تنگه هرمز؛ جایی که بیمه، ریسک را قیمت‌گذاری می‌کند

سجاد غلامپورراد
کدخبر: 641864
بازار بیمه دریایی در تنگه هرمز با قیمت‌گذاری ریسک ژئوپلیتیک، هزینه مدیریت انتقال نفت را تعیین کرده و نقش کلیدی در پایداری تجارت انرژی جهانی دارد.
تنگه هرمز؛ جایی که بیمه، ریسک را قیمت‌گذاری می‌کند

سجاد غلامپورراد*– قیمت نفت در بورس‌های جهانی کشف می‌شود اما همه هزینه‌های تجارت انرژی در بازار نفت شکل نمی‌گیرد. بخشی از این هزینه در بازاری تعیین می‌شود که کمتر در کانون توجه قرار دارد؛ بازار بیمه دریایی. در این بازار آنچه قیمت‌گذاری می‌شود خود نفت نیست بلکه هزینه پذیرش ریسک انتقال آن است. روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از تنگه‌هرمز عبور می‌کند که نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهانی نفت و حدود یک‌سوم تجارت دریابرد نفت جهان را تشکیل می‌دهد. این ویژگی هرمز را به‌یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد انرژی جهان تبدیل کرده است. هرگونه افزایش تنش در این منطقه پیش از آنکه به کاهش عرضه منجر شود، خود را در افزایش هزینه مدیریت ریسک نشان می‌دهد؛ هزینه‌ای که یکی از نخستین نمودهای آن، افزایش نرخ‌های بیمه جنگ و بیمه دریایی است.

بازارهای بیمه دریایی؛ محل قیمت‌گذاری ریسک عبور نفت

در بورس‌هایی مانند بورس کالای نیویورک(NYMEX) و بورس بین‌قاره‌ای معامله می‌شود اما هزینه ریسک عبور از تنگه هرمز در شبکه‌ای متشکل از بازار بیمه‌ای لویدز لندن، باشگاه‌های حفاظت و غرامت (P&I)بیمه‌گران تجاری و بیمه‌گران اتکایی بین‌المللی ارزیابی و قیمت‌گذاری می‌شود. در این شبکه بیمه‌گران به‌طور مستمر احتمال وقوع جنگ، حمله به نفتکش‌ها، توقیف شناورها، خرابکاری، مین‌گذاری یا سایر تهدیدهای ژئوپلیتیک را ارزیابی می‌کنند. نتیجه این ارزیابی در نرخ حق‌بیمه منعکس می‌شود. افزایش حق‌بیمه جنگ را می‌توان یکی از نخستین نشانه‌های اقتصادی افزایش ریسک در مسیرهای راهبردی انرژی دانست.

از صرف ریسک جنگ تا هزینه نهایی انرژی

در اقتصاد مالی پذیرش ریسک بدون دریافت بازده ممکن نیست. هرچه احتمال وقوع درگیری نظامی یا ناامنی بیشتر شود، هزینه پذیرش این ریسک نیز افزایش می‌یابد؛ مفهومی که در ادبیات اقتصاد انرژی و مالی معمولا از آن با عنوان «صرف ریسک جنگ» یا به‌طور کلی‌تر «صرف ریسک ژئوپلیتیک» یاد می‌شود. این صرف ریسک تنها در قیمت نفت منعکس نمی‌شود بلکه همزمان بر نرخ بیمه جنگ، کرایه حمل نفتکش‌ها، هزینه تامین مالی و قیمت تحویل محموله اثر می‌گذارد. بنابراین افزایش تنش در تنگه هرمز الزاما به معنای افزایش فوری قیمت جهانی نفت نیست اما تقریبا همیشه هزینه مدیریت ریسک در زنجیره تجارت انرژی را افزایش می‌دهد. بازار بیمه قیمت حادثه را تعیین نمی‌کند بلکه قیمت احتمال وقوع حادثه را تعیین می‌کند.

تجربه‌های تاریخی؛  وقتی هزینه ریسک پیش از کاهش عرضه افزایش یافت

جنگ نفتکش‌ها در دهه‌۶۰ نشان داد که حتی بدون انسداد کامل تنگه هرمز، افزایش حملات به کشتی‌ها می‌تواند هزینه بیمه و کرایه حمل را چند برابر کند. در بحران دریای سرخ (۲۰۲۴-۲۰۲۳)، حق‌بیمه جنگ برای نفتکش‌ها از حدود ۰۵/۰ تا ۱/۰‌درصد ارزش کشتی به حدود ۵/۰ تا ۱‌درصد افزایش یافت. حمله به تاسیسات آرامکو در ۲۰۱۹، که به‌طور موقت بخشی از ظرفیت تولید نفت عربستان را مختل کرد، نمونه دیگری از این الگو است. در همه این موارد، بازار انرژی پیش از کمبود فیزیکی نفت، با افزایش هزینه مدیریت ریسک مواجه شد.

تنگه هرمز؛ پیوندگاه بیمه انرژی و بیمه دریایی

اهمیت تنگه هرمز تنها به عبور نفتکش‌ها محدود نمی‌شود. این گذرگاه محل تلاقی دو حوزه مهم صنعت بیمه است؛ بیمه‌های انرژی و بیمه‌های دریایی. در یک سوی زنجیره، میدان‌های نفت و گاز، سکوهای فراساحلی، پالایشگاه‌ها، خطوط لوله و پایانه‌های صادراتی با استفاده از بیمه‌های انرژی – شامل پوشش‌های بالادست (اکتشاف و تولید)، میان‌دستی(خطوط لوله و ذخیره‌سازی) و پایین‌دستی(پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها) – در برابر ریسک‌های عملیاتی و حوادث فنی پوشش داده می‌شوند. در سوی دیگر نفتکش‌ها، محموله‌ها و مسوولیت‌های کشتیرانی از طریق بیمه‌های باربری، بیمه جنگ، بیمه مسوولیت و بیمه اتکایی مدیریت می‌شوند. هر افزایش ریسک در تنگه هرمز تنها هزینه حمل‌ونقل دریایی را بالا نمی‌برد بلکه بر ارزیابی ریسک کل زنجیره انرژی، از تولید تا صادرات، اثر می‌گذارد.

بیمه انرژی؛ معیار تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی

بیمه تنها نقش جبران خسارت ندارد بلکه یکی از متغیرهای اقتصادی تصمیم‌گیری است. افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک می‌تواند موجب افزایش حق‌بیمه، فرانشیز، محدود شدن ظرفیت بیمه اتکایی و سخت‌گیرانه‌تر شدن شرایط پوشش شود. این تغییرات مستقیما بر هزینه سرمایه، امکان تامین مالی و توجیه‌پذیری اقتصادی پروژه‌های نفت، گاز و پتروشیمی اثر می‌گذارد. از این رو قیمت بیمه در پروژه‌های انرژی صرفا یک هزینه عملیاتی نیست بلکه شاخصی از ارزیابی بازار نسبت به سطح ریسک ژئوپلیتیک محسوب می‌شود.

نقش بازارهای مالی در انتقال ریسک

امروزه بخشی از ریسک‌های بزرگ انرژی از طریق ابزارهای نوین به بازارهای مالی منتقل می‌شود.

اوراق فاجعه (Catastrophe bonds)و سایر اوراق بهادار پیوندخورده با بیمه (Insurance-Linked Securities)، امکان پخش ریسک میان سرمایه‌گذاران جهانی را فراهم کرده‌اند. اگرچه این ابزارها عمدتا برای انتقال ریسک بلایای طبیعی به‌کار گرفته شده‌اند، توسعه آنها نشان‌دهنده روند کلی گسترش سازوکارهای بازارمحور برای انتقال ریسک‌های بزرگ است.

این تحول مرز میان صنعت بیمه و بازار سرمایه را کمرنگ‌تر کرده و نقش بیمه را از یک نهاد سنتی جبران خسارت، به بخشی از سیستم مالی جهانی ارتقا داده است.

بیمه اتکایی

ستون پایداری بازارپذیرش ریسک‌های بزرگ انرژی بدون بیمه اتکایی امکان‌پذیر نیست. خسارت‌های ناشی از جنگ یا حوادث گسترده دریایی، فراتر از توان مالی یک بیمه‌گر واحد است. بیمه اتکایی با توزیع ریسک میان موسسات بین‌المللی، ظرفیت لازم برای پوشش این خسارت‌ها را فراهم می‌کند. در بحران دریای سرخ، بازار از افزایش نرخ‌های اتکایی و کاهش ظرفیت پذیرش ریسک حکایت داشت. بحران تانکرها در ۲۰۱۹ نیز نمونه دیگری از تاثیر مستقیم نااطمینانی ژئوپلیتیک بر بازار بیمه اتکایی بود.

فراتر از جبران خسارت؛ نقش بیمه در حکمرانی انرژی

در نگاه سنتی، بیمه نهادی برای جبران خسارت است اما در اقتصاد انرژی، کارکرد آن گسترده‌تر است. بیمه با قیمت‌گذاری ریسک، تخصیص سرمایه، تسهیل سرمایه‌گذاری و ایجاد اطمینان، بخشی از حکمرانی بازار انرژی را شکل می‌دهد. بدون نظام کارآمد بیمه، تجارت انرژی با هزینه‌های بالاتر و نااطمینانی بیشتری مواجه می‌شود. امنیت انرژی تنها به ظرفیت تولید وابسته نیست بلکه ظرفیت انتقال و مدیریت ریسک نیز یکی از ارکان اصلی آن است.

پیامدهای سیاستی برای ایران

برای ایران مساله تنها میزان صادرات نفت نیست بلکه هزینه انتقال و قابلیت مدیریت ریسک نیز اهمیت دارد. تحریم‌ها و محدودیت دسترسی به بخشی از بازارهای بین‌المللی بیمه، شرایط ایران را با بسیاری از صادرکنندگان نفت متفاوت کرده است. در این شرایط، چهار راهبرد عملی می‌تواند تاب‌آوری را افزایش دهد: افزایش ظرفیت سرمایه شرکت‌های بیمه داخلی، توسعه کنسرسیوم‌های بیمه انرژی، استفاده از سازوکارهای منطقه‌ای بیمه اتکایی(همکاری با بازارهای آسیایی نظیر سنگاپور، چین، مالزی و سایر مراکز نوظهور بیمه اتکایی در منطقه) و توسعه ابزارهای نوین انتقال ریسک در بازار داخلی.

ریسک کالایی که معامله نمی‌شود اما قیمت دارد

آنچه در تنگه هرمز قیمت‌گذاری می‌شود، خود ریسک نیست بلکه هزینه پذیرش ریسک است. هرچه نااطمینانی ژئوپلیتیک افزایش یابد، بازیگران بازار برای پذیرش آن بهای بیشتری مطالبه می‌کنند؛ در قالب حق‌بیمه، کرایه حمل، هزینه تامین مالی یا بازده مورد انتظار سرمایه. بیمه را باید حلقه اتصال اقتصاد واقعی و اقتصاد مالی دانست؛ نهادی که نااطمینانی را به یک متغیر اقتصادی قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌کند.

زنجیره انتقال ریسک

تنش ژئوپلیتیک ← افزایش ریسک جنگ ← افزایش حق‌بیمه جنگ ← افزایش کرایه نفتکش ← افزایش هزینه تجارت ← اثر بر قیمت نهایی انرژی

جمع‌بندی

تنگه هرمز فقط یک آبراه راهبردی نیست بلکه یکی از مهم‌ترین نقاط تلاقی ژئوپلیتیک، تجارت و مدیریت ریسک در اقتصاد جهانی است. آنچه از این گذرگاه عبور می‌کند، تنها میلیون‌ها بشکه نفت نیست بلکه اعتماد به تداوم جریان تجارت جهانی نیز هست. بیمه صرفا هزینه‌ای جانبی نیست؛ بخشی از سازوکار قیمت‌گذاری ریسک و تضمین‌کننده استمرار مبادلات بین‌المللی است.

هرگاه نااطمینانی افزایش می‌یابد، بازار بیمه از نخستین بخش‌هایی است که این تغییر را منعکس می‌کند. اگر قیمت نفت زبان اقتصاد انرژی باشد، نرخ‌های بیمه جنگ، زبان ریسک ژئوپلیتیکند؛ زبانی که اغلب پیش از بازار نفت، از وقوع بحران خبر می‌دهد.

در شرایطی که نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک به یکی از ویژگی‌های پایدار بازار انرژی تبدیل شده است، رصد بازار بیمه جنگ می‌تواند در کنار قیمت نفت، به‌عنوان یکی از شاخص‌های پیش‌نگر برای تحلیلگران، سرمایه‌گذاران و سیاستگذاران مورد استفاده قرار گیرد.

*رییس اداره خسارت بیمه‌های مهندسی و انرژی بیمه رازی

آخرین اخبار