میراث تلخ حبس
پویا اصل باغ- وقتی حکم قاضی پروندهای را مختومه میکند برای خانواده زندانی حبس و سختی آغاز میشود؛ رنجی که نه بهجرم خودشان بلکه بهدلیل جرم دیگری تحمیل میشود. پنجم خرداد، روز نسیم مهر(حمایت از خانواده زندانیان) فرصتی است تا نگاهی بهمشکلات این قشر آسیبپذیر بیندازیم. افزایش مشکلات معیشتی خانواده زندانیان را که نانآور خود را از دست دادند بیش از پیش در تنگنا قرار داده است. این فشار اقتصادی علاوه بر فرسایش روحی و روانی همسر و کودکان کانون خانواده را از هم میپاشد. هرچند که قانون بر شخصیبودن جرم و مجازات تاکید دارد اما نگاه منفی جامعه و عدم حمایتهای کافی مسوولان بر رنج عمیق این خانوادهها میافزاید. هرحکمی که صادر میشود نهفقط یک فرد بلکه هزاران زن و هزاران کودک را بهدرهای از سختی و مشکلات پرتاب میکند.
تاوان اشتباهاتم را خانوادهام میدهد
محمدحسین یکی از زندانیانی است حکم اعدامش شکسته و بهحبس طولانیمدت محکوم شد. او پس از آزادی مشروط با قید وثیقه چند سالی است که بهدلیل مشکلات مالی شدید در تنگنا قرار دارد. وی در گفتوگوی خود با «جهانصنعت»، اینگونه بیان کرد: از همان روزی که بازداشت شدم، حبس کشیدم و پس از آزادی مشروطم خانوادهام تاوان اشتباهاتم را پرداخت کردند. مشکلات مالی سبب شد تا در دام جرم بیفتم. محمدحسین با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند. او میگوید: شبانهروز در تاکسیهای اینترنتی کار میکنم تا بتوانم هزینههای زندگی همسروبچههایم را تامین کنم اما چرخ زندگیام لنگ میزند. هزینههای خوراک، اجارهبها و تحصیل بچهها بهحدی سنگین است که رمقی برایم باقی نگذاشته است. فشارهای مالی گاها محمدحسین را بهفکر بازگشت بهمسیر اشتباه میاندازد اما ترس از آینده فرزندانش او را باز میدارد. او در این باره گفت: گاهی که فشار مالی زیاد میشود بهفکر این میافتم که دوباره بهمسیر اشتباه برگردم اما ترس از آینده بچهها جلویم را میگیرد.
خانواده محمدحسین ماهانه کمکهزینهای از کمیته امداد دریافت میکنند اما این مبلغ بسیار ناکافی است. وی در این باره افزود: کمکهای ماهانه کمیته امداد بهحدی ناکافی است که حتی کفاف پرکردن یک سبد خرید ساده را نمیدهد. محمدحسین با مشکلات عدیدهای ازجمله مساله شغل دستوپنجه نرم میکند. او میگوید: هرجاکه برای کار اقدام میکنم وقتی میفهمند که سابقه زندانی دارم با نگاه بد مرا قبول نمیکنند. درست است که من زمانی مرتکب گناهی شدم و اکنون دارم تاوان آن را میدهم اما شکم گرسنه بهاین چیزها توجهی نمیکند. چرا باید فرزندان من تاوان مرا پرداخت کنند؟ چرا کسی بهداد خانواده ما نمیرسد؟
مشکلات زیادی وجود دارد
مصطفی آبروشن، جامعهشناس در گفتوگو با «جهانصنعت» با اشاره بهمشکلات خانواده زندانیان بیان کرد: خانوادههای زندانیان در ایران با چالشهای متعددی روبرو هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند. این خانوادهها بهویژه همسران و فرزندان زندانیان فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی شدیدی را متحمل میشوند. بسیاری از آنان در سکوت و انزوا با مشکلات دستوپنجه نرم کرده و حمایتهای اجتماعی و قانونی کافی دریافت نمیکنند. این مشکلات بسیار شدید و چندوجهی هستند. از نظر اقتصادی بسیاری از این خانوادهها با فقدان نانآور اصلی خود دچار فقر شدید و ناتوانی در تامین نیازهای اولیه میشوند. از نظر اجتماعی با طردشدن ازسوی برخی اقشار جامعه و ازدستدادن پایگاه اجتماعی خود مواجهند. از لحاظ روانی نیز اضطراب، افسردگی، احساس گناه، شرم و ترس از آینده، بخش جداییناپذیر زندگی روزمره آنان را تشکیل میدهد.
وضعیت خانوادهها پیچیده است
آبروشن افزود: انگ اجتماعی یکی از بزرگترین مشکلات این خانوادههاست. جامعه اغلب بهاشتباه اعضای خانواده زندانیان را نیز در جرم مرتکب شده شریک میداند و با نگاهی قضاوتگرانه با آنان برخورد میکند. این انگ اجتماعی باعث انزوای بیشتر، طردشدن از جمع دوستان و همسایگان و حتی مشکلات برای فرزندان در محیط مدرسه میشود. درواقع زندانی علاوه بر زندان نوعی مجازات مضاعف هم بهاو تحمیل میشود. از نظر حقوقی نیز وضعیت این خانوادهها پیچیده است. درحالیکه قوانین حمایتی محدودی وجود دارد اما آگاهی از این حقوق و دسترسی بهآنها اغلب برای این خانوادهها دشوار است. بسیاری از آنان از حقوقی چون دریافت نفقه، حمایتهای دولتی یا نحوه پیگیری پرونده زندانی خود بیاطلاعند. گاهی روند رسیدگی بهپروندههای مرتبط با زندانیان خود بار مضاعفی بر دوش خانوادهها میگذارد.
این جامعهشناس توضیح داد که نقش جامعه در کاهش مشکلات: جامعه میتواند با افزایش آگاهی و همدلی نسبتبه وضعیت این خانوادهها، کاهش انگ اجتماعی و ارائه حمایتهای عملی نقش موثری ایفا کند. اینحمایتها میتواند شامل کمکهای مالی و غذایی، حمایتهای روانی و مشاورهای، ایجاد فرصتهای شغلی برای همسران زندانیان و تضمین حق تحصیل و سلامت برای فرزندان باشد. سازمانهای مردمنهاد و خیریهها نیز میتوانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. آثار روانی زندان بر خانوادهها شامل احساس غم، اندوه، ناامیدی، اضطراب شدید، ترس از آینده، احساس گناه و گاهی خشم نسبتبه سیستم قضایی است. از نظر اجتماعی این خانوادهها با طردشدن، ازدستدادن شبکه حمایتی و گاهی نیاز بهجابجایی و شروع زندگی در مکانی جدید مواجه میشوند. فرزندان نیز ممکن است با مشکلات رفتاری، افت تحصیلی و مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب دستوپنجه نرم کنند.
فرسودگی روانی خانوادهها و شخص زندانی نگرانکننده است
آبروشن در پایان گفت: خود عمل زندانیشدن یکی از اعضای خانواده شوک روانی بزرگی بهخانواده وارد میکند. این شوک اولیه بهتدریج بهاضطراب مزمن، ترس از آینده نامعلوم و احساس بیثباتی تبدیل میشود. غیبت مداوم زندانی نیز علاوهبر فشار روانی باعث ازهمگسیختگی ساختار خانواده و تغییر نقشها میشود. محدودیت در ملاقاتها و ارتباطات این احساس انزوا و دوری را تشدید کرده و بر وضعیت روانی و اجتماعی خانواده تاثیر منفی میگذارد. بهطور کلی خانوادههای زندانیان در ایران با بحرانی چندوجهی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی سروکار دارند که فقدان نانآور اصلی، فقر شدید و ناتوانی در تامین نیازهای اولیه را بهدنبال دارد. انگ اجتماعی گسترده آنان را از جامعه طرد کرده و منجر بهانزوای شدید، مشکلات تحصیلی و رفتاری برای فرزندان و احساس شرم و گناه در والدین میشود. ازنظر حقوقی باوجود وجود قوانین حمایتی، آگاهی و دسترسی بهاین حقوق برای خانوادهها محدود است. آثار روانی زندان بر خانواده شامل اضطراب، افسردگی و ناامیدی است و خود عمل زندانیشدن ساختار خانواده را مختل کرده و احساس بیثباتی و دوری را تشدید میکند. جامعه با افزایش همدلی، کاهش انگ، ارائه حمایتهای عملی(مالی، شغلی، مشاورهای) و تقویت نقش سازمانهای مردمنهاد میتواند در کاهش این رنجها و بازگرداندن کرامت انسانی بهاین خانوادهها یاریرسان باشد.
روز حمایت از خانواده زندانیان صرفا یکمناسب در تقویم نیست
پنجمخرداد روزی است که بیشتر از هر زمان دیگر خانوادههای زندانیان بهحمایت نیاز دارند و برای این حمایت موثر باید برنامهریزی کرد. این روز فرصتی است برای اشاره بهکسانی که در ارتکاب جرم کوچکترین نقشی نداشتند اما بهاندازه یک مجرم آسیب میبینند. در ایران از هر ۱۰۰هزار نفر ۲۶۹نفر زندانی هستند که این آمار بالاتر از میانگین جهانی و نگرانکننده است. براساس آمار ایران با داشتن حدود یکمیلیونو۸۰۰هزار زندانی در رتبهدهم بیشترین تعداد زندانی در جهان قرار دارد. این در حالی است که بالابودن جمعیت زندانی علاوهبر تحمیل هزینه برای کشور برای نگهداری زندانیان موجب گسترش دامنه آسیبها بهخانواده آنها و گرایش بیشتر آنها بهسوی تخلفهای پیچیدهتر در زندان میشود. براساس آمارها حدود ۲۳۰هزارنفر در زندانهای کشور در حبس بهسر میبرند که بیشتر آنها مرد بوده(زنان ۵/۳درصد زندانیان را تشکیل میدهند) و نزدیک به۱۵۰هزار نفر از آنها متاهل هستند و این یعنی همسر و فرزندان آنها که گناهی در جرمی که مرد خانواده انجام داده ندارند تحتتاثیر زندانیشدن او مشکلات زیادی پیدا میکنند. از سوی دیگر زندانیان نیز بعد از آزادی بهدلیل سوءسابقه شغل مناسبی پیدا نمیکنند و بسیاری از آنها برای تامین معاش خانواده خود اجبارا دست بهخلاف میزنند. اگر در زمان وقت ملاقات بهزندانهای سطح شهر بروید مملو از مادران، زنان و کودکانی است که دیگر هیچ امیدی بهادامه زندگی ندارند.
شرایط فعلی جامعه بهگونهای است که برخی زندانیان بهدلیل تشدید و انباشت مشکلات دوباره بهچرخه جرم بازمیگردند. این وضعیت احتمال اعمال احکام سنگینتر نسبتبه گذشته را نیز برای آنها افزایش میدهد. آنچه میتواند این چرخه معیوب را متوقف کند ایجاد اشتغال و ارائه حمایتهای مالی و اجتماعی است. این حمایتها نقش حیاتی در جلوگیری از داغدارشدن مادران، بیسرپرستشدن فرزندان و بیخانمانشدن همسران ایفا میکنند. روز پنجمخرداد نباید تنها بهانهای برای عکسگرفتن و دادن وعدههایی توخالی بهبرخی مسوولان باشد. خانوادههایی که درحال تجربهکردن این سختیها هستند باتوجه بهشرایط کنونی هر روز بیشتر در این چرخه گرفتار میشوند. امید است روزی فرا رسد که با تعطیلی تمامی زندانها شاهد عدم وقوع هیچجرمی در کشور باشیم تا هیچجوانی عمر خود را پشت میلهها سپری نکند. دستیابی بهاین آرزوی رویایی نیازمند فراهمشدن سازوکارها و شرایط مناسب است اما درصورت بیتوجهی و ناکارآمدی نهتنها این رویا محقق نخواهد شد بلکه شرایط نیز بدتر از قبل خواهد شد و در این میان این خانوادهها هستند که تاوان آن را خواهند پرداخت.
