ضرورت حلوفصل مشکلات از مسیر دیپلماسی
علی محمد نمازی، نماینده پیشین مجلس
مذاکره اساسا با هدف بهبود شرایط، پس از بروز اختلاف و جنگ آغاز میشود و چنانچه نیت طرفین مبتنیبر حل مشکل و معضل باشد، روند امور بهسوی حل موضوع پیش خواهد رفت. از این رو در جا زدن در وضعیت مذاکره یا جنگ، برخلاف منافع ملی است و تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به هیچ عنوان بهسود کشور نیست؛ ضمن آنکه با نگاهی به مفاد تفاهمنامه اسلامآباد درخواهیم یافت که اغلب آن ۱۴بندی که در آن متن مورد توافق تهران – واشنگتن قرار گرفته بود، به نفع ایران بود. در واقع فارغ از بحث رفع تحریمها، آزادسازی اموال بلوکهشده و حتی مدیریت تنگه هرمز که در بند۵ مورد تاکید و در اختیار ایران قرار گرفته بود حتی آنچه به ظاهر در تضاد با منافع ما تلقی میشد نیز میتوانست در بلندمدت به سود ما باشد چنانکه تاکید بر عدم حمایت از نیابتیها، از آنجا که ما با کمبود منابع مواجهیم و کشور بعد از جنگ، نیازمند بازسازی و سازندگی گسترده است، میتوانست منجر به سوق یافتن منابع به داخل کشور شده و در نتیجه به نفع خودمان باشد. بنابراین در شرایط کنونی نباید اجازه گسترش درگیریها و لغو آتشبس را بدهیم. ایران در جریان مذاکرات برای دستیابی به توافق، بر خواستههای خود پافشاری کرد و دستاوردهای چشمگیری نیز به دست آورد بنابراین همچنان باید از تداوم حیات تفاهمنامه حمایت کرد.
آنچه در بحث حملات آمریکا به ایران و جنگی که با آن درگیریم، کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که اساسا در شرایط عادی، جنگ منطقی نیست و بهتر است منافع ملی و اولویتهای کشور پای میز مذاکره نقد شوند. همچنین باید توجه داشته باشیم که پیگیری همزمان میدان و دیپلماسی برای تامین منافع ملی منعی ندارد چنانکه مسوولان ارشد نظام نیز بارها بر این مهم تاکید کردهاند.
باید به این مهم نیز توجه داشته باشیم که تنگه هرمز که مهمترین برگ برنده ما بوده، کمکم خاصیت خود را از دست داده و همانطورکه آقای قالیباف هم هشدار داده بود، به این دلیل که بیش از اندازه بر این ظرفیت پافشاری کردیم، هماکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که این عامل برتری راهبردی، تاثیر خود را از دست داده است. ضمن آنکه تنگه هرمز به سه کانال تقسیم میشود؛ یک کانال که طرف ایران است که اتفاقا طولانیترین مسیر است. کانال دوم، کانال وسط است که مسیر اصلی کشتیرانی است و کانال سوم که طرف عمان است و هماکنون نیز ظاهرا عمده رفتوآمدها از این مسیر انجام میشود. به هر تفسیر باید درنظر داشته باشیم که اگرچه ما یکسوی این آبراه راهبردی قرار داریم اما به هر روی، طرف دیگر آن نیز یک کشور دیگر قرار دارد و اگر ما نتوانیم با رویکردی منطقی، جایگاه راهبردی خود را در این راستا به کرسی بنشانیم، عمان از این فرصت در راستای منافع خود بهرهبرداری کرد. متاسفانه تصور سادهانگارانهای وجود دارد و برخی خیال میکنند راه استفاده از این ظرفیت راهبردی این است که از شناورهای عبوری، مبلغی را بهعنوان حق حاکمیت بر تنگه هرمز دریافت کنیم حال آنکه اگر ما ثبات و امنیت این منطقه را تامین کنیم، منافع اقتصادی بهمراتب بیشتری از این حاصل خواهد شد.
فارغ از تمامی این مباحث اما کماکان دو سناریو درباره سرنوشت مذاکرات مطرح است؛ یک سناریو این است که
تقسیم کاری درون حاکمیت شکل گرفته که همزمان بخشی از حاکمیت بر مساله انتقام تاکید کنند و بخش اصلی حاکمیت که رهبری و دولت باشند، باتوجه به شرایط موجود، زمینه برقراری تفاهم را فراهم کنند. اما سناریوی دیگری نیز مطرح است و آن، اینکه این تضادها جدی و واقعی باشد که امیدوارم چنین نباشد. البته باید اذعان کنیم که متاسفانه ما استاد فرصتسوزی هستیم. با این حال امیدواریم که در این قضیه دستیابی به تفاهم و انشاءالله صلح و توافق با آمریکا مرتکب فرصتسوزی نشویم. ما بهتازگی شاهد حذف دو چهره تندرو از هیاترییسه کمیسیون امنیت با رای خود اعضای این کمیسیون بودیم؛ اتفاقی که میتواند نویدبخش این باشد که باوجود آنکه در ظاهر بر مخالفت با هر گونه مذاکره تاکید میشود، در عمل در راستای منافع ملی گام برداریم و بهسوی حلوفصل مشکلات از مسیر دیپلماسی گام برداریم.

