جهان‌ صنعت اهمیت سفر پادشاه بریتانیا به آمریکا را بررسی می‌کند:

شکاف عمیق در روابط ویژه

محمدرضا ستاری
کدخبر: 624322
سفر چارلز سوم به آمریکا در فاصله ۲۷ تا ۳۰ آوریل، ظاهرا برای گرامیداشت دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال ایالات‌متحده آمریکا از بریتانیا انجام می‌شود اما این سفر به ماموریتی برای نجات «رابطه ویژه» دو کشور (اصطلاحی که وینستون چرچیل در سال ۱۹۴۶ به‌کار برد) تبدیل شده است.
شکاف عمیق در روابط ویژه

محمدرضا ستاری – سفر چارلز سوم به آمریکا در فاصله ۲۷ تا ۳۰ آوریل، ظاهرا برای گرامیداشت دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال ایالات‌متحده آمریکا از بریتانیا انجام می‌شود اما این سفر به ماموریتی برای نجات «رابطه ویژه» دو کشور (اصطلاحی که وینستون چرچیل در سال ۱۹۴۶ به‌کار برد) تبدیل شده است. در این میان جایگاه بریتانیا در جهان در معرض خطر قرار دارد و سوال مهم این است که آیا لندن باید همچنان به آمریکا نزدیک بماند یا به سمت اروپا گرایش پیدا کند؟

طبق گزارشی که در این خصوص مجله اکونومیست به‌تازگی منتشر کرده، پادشاه بریتانیا با پیامدهای رسوایی مربوط به جفری اپستین و ارتباطات او با نخبگان بریتانیایی، از جمله برادرش پرنس اندرو و همچنین پیتر مندلسون سفیر پیشین بریتانیا در واشنگتن مواجه است. با این حال مساله مهم‌تر این است که آیا جذابیت سلطنتی می‌تواند تنش میان رهبران بریتانیا و آمریکا را کاهش دهد یا نه؟ زیرا دونالد ترامپ به‌دلیل موضع بریتانیا در قبال جنگ علیه ایران از این کشور ناامید شده و گفته وقتی به آنها نیاز داشتیم، کنارمان نبودند. همچنین کی‌یر استارمر نخست‌وزیر بریتانیا نیز از تمجید مداوم از ترامپ خسته شده و می‌گوید: تسلیم فشار آمریکا نمی‌شوم.

شکاف عمیق

این شکاف شدیدترین اختلاف میان دو متحد از زمان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ به‌شمار می‌رود؛ زمانی که بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کردند تا کانال سوئز را تصرف و جمال عبدالناصر را سرنگون کنند اما خشم آمریکا آنها را وادار به عقب‌نشینی کرد. اکنون آمریکا در جنگ علیه ایران با اسرائیل متحد شده در حالی که متحدان اروپایی از این وضعیت شوکه‌اند اما توان توقف آن را ندارند.

برای مدتیاستارمر و ترامپ روابط نسبتا خوبی داشتند. در دیدار آنها در کاخ سفید در فوریه ۲۰۲۵، استارمر از ترامپ برای انجام دومین سفر رسمی بی‌سابقه به بریتانیا دعوت کرد. در ماه مه نیز دو طرف به توافقی برای کاهش تعرفه‌های سنگین آمریکا دست یافتند. نشست ناتو در ژوئن نیز به‌خوبی برگزار شد و متحدان تعهد دادند هزینه‌های دفاعی خود را تا سال ۲۰۳۵ به ۵/‏۳‌درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند. ترامپ خود را ناجی ناتو معرفی کرد و در قلعه ویندسور در سپتامبر، او با لحنی شاعرانه گفت آمریکا و بریتانیا مانند دو نت در یک آکورد یا دو بند از یک شعر هستند.

اما این فضای شاعرانه از بین رفته است. ترامپ از مخالفت اروپا با نزدیکی او به روسیه به قیمت تضعیف اوکراین و همچنین درخواست مجددش برای الحاق گرینلند ناراحت شد. جنگ ایران نقطه اوج اختلافات بود. ترامپ اروپایی‌ها را به‌دلیل محدود کردن استفاده از پایگاه‌هایشان و امتناع از کمک برای بازگشایی تنگه هرمز بزدل خواند. هرچند بریتانیا تنها هدف خشم او نیست اما نزدیکی تاریخی دو کشور باعث شده این انتقادات شدیدتر به نظر برسد.

این رابطه که همواره برای بریتانیا مهم‌تر از آمریکا بوده، اکنون تحت فشار عوامل متعددی قرار گرفته است. نقش بریتانیا به‌عنوان پل میان آمریکا و اروپا که همیشه هم محل تردید بود با برگزیت عملا از بین رفته است. آمریکا نیز تمایل دارد تمرکز خود را از اروپا به مهار چین معطوف کند. علاوه بر این، ترامپ نگرشی تحقیرآمیز نسبت به قواعد و اتحادهایی دارد که برای بریتانیا اهمیت زیادی دارند. فضای مجازی حامیان جنبش ماگا نیز بریتانیا را کشوری گرفتار جرم و افراط‌گرایی معرفی می‌کند.

افکار عمومی در هر دو کشور نیز در حال تغییر است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در آغاز قرن، بیش از ۸۰‌درصد مردم هر دو کشور دیدگاه مثبتی نسبت به یکدیگر داشتند اما اکنون این میزان کاهش یافته است. میزان رضایت آمریکایی‌ها از بریتانیا در پنج سال اخیر از ۹۱ به ۷۶‌درصد رسیده و در بریتانیا نیز تنها ۳۴‌درصد دیدگاه مثبتی نسبت به آمریکا دارند.

با این حال مقامات ارشد بریتانیایی می‌گویند روابط دو کشور مانند دریاست یعنی در سطح متلاطم اما در عمق آرام. بنابراین با وجود اختلافات سیاسی، همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی همچنان ادامه دارد. اما یکی از مشکلات این است که جمهوریخواهان آمریکایی در عین حمایت از متحدان، مواضع تندی علیه ایران دارند و از تردیدهای اروپایی‌ها ناراضی‌اند.

قدرت رو به افول

یکی از انتقادات مداوم به بریتانیا، تضعیف نیروهای مسلح این کشور است. هرچند این کشور دارای بازدارندگی هسته‌ای، ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های پیشرفته و نیروهای ویژه است اما در عمل توان نظامی آن کاهش یافته است. به گفته یک مقام نظامی، بریتانیا امروز حتی برای اعزام یک تیپ زرهی نیز با مشکل مواجه بوده و با کمبود شدید در سامانه‌های پدافند هوایی و توپخانه روبه‌رو است.

ناوهای هواپیمابر این کشور دچار مشکلات فنی هستند، حضور دریایی دائمی آن در خلیج‌فارس پایان یافته و تنها بخش کوچکی از ناوگان آنها فعال است. همچنین جنگنده‌های اف-۳۵ این کشور فاقد تسلیحات دوربرد کافی هستند. برخی کارشناسان اذعان دارند که نیروهای بریتانیا بدون حمایت آمریکا برهنه هستند.

در حوزه اطلاعاتی، همکاری برابرتر است. بریتانیا عضو ائتلاف اطلاعاتی پنج چشم به‌همراه آمریکا، استرالیا، کانادا و نیوزیلند است اما حتی این همکاری نیز زیر سوال رفته است. برخی تحلیلگران آمریکایی پیشنهاد داده‌اند این ائتلاف کنار گذاشته شده و جای آن را ائتلافی جدید با اسرائیل و ژاپن بگیرد.

در نتیجه بریتانیا ناچار است درسی که از بحران سوئز گرفت را بازنگری کند. در حالی که فرانسه به فاصله گرفتن از آمریکا روی آورد، بریتانیا تصمیم گرفت به آن نزدیک بماند. اکنون به‌نظر می‌رسد فرانسه درست عمل کرده و بریتانیا در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار گرفته است.

پیتر ریکتس، مشاور پیشین امنیت ملی بریتانیا معتقد است که این کشور باید رابطه خود با آمریکا را متعادل کرده و به اروپا نزدیک‌تر شود. با این حال برخی همچنان امیدوارند آمریکا بار دیگر به بریتانیا بازگردد. اما حتی اگر جانشینی همدل‌تر جایگزین ترامپ شود، انتظار خواهد داشت اروپا نقش بیشتری در دفاع از خود ایفا کند.

در چنین شرایطی است که برخی تحلیلگران غربی معتقدند ولادیمیر پوتین دوران صلح طولانی بریتانیا را پایان داد و ترامپ نیز جایگاه ویژه این کشور در جهان را تضعیف کرده است. بنابراین او ممکن است از پادشاه به‌گرمی استقبال کند اما به‌روشنی نشان داده که بریتانیا را قدرتی رو به افول می‌داند.

آخرین اخبار