مهم‌ترین تصمیم این زمان

علی محمد نمازی
کدخبر: 620131

علی‌محمد-نمازی

علی محمد نمازی، نماینده پیشین مجلس

ایران در آستانه یک «لحظه بی‌بازگشت» ایستاده است؛ لحظه‌ای که دیگر نه با شعار می‌توان از آن عبور کرد، نه با توهم، نه با لجاجت تاریخی فرسوده‌ای که سال‌هاست به نام «ایستادگی» فروخته شده و در عمل چیزی جز فرسایش یک ملت نبوده است.

این‌بار ماجرا فرق دارد. این‌بار «تهدید» یک واژه نیست بلکه یک روند است. یک روند واقعی، عینی، قابل لمس که از فولاد شروع شده، به پتروشیمی رسیده و اگر متوقف نشود به شریان‌های حیاتی کشور خواهد رسید: برق، نفت، آب و نهایتا خود زندگی. ما وارد عصر «جنگ زیرساختی» شده‌ایم؛ جنگی که هدفش خاک نیست، هدفش آینده بوده و اینجا دقیقا همان نقطه‌ای‌ است که باید گفت ادامه این مسیر، دیگر مقاومت نیست بلکه «انتحار تدریجی یک کشور» است.

بیایید صریح باشیم، بی‌پرده، بی‌تعارف حتی اگر تلخ باشد: هیچ کشوری در جهان با زیرساخت‌های نیمه‌ویران، اقتصاد در حال خفگی و جامعه‌ای خسته و بی‌اعتماد نمی‌تواند وارد یک جنگ فرسایشی شود و زنده بماند.

این یک تحلیل نیست بلکه این «قانون بقا»ست و امروز آنچه بیش از هر زمان دیگری فریاد می‌زند، نه سیاست است، نه ایدئولوژی بلکه «ضرورت بقا»ست.اینجاست که باید یک واژه جدید ساخت؛ واژه‌ای که شاید تا دیروز خیانت تلقی می‌شد اما امروز تنها راه نجات است: «صلح شجاعانه»؛ صلحی که از ضعف نمی‌آید بلکه از درک واقعیت می‌آید. صلحی که نه تسلیم است، نه عقب‌نشینی بلکه «توقف سقوط» است.

آنهایی که هنوز در ذهن خود مذاکره را معادل تسلیم می‌دانند باید به این سوال پاسخ دهند: اگر زیرساخت‌ها فرو بریزند، اگر اقتصاد به نقطه فروپاشی برسد، اگر مردم به مرز انفجار برسند، شما دقیقا از چه چیزی می‌خواهید «دفاع» کنید؟! از خاک؟! یا از ویرانه؟!

امروز پیشنهاد مذاکره، پیشنهاد آتش‌بس – حتی موقت- یک انتخاب سیاسی نیست بلکه یک «ضرورت حیاتی» است. این همان لحظه‌ای ا‌ست که باید بین «غرور» و «بقا» یکی را انتخاب کرد و تاریخ بی‌رحم‌تر از آن است که با کسانی که این تفاوت را نفهمند، شوخی کند.

واقعیت این است که جهان تغییر کرده، معادلات تغییر کرده و مهم‌تر از همه «قدرت» دیگر فقط در موشک و شعار تعریف نمی‌شود بلکه قدرت یعنی توان حفظ کشور، توان حفظ زندگی، توان جلوگیری از فروپاشی و اگر نظامی نتواند این سه را تامین کند، هر چقدر هم که فریاد بزند، در حال از دست دادن بازی است.

امروز پیام‌هایی که از درون ساختار قدرت هم به گوش می‌رسد -چه از زبان دیپلمات‌ها، چه از لحن سیاستمداران سابق- همه یک چیز را فریاد می‌زنند حتی اگر صریح نگویند: «ادامه این مسیر، پایان دارد… و آن پایان، خوشایند نیست.»

این مقاله یک هشدار است اما نه از موضع دشمنی بلکه از موضع «دلسوزی برای بقا.»

ایران نه یک حکومت است، نه یک نظام، نه یک ایدئولوژی بلکه ایران یک «زیست‌جهان» است؛ یک حافظه تاریخی، یک ملت، یک آینده و هیچ ایدئولوژی‌ای، هیچ شعاری و هیچ لجاجتی، ارزش نابودی این زیست‌جهان را ندارد.

وقت آن رسیده که یک تصمیم تاریخی گرفته شود یا «مذاکره برای نجات» یا «ادامه مسیر تا فروپاشی». میانه‌ای وجود ندارد. این همان لحظه‌ای‌ است که رهبران کشور باید از خود بپرسند: آیا می‌خواهند در تاریخ به‌عنوان کسانی ثبت شوند که کشور را نجات دادند؟! یا کسانی که در لحظه آخر هنوز در حال انکار واقعیت بودند؟!

صلح اگر امروز آغاز نشود، فردا دیگر گزینه نخواهد بود. و آن روز دیگر نه از تاک نشان خواهد ماند، نه از تاک‌نشان.

آخرین اخبار