بسیار کمتری برای اثرگذاری دارند.
دیوید فیت که در دوره نخست ترامپ در وزارت خارجه روی سیاست چین کار میکرد و تا آوریل سال گذشته عضو شورای امنیت ملی بوده معتقد است: در دوره اول ترامپ روندی نسبتا از پایین بهبالا را مدیریت میکرد. افراد مختلف در سراسر دولت و کاخ سفید ایدههای متنوعی درباره چین ارائه میدادند که طیف کامل رقابت را دربر میگرفت. او افزود: ترامپ در دوره دوم دولت را متفاوت از دوره اول اداره میکند و این مساله درباره چین هم صدق میکند.
هرچند هنوز برخی چهرههای سنتی ضدچین در سطوح بالای دولت حضور دارند اما عملا بهحاشیه رانده شدند.
یکی از مقامهای سابق دولت ترامپ گفت: نمونه روشن این مساله آن است که مارکو روبیو که احتمالا طی یکدهه گذشته صریحترین چهره ضدچین در واشنگتن بود اکنون در این دولت درباره چین بسیار محدود، گزینشی و تقریبا خاموش عمل میکند.
او افزود: روبیو هم درقبال چین بسیار جدی و متفکر است و هم بهشدت میخواهد همان مشاور امنیت ملی و وزیر خارجهای باشد که ترامپ انتظار دارد. او باید همان دستیاری باشد که رییسجمهور میخواهد. بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری بهخصوص در موضوع چین دولت ترامپ مستقیما از خود ترامپ خط میگیرد. تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بهفارنپالسی میگوید: ترامپ سیاست خارجی را تعیین و دولت او آن را اجرا میکند.
با این حال برخی تحلیلگران معتقدند که تغییر رویکرد ترامپ نسبتبه چین صرفا ناشی از تمرکز قدرت در کاخ سفید نیست بلکه بهنوع نگاه شخصی او بهسیاست خارجی نیز بازمیگردد.
بهگفته مقامهای فعلی و سابق آمریکایی ترامپ برخلاف بسیاری از سیاستمداران سنتی واشنگتن چین را بیش از آنکه یک تهدید ایدئولوژیک بداند یک رقیب تجاری و شخصی میبیند. او شی جینپینگ را رهبری قدرتمند میداند که میتوان با او معامله کرد حتی اگر همزمان در حوزههایی مانند تجارت، فناوری یا تایوان رقابت و تنش وجود داشته باشد.
یکی از مقامهای سابق دولت ترامپ در این خصوص توضیح میدهد: ترامپ اساسا سیاست خارجی را از دریچه روابط فردی نگاه میکند. اگر احساس کند با یکرهبر رابطه شخصی خوبی دارد حاضر است اختلافات راهبردی بزرگ را نیز تا حدی مدیریت کند. بهگفته این مقام همین مساله باعث شده که ترامپ در دوره دوم نسبتبه چین انعطافپذیرتر از گذشته بهنظر برسد؛ حتی در حالی که ساختار کلی رقابت آمریکا و چین همچنان پابرجاست.
در عین حال برخی ناظران هشدار میدهند که این رویکرد میتواند باعث سردرگمی متحدان آمریکا در آسیا شود بهخصوص کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی و تایوان که طی سالهای اخیر بر پایه سیاست مهار چین روابط امنیتی خود با واشنگتن را تقویت کردند.
یکی از کارشناسان باسابقه چین در واشنگتن در این مورد میگوید: اگر متحدان آمریکا احساس کنند که ترامپ ممکن است درنهایت بر سر موضوعاتی مانند تایوان با شی معامله کند این مساله اعتماد راهبردی بهآمریکا را تضعیف خواهد کرد.
در پکن نیز مقامهای چینی با دقت تحولات در واشنگتن را دنبال میکنند. بهگفته چند تحلیلگر، رهبران چین معتقدند که ترامپ در مقایسه با بسیاری از سیاستمداران آمریکایی کمتر بهائتلافهای سنتی آمریکا پایبند است و بیشتر بر معاملات دوجانبه تمرکز دارد؛ موضوعی که از نگاه پکن میتواند فرصتهایی ایجاد کند.
با این حال حتی اگر فضای دیدار ترامپ و شی دوستانه و همراه با توافقهای اقتصادی بزرگ باشد بسیاری از اختلافات بنیادین میان دوکشور از رقابت فناورانه و محدودیتهای صادراتی گرفته تا مساله تایوان، دریای چین جنوبی و رقابت ژئوپلیتیک در آسیا همچنان پابرجا خواهد ماند.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سفر ترامپ بهپکن بیش از آنکه نشانه پایان رقابت آمریکا و چین باشد تلاشی برای مدیریت این رقابت و جلوگیری از خروج آن از کنترل است.
یکی از مقامهای سابق شورای امنیت ملی آمریکا معتقد است: واقعیت این بوده که رقابت آمریکا و چین اکنون بخشی دائمی از سیاست جهانی شده است. ممکن است لحنها تغییر کند و رهبران با یکدیگر دیدار و حتی توافقهایی امضا کنند اما ساختار اصلی اینرقابت از بین نخواهد رفت.
