نبرد پنهان چین در سوریه
محمدرضا ستاری– گزارشی جدید و کمسابقه درباره نقش شبهنظامیان اویغور در سقوط حکومت بشار اسد نگرانیهای پکن نسبتبه رهبری جدید سوریه که دارای پیوندهایی با شبهنظامیان جهادی بوده را تشدید کرده است. شبکه NPR گزارش داده که هزاران شبهنظامی اویغور درطول جنگ داخلی سوریه بهیکیاز سازمانیافتهترین و باتجربهترین نیروهای خارجی حاضر در صفوف مخالفان حکومت تبدیل شدند.
ایننیروها تحت پرچم حزب اسلامی ترکستان (TIP) فعالیت میکنند؛ سازمانی جهادی متشکل از اویغورها که پکن آن را یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه خود میداند. درنتیجه واقعیت جدید سوریه اکنون یکمعضل مهم برای چین ایجاد کرده یعنی ازیکسو بخشی از رهبری جدید سوریه شامل گروههایی است که سالها میزبان نیروهای اویغور مخالف پکن بودند اما ازسویدیگر سوریه از منظر اقتصادی نیز بهبازاری جذاب برای چین تبدیل شده است. درچنینشرایطی همانطورکه المانیتور گزارش داده باتوجه بهاینکه سوریه همچنان در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار دارد نگرانیهای حقوقی و مقرراتی مانع از سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در این کشور شده است. بنابراین بهگفته یکیاز مقامات پیشین سوری این وضعیت باعث شده که سوریه عملا گزینهای جز رویآوردن بهچین نداشته باشد.
عامل اویغورها
گزارش NPR ابعاد تازهای از نقش شبهنظامیان اویغور در سقوط حکومت اسد را آشکار کرده است. براساس گزارش امیلی فنگ، روزنامهنگار این شبکه نیروهای اویغور در ماههای منتهی بهعملیات علیه نیروهای اسد با احمد الشرع، رییسجمهور کنونی سوریه دیدار کرده بودند.
فنگ مینویسد: در جریان یک نشست محرمانه با احمد الشرع که در آن زمان رهبر گروه هیات تحریرالشام و اکنون رهبر سوریه است دوطرف توافق کردند برای آزادسازی حلب از کنترل حکومت اسد حملهای مشترک را تدارک ببینند. درواقع نقش این نیروها بهعنوان یک نیروی رزمی منضبط و کارآمد در تصرف حلب و سپس پیشروی بهسوی دمشق بسیار موثر بود.
بسیاری از اویغورها پساز فرار از فشارها و محدودیتهای اعمالشده در منطقه سینکیانگ چین ازطریق ترکیه راهی سوریه شدند و در قالب حزب اسلامی ترکستان بهجنگ داخلی این کشور پیوستند.
چرا چین نگران است؟
از نگاه پکن رهبری جدید سوریه ارتباط تنگاتنگی با هیات تحریرالشام (HTS) دارد؛ سازمانی که سالها میزبان نیروهای حزب اسلامی ترکستان بوده است.
حزب اسلامی ترکستان بهدنبال ایجاد یک دولت اسلامی در سینکیانگ و بخشهایی از آسیای مرکزی است. براساس گزارش نشریه Foreign Policy، رهبران اویغور در سوریه اعلام کردند که جمعیت جامعه اویغورهای این کشور حدود ۱۵هزارنفر است که از این میان نزدیک به۵هزارنفر را نیروهای مسلح تشکیل میدهند. بیشتر این افراد در ادلب و جسرالشغور مستقر هستند.
رویترز در ژوئن سال گذشته گزارش داد که رهبری جدید سوریه قصد دارد حدود ۳۵۰۰جنگجوی خارجی که عمدتا اویغور هستند را درقالب لشکر هشتادوچهارم ارتش سوریه ادغام کند. این اقدام با اطلاع و نظارت ایالاتمتحده و در چارچوب بازسازی ساختار نیروهای مسلح سوریه انجام میشود.
در برخی از گزارشها آمده که عبدالعزیز داوود هودابردی معروف به«زاهد» و از فرماندهان سابق حزب اسلامی ترکستان بهدرجه سرتیپی در ساختار نظامی جدید سوریه ارتقا یافته است.
درنتیجه بهگفته برخی کارشناسان برای چین نگرانی فقط جنبه ایدئولوژیک نداشته بلکه ابعاد راهبردی نیز دارد. پکن نگران است که سوریه بهمحیطی مناسب برای فعالیت گروههای مسلح ضدچینی تبدیل شده یا بهنمادی از موفقیت جنبشهای جهادی فراملی با مشارکت جنگجویان اویغور بدل شود.
دورنمای سرمایهگذاری چین در سوریه
باوجود این نگرانیهای امنیتی شرکتهای چینی بهتدریج درحال تثبیت جایگاه خود در اقتصاد بازسازی سوریه هستند. پس از بیش از ۱۳سال جنگ نیازهای بازسازی سوریه بسیار گسترده است. بانک جهانی هزینه بازسازی این کشور را حدود ۲۱۶میلیارددلار برآورد کرده است. در همین حال محمد نضال الشعار، وزیر اقتصاد سوریه در ماه مه۲۰۲۵ اعلام کرد که ساخت سوریه جدید درنهایت ممکن است بهبیش از یکتریلیوندلار سرمایه نیاز داشته باشد.
در همین رابطه است که سمیر صابونجی، تاجر سوری-آمریکایی بهالمانیتور میگوید: شرکتها هر روز برای دیدار با ذینفعان و بررسی فرصتهای سرمایهگذاری وارد سوریه میشوند. وقتی شرکتهای آمریکایی حضور ندارند، دیگران جای خالی آنها را پر میکنند.
بهنظر میرسد پکن بهجای ورود بهپروژههای عظیم و پرریسک رویکردی محتاطانه و مبتنی بر حمایت دولت را در پیش گرفته؛ رویکردی که هدف آن تثبیت جایگاههای راهبردی بلندمدت در سوریه و درعینحال کاهش میزان مواجهه با ریسکهای سیاسی و امنیتی این کشور است.
بخشهای اصلی مورد توجه سرمایهگذاران چینی
دراینمیان شرکت بزرگ مخابراتی هواوی بهیکی از فعالترین بازیگران خارجی در بخش ارتباطات سوریه تبدیل شده و گزارشها حاکی از آن است که این شرکت برای مشارکت در پروژههای زیرساختی آینده موقعیتسازی میکند.
چین حضور خود را در حوزههایی نظیر لجستیک و مناطق آزاد تجاری، انبارداری و زیرساختهای حملونقل، استخراج معادن و توسعه بخش انرژی، صنایع فولاد و پروژههای صنعتی گسترش داده است. سال گذشته نیز سازمان کل بنادر زمینی و دریایی سوریه یک تفاهمنامه ۲۰ساله با شرکت «فیدی کانترکتینگ» که با سرمایهگذاران چینی مرتبط است امضا کرد. براساس این توافق بیش از یکمیلیون متر مربع از دو منطقه آزاد سوریه توسعه خواهد یافت. در همین راستا احتمالا چین بهرویکردی کاملا عملگرایانه در قبال رهبری جدید سوریه ادامه خواهد داد.
درواقع این رابطه بیش از پیش ماهیتی معاملهمحور پیدا کرده یعنی پکن تعامل دیپلماتیک و سرمایهگذاریهای گزینشی را ارائه میکند و دمشق تلاش میکند بهچین اطمینان دهد که سوریه بهپایگاهی برای فعالیت گروههای مسلح ضدچینی تبدیل نخواهد شد.
بنابراین بهگفته ناظران در شرایط کنونی بزرگترین مزیت چین در سوریه شاید نه سرمایهگذاریهای گسترده بلکه فقدان رقبای جدی غربی باشد. یعنی در حالی که شرکتهای آمریکایی و اروپایی همچنان با احتیاط عمل میکنند شرکتهای چینی بهتدریج درحال پرکردن این خلأ هستند آنهم در شرایطی که نگرانیهای امنیتی پکن همچنان پابرجاست.
ورود تدریجی بهبازارهای پرریسک اما کمرقیب
در چنین شرایطی برخی از تحلیلگران معتقدند تحولات اخیر سوریه و نقش پررنگ نیروهای اویغور در سقوط حکومت بشار اسد از منظر چین صرفا یک مساله امنیتی یا ایدئولوژیک نیست بلکه در نقطه تلاقی دو اولویت بزرگ پکن یعنی امنیت داخلی و گسترش نفوذ اقتصادی خارجی قرار گرفته است. این وضعیت سوریه را بهیکی از پیچیدهترین پروندههای سیاست خارجی چین در خاورمیانه تبدیل کرده است.
از منظر راهبردی مهمترین نگرانی پکن بهحضور و مشروعیتیافتن نیروهای وابسته بهحزب اسلامی ترکستان بازمیگردد. این گروه که چین آن را تهدیدی مستقیم علیه ثبات منطقه سینکیانگ میداند اکنون نهتنها در ساختارهای نظامی سوریه حضور یافته بلکه برخی فرماندهان آن نیز بهمناصب رسمی ارتش جدید سوریه دست یافتند. برای رهبران چین این مساله میتواند الگویی خطرناک ایجاد کند زیرا برای نخستینبار گروهی که سالها از سوی پکن بهعنوان یک سازمان افراطی معرفی شده بود در یکساختار حکومتی مورد حمایت غرب و برخی بازیگران منطقهای جایگاه رسمی پیدا میکند. چنین روندی میتواند از نگاه چین الهامبخش جریانهای جداییطلب در سینکیانگ و آسیای مرکزی باشد.
با این حال درسویدیگر معادله فرصتهای اقتصادی عظیمی قرار دارد که پکن بهسختی میتواند از آنها چشمپوشی کند. سوریه پساز بیشتر از یکدهه جنگ بهصدهامیلیارد دلار سرمایه برای بازسازی زیرساختها، شبکههای حملونقل، انرژی، مخابرات و صنایع سنگین نیاز دارد. درواقع درشرایطیکه شرکتهای غربی بهدلیل تحریمها، ریسکهای سیاسی و محدودیتهای حقوقی از ورود گسترده بهاین بازار خودداری میکنند چین با خلأ رقابتی کمسابقهای مواجه شده است. این همان الگویی است که پکن پیشتر در عراق، افغانستان و برخی کشورهای آفریقایی نیز از آن بهره برده یعنی ورود تدریجی بهبازارهای پرریسک اما کمرقیب.
از منظر اقتصادی سوریه برای چین تنها یک بازار بازسازی نیست. این کشور میتواند در آینده بهبخشی از مسیرهای منطقهای ابتکار «کمربند و جاده» تبدیل شود. موقعیت جغرافیایی سوریه در شرق مدیترانه امکان اتصال پروژههای چینی بهبازارهای خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی اروپا را فراهم میکند. توسعه بنادر، مناطق آزاد تجاری و زیرساختهای لجستیکی سوریه میتواند در بلندمدت بهتقویت حضور اقتصادی چین در مدیترانه شرقی منجر شود.
در سطح ژئوپلیتیکی نیز پکن تلاش میکند میان ملاحظات امنیتی و منافع اقتصادی خود تعادل برقرار کند. راهبرد چین درقبال دمشق نه مبتنی بر حمایت ایدئولوژیک از دولت جدید بلکه مبتنی بر یک معامله عملگرایانه است. چین سرمایه، فناوری و مشروعیت دیپلماتیک ارائه میدهد و درمقابل انتظار دارد سوریه مانع از تبدیلشدن خاک خود بهپایگاه فعالیت گروههای ضدچینی شود.
در همین رابطه است که میتوان گفت سوریه برای چین بهآزمایشگاهی از سیاست خارجی عملگرایانه تبدیل شده؛ جایی که پکن ناچار است میان بزرگترین تهدید امنیتی خود در غرب چین و یکی از جذابترین فرصتهای اقتصادی خاورمیانه توازن برقرار کند. درنتیجه موفقیت یا شکست این رویکرد میتواند الگوی رفتار آینده چین در کشورهای بیثبات اما دارای ظرفیت اقتصادی بالا را تعیین کند.
