جهان‌ صنعت از سلسله‌مراتب قدرت در چین گزارش می‌دهد:

مرد شماره۲ پس‌از شی

محمدرضا ستاری
کدخبر: 626735
از زمان برگزاری بیستمین‌کنگره ملی حزب کمونیست چین بحث‌ها درباره اینکه چه کسی نفر دوم سلسله مراتب قدرت پس از شی‌جین پینگ در این کشور همچنان ادامه دارد.
مرد شماره۲ پس‌از شی

محمدرضا ستاری – از زمان برگزاری بیستمین‌کنگره ملی حزب کمونیست چین بحث‌ها درباره اینکه چه کسی نفر دوم سلسله مراتب قدرت پس از شی‌جین پینگ در این کشور همچنان ادامه دارد. با پررنگ‌ترشدن نقش کای چی، مقام ۷۰ ساله چینی بسیاری از ناظران او را همان نفر دوم تلقی کردند. مقاله‌ای تازه در مجله اکونومیست نیز دقیقا همین دیدگاه را مطرح می‌کند و استدلال می‌کند که کای به‌عنوان عضو کمیته دائمی پولیت‌بورو، نفر اول دبیرخانه حزب کمونیست و رییس دفتر عمومی حزب سال‌هاست در رویدادهای مهم همراه شی حضور دارد و برنامه زمانی، اسناد، جلسات، جریان اطلاعات و ترتیبات امنیتی رهبر چین را کنترل می‌کند.

کای بی‌تردید امروز یکی از نزدیک‌ترین افراد به‌شی جین‌پینگ در سیاست چین است اما نزدیکی به‌قدرت مطلق با نزدیک‌بودن به‌تصاحب آن یکسان نیست. کای البته فردی مهم است اما عملا نفر دوم چین محسوب نمی‌شود. درواقع در ساختار قدرتی که رهبر آن تا این حد نسبت‌به  ‌تقسیم قدرت حساس است به‌گفته برخی از کارشناسان اساسا چیزی به‌نام نفردوم واقعی وجود ندارد.

درهمین‌رابطه طبق گزارشی که به‌تازگی مجله فارن‌پالسی منتشر کرده در نظامی که قدرت به‌شدت شخصی‌سازی شده نقش دروازه‌بان می‌تواند قدرت واقعی ایجاد کند. خواجه‌های بزرگ در چین باستان نه به‌دلیل جایگاه رسمی نهادی بلکه به‌این علت قدرت فراوانی داشتند که کانال ارتباطی میان امپراتور و دربار بیرونی را در انحصار خود گرفته بودند. آنان تعیین می‌کردند که امپراتور چه گزارش‌هایی را بخواند، با چه کسانی دیدار کند، چه چیزهایی بشنود و دربار بیرونی چگونه اراده امپراتور را درک کنند؟ آنان وابسته به‌قدرت امپراتور بودند اما همین وابستگی دامنه نفوذ عظیمی به‌آنان می‌داد.

با این حال حتی با چنین معیاری نیز کای نفر دوم واقعی نیست. او نه کانال‌های ارتباطی میان شی و حزب، دولت، ارتش و دیگر ساختارها را در انحصار خود دارد و نه یک بلوک قدرت مستقل شکل داده است. درواقع شاید مساله این نباشد که او نمی‌خواهد بلکه این است که نمی‌تواند.

چرخ‌دنده‌های ماشین قدرت شی

شی جین‌پینگ امپراتوری نیست که به‌وسیله کای از جهان بیرون جدا شده باشد و فقط ازطریق او به‌اطلاعات دسترسی پیدا کند. ارتش، امنیت ملی، دستگاه بازرسی انضباطی، ساختار سازمانی و انتصابات و دستگاه اقتصادی و اداری دولت همگی سیستم‌های مستقل خود را دارند. کای به‌شی نزدیک است اما این به‌آن معنا نیست که همه مسیرهای منتهی به‌شی را کنترل می‌کند.

تفاوت اصلی کای با یک‌خواجه قدرتمند یا وزیر محبوبی که به‌ «نفر دوم» تبدیل می‌شود نیز همین است. یک خواجه یا وزیر محبوب می‌توانست زیر دست یک‌نفر و بالاتر از۱۰هزارنفر قرار گیرد زیرا هم نماینده امپراتور بود و هم می‌توانست با استفاده از نام امپراتور اراده سیاسی خود را تولید کند.

قدرتی که کای تاکنون نشان داده عمدتا در حوزه اجرا، انتقال، هماهنگی و نظارت بوده است. او می‌تواند اراده شی را تقویت کند اما نشانه‌ای وجود ندارد که بتواند جایگزین آن شود. او قادر است اجرای سیاست‌ها را پیش ببرد اما هیچ نشانه‌ای نیست که بتواند به‌طور مستقل اولویت‌های سیاستی را بازتنظیم کند. قدرت کای در این است که یکی از چرخ‌دنده‌های ماشین قدرت شی محسوب می‌شود.

درواقع نزدیکی به‌رهبر عالی تنها منبع قدرت نیست زیرا معیارهای سخت‌تری نیز وجود دارد. به‌عنوان مثال آیا آن مقام یک سیستم کلیدی را کنترل می‌کند، در غیاب رهبر می‌تواند از طرف مرکز تصمیم‌گیری کند، آیا در پلتفرم‌های مهم حزبی از دیگر اعضای کمیته دائمی بالاتر قرار می‌گیرد و آیا می‌تواند منابع، کادرها، امور مالی، امنیت و سیستم اجرایی محلی را بسیج کند؟ با این معیارها توصیف کای به‌عنوان نفر دوم واقعی دشوار است.

ساده‌ترین مثال مساله نگه‌داشتن کشور در زمان غیبت رهبر است. حزب کمونیست چین قواعد نهادی مشخصی دارد به‌طوری که اگر رهبر عالی برای مدت طولانی به‌خارج از کشور برود باید فردی موقت به‌عنوان سرپرست تعیین شود تا وظایف دبیرکل موقت را انجام دهد، امور مهم دولتی و نظامی را اداره و عملکرد روزمره رهبری را حفظ کند. آن فرد در درجه نخست فقط می‌تواند لی چیانگ نخست‌وزیر چین باشد و نه کای.

لی در کمیته دائمی رتبه دوم را دارد، نخست‌وزیر شورای دولتی است و نخستین فردی محسوب می‌شود که سیستم‌های اقتصادی و دولتی را هدایت می‌کند. در کمیسیون‌های اصلی حزب و نشست‌های کلان بین‌بخشی نقش لی از کای مهم‌تر است.چندنهاد اصلی حزب کمونیست چین ازجمله کمیسیون مرکزی امنیت ملی، کمیسیون مرکزی تعمیق همه‌جانبه اصلاحات و کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی از مهم‌ترین بسترهای تصمیم‌گیری و هماهنگی در دوران شی هستند. بنابراین اگر کای واقعا نفردوم بود باید دست‌کم در این کمیسیون‌ها جایگاهی بالاتر از لی می‌داشت اما در بیشتر این ساختارها لی بالاتر از کای قرار می‌گیرد.

به‌ویژه در کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی لی معاون رییس است درحالی‌که کای تنها یک‌عضو عادی محسوب می‌شود. از زمان اصلاحات و سیاست درهای باز امور مالی و اقتصادی عملا مهم‌ترین حوزه کاری حزب کمونیست بوده و این کمیسیون هسته اصلی هدایت اقتصادی کشور توسط حزب است.

نحوه اداره نشست‌های مهم حزبی نیز این موضوع را روشن می‌کند. نشست‌های مطالعاتی مقامات استانی و وزارتی نمونه‌ای از جلسات سطح بالای حزبی هستند که تحت هدایت مستقیم شی برگزار می‌شوند و نه نشست‌های شورای دولتی یا جلسات عادی اداری. در این‌جلسات شی سخنرانی اصلی را انجام می‌دهد و لی ریاست جلسه را برعهده دارد. در کنفرانس مرکزی کار اقتصادی موضوع حتی روشن‌تر است: اینکه شی سخنرانی می‌کند، لی ریاست و جمع‌بندی نهایی را انجام می‌دهد و کای صرفا در جلسه حضور دارد.

این‌ترتیبات صرفا جزئیات تشریفاتی نیستند. در سیاست جلسات حزب کمونیست، حضورداشتن، ریاست جلسه، ارائه جمع‌بندی و ابلاغ اجرای تصمیمات هرکدام معنای سیاسی متفاوتی دارند. حضور کای نشان می‌دهد که او در حلقه مرکزی قدرت قرار دارد اما ریاست و جمع‌بندی لی نشان‌دهنده مسوولیت کلی او در زیر سایه شی است.

برخی ممکن است بگویند لی امور دولتی را اداره می‌کند و کای امور حزبی را و در نظام حزب کمونیست حزب بالاتر از دولت قرار دارد. این درسطح نظری درست است اما درعمل نمی‌توان چنین حکمی صادر کرد. خود امور حزبی نیز لایه‌بندی دارد. مهم‌ترین بخش‌های کار حزبی شامل سازماندهی و انتصابات، بازرسی انضباطی، امور سیاسی-قضایی، امنیت و ایدئولوژی است.

آنچه کای واقعا کنترل می‌کند دفتر عمومی حزب، هماهنگی روزمره دبیرخانه، کمیته کاری نهادهای مرکزی و دولتی و اسناد، جلسات، دوره‌های مطالعاتی، اجرا و نظارت متمرکز بر اراده شی است. این امور البته مهم‌ هستند اما بیشتر به‌اجرای خواسته‌های شی مربوط می‌شوند تا اعمال قدرت مستقل کای.

علاوه‌براین مهم‌ترین قدرت سازمانی در امور حزبی در اختیار کای نیست. ریاست اداره مرکزی سازمان حزب(نهادی که انتصابات و ارتقاها را کنترل می‌کند) برعهده شی تای‌فنگ است و کل سیستم سازمانی مستقیما حول شی عمل می‌کند. انتصاب، ارزیابی، ارتقا و جابه‌جایی کادرها هسته اصلی تولید قدرت در حزب کمونیست است. کای می‌تواند در سطح دبیرخانه خواسته‌های سیاسی را برای امور سازمانی مطرح کند و در جلسات مهم این سیستم شرکت داشته باشد اما این به‌معنای کنترل مستقیم اداره سازمان نیست. به‌بیان دیگر آنچه کای در امور حزبی در اختیار دارد قدرت هماهنگی تصمیمات اتخاذشده است و نه هسته اصلی قدرت سازمانی.

نفردوم واقعی

درمقابل لی کنترل سیستم اقتصادی و دولتی را در دست دارد. امور دولتی شاید از نظر نظری به‌اندازه امور حزبی جایگاه والایی نداشته باشد اما در حکمرانی ملی نقشی بسیار ملموس‌تر ایفا می‌کند. چگونگی تامین حمایت مالی، حل بحران بدهی دولت‌های محلی، مدیریت بخش املاک، تحریک مصرف، پیشبرد سیاست صنعتی، تثبیت سرمایه‌گذاری خارجی، اداره دولت‌های محلی و کاهش فشار بیکاری همه مسائل سخت ماشین حکمرانی هستند. کای می‌تواند بر اجرای تصمیمات نظارت کند اما این لی است که باید کل سیستم را به‌حرکت درآورد. درواقع فشاری که او تحمل می‌کند از بسیاری جهات مهم‌تر و سنگین‌تر از کار حزبی عادی است.

همین‌جا است که گزارش مجله اکونومیست زیر سوال می‌رود. این‌نشریه جایگاه کای در کنار شی را می‌بیند اما ماهیت چندلایه و تفکیک‌شده ساختار قدرت حزب کمونیست را دست‌کم می‌گیرد. دوران شی بی‌تردید عصر تمرکز شخصی‌سازی‌شده قدرت است اما این به‌آن معنا نیست که همه قدرت صرفا از کانال کای منتقل می‌شود.

برعکس روش شی تقسیم قدرت میان افراد مختلف است؛ به‌گونه‌ای که نزدیکان مورد اعتمادش هرکدام بخشی از ساختار قدرت را کنترل کنند. کای حلقه اتصال مهمی میان این سیستم‌ها بوده اما کنترل‌کننده آنها نیست.

همانطورکه گفته شد یک‌نفر دوم واقعی فقط در حضور رهبر اهمیت ندارد. او باید در غیاب رهبر نیز بتواند اوضاع را حفظ کند. قدرت کای به‌شدت وابسته به‌حضور شی است. هرچه شی قدرتمندتر باشد کای مهم‌تر می‌شود و هرچه حضور شی پررنگ‌تر باشد نقش کای مفیدتر خواهد بود اما اگر شی غایب شود فردی که احتمال بیشتری دارد اداره کلی کشور را موقتا بر عهده بگیرد همچنان لی است و نه کای.

بنابراین هرتحلیلی درباره کای باید از دوافراط پرهیز کند. اینکه او را صرفا یک منشی بدانیم قطعا کم‌اهمیت جلوه‌دادن اوست. او یک‌منشی عادی نیست بلکه مجری مرکزی در سطح کمیته دائمی و نوعی سرپرست بزرگ دربار درونی است. اطلاعات، کانال‌ها و ظرفیت نظارتی‌ که او کنترل می‌کند برای تبدیل کردنش به‌یکی از مهم‌ترین چهره‌های نظام شی کافی بوده اما اینکه او را دومین‌فرد قدرتمند واقعی چین بدانیم اغراق‌آمیز است.

درواقع جوهره نظام شی این نیست که کای جای لی را به‌عنوان نفر دوم گرفته باشد بلکه شی عمدا هرگونه نفردوم کامل را حذف کرده زیرا به‌هر فرد بخشی از قدرت واگذار می‌شود اما به‌هیچ‌کس اجازه داده نمی‌شود که حتی در زیر سایه شی مرکز قدرت مستقلی تشکیل دهد. کای فقط قطعه‌ای است که از همه به‌شی نزدیک‌تر است یعنی مهم‌ترین اپراتور نزدیک‌برد در ماشین قدرت شی.

برجسته‌شدن کای این تصور را برای ناظران خارجی ایجاد کرده که شی بیش‌ازپیش به‌او متکی شده اما دلیل این مساله آن نیست که او به‌یک مرکز قدرت دوم تبدیل شده بلکه این است که در سیستمی بدون نفردوم واقعی نزدیک‌ترین فرد به‌رهبر به‌راحتی با چنین جایگاهی اشتباه گرفته می‌شود.

آخرین اخبار