شبی که آسمان هندیجان تاریک شد
جهان صنعت– تنها چند ساعت بعد از اینکه مشعلهای نفتی رگ سفید آسمان هندیجان در استان خوزستان را تاریک کرد اهالی نفس راحتی کشیدند. شعلههایی که سالهاست بخشی از زندگی مردم در مناطق نفتخیز بوده حالا تکبهتک در حال خاموشی ابدی است. خاموشیهایی که اگرچه دیر اما هنوز هم غنیمتی برای زندگی است و هدیهای برای اقتصاد ایران.
در میانه تقدیرهای رییسجمهوری از وزارت نفت که گزارش داده ۹میلیونمترمکعب از گازهای مشعل طی مدت کوتاهی جمعآوری شده گزارش دیوان محاسبات کشور تصویر متفاوتی ارائه میدهد که بیانگر آن بوده هنوز روزانه بیش از ۵۰میلیون مترمکعب گاز در مشعلها میسوزد و فاصله میان وضعیت موجود و اهداف قانونی چشمگیر است.
هرچند تاکید مسعود پزشکیان، رییسجمهوری که گفته یک روز تاخیر هم نباید در جریان این طرحها اتفاق بیفتد امیدبخش است اما هنوز با رسیدن به اهداف برنامه هفتم توسعه که هدف جمعآوری ۴۴میلیون مترمکعب در روز را هدفگذاری کرده فاصله زیادی دارد.
براساس آمار رسمی وزارت نفت تا میانه بهمن۱۴۰۴ مجموع گازهای همراه و مشعل جمعآوریشده حدود ۱۶میلیون مترمکعب در روز بوده است. از این میزان حدود ۷میلیون مترمکعب مربوط به دورههای گذشته و ۹میلیون مترمکعب متعلق به دولت چهاردهم است. این آمار نشان میدهد که جمعآوری نسبت به قبل رشد داشته اما همچنان بسیار کمتر از حجم هدررفت واقعی یعنی۵۵میلیون مترمکعب در روز است.
برخی پروژههای در حال اجرای برای خاموشی گازهای مشعل شامل ایستگاه تقویت فشار دهلران، NGL ۳۲۰۰، کارخانه گاز خارک، جمعآوری گاز مشعل پالایشگاه بیدبلند، پتروشیمی مارون اگرچه باعث کاهش حجم مشعلسوزیها شدند و دستاورد خاموشی مشعلسوزی را به۹میلیون مترمکعب رساندند با این وجود ادامه کار با چالشهایی روبهرو است.
چالشهایی مثل ریسک بالا و حاشیه سود پایین برای شرکتهای داوطلب بخش خصوصی به این دلیل که قیمت خوراک گاز پایین است و سوددهی پروژهها برای سرمایهگذاران جذاب نیست. عامل دیگری که برخی داوطلبان بخش خصوصی از آن یاد میکنند وجود بوروکراسی و عدم هماهنگی نهادی بوده که به گفته آنها باعث پیچیدگی مجوزها، ناهماهنگی بین وزارت نفت و وزارت نیرو و سایر نهادها سرمایهگذاران شده است.
از برنامه هفتم تا وعدههای فراموششده
اگرچه برای نخستینبار خاموشی گازهای مشعل را بهصورت صریح بهعنوان یک تکلیف الزامآور تعریف کرده با این حال این طرح از دستکم پنجبرنامه قبلی در دستور کار دولتها قرار داشته است. با این وجود میزان موفقیت در خاموشی مشعلها به دلیل بوروکراسی و نبود اراده تصمیمگیر منجربه موفقیت نشد.
بررسی سوابق برنامههای توسعه کشور نشان میدهد خاموشی فلرها همواره جزو وعدههایی بوده که تحقق کامل نیافتند. در برنامههای چهارم، پنجم و ششم توسعه نیز به کاهش فلرینگ اشاره شده بود اما نبود ضمانت اجرایی، تحریمهای تکنولوژیک، مدل اقتصادی نامناسب و اولویتنداشتن گازهای همراه این اهداف را به حاشیه راند. پروژههایی مانند توسعه NGها، بیدبلند خلیجفارس یا طرحهای غرب کارون هرچند گامهایی رو به جلو بودند اما هرگز نتوانستند حجم فلرینگ را بهطور ساختاری کاهش دهند.
کارشناسان انرژی معتقدند علت اصلی این ناکامیها در اولویت نبودن گاز همراه بهعنوان یک سوخت جانشین بوده است. در بسیاری از دولتها تمرکز سیاست انرژی بر افزایش تولید نفت یا صادرات گاز قرار داشت و گازهای همراه محصول جانبی کمارزش تلقی میشدند. این نگاه باعث شد سرمایهگذاری در جمعآوری فلرها برای بخش خصوصی جذاب نباشد و پروژهها متوقف یا نیمهتمام بمانند.
دولت چهاردهم چه کار متفاوتی کرد؟
آنچه دولت چهاردهم را از دولتهای پیشین متمایز میکند نه منابع مالی بیشتر و نه دسترسی آزاد به فناوری بلکه اجبار سیاستی ناشی از ناترازی گاز ارزیابی میشود. افت فشار در میدان پارس جنوبی، افزایش مصرف خانگی و وابستگی نیروگاهها به گاز دولت را به نقطهای رساند که ادامه سوزاندن گازهای مشعل دیگر قابل توجیه نبود.
براساس گزارشهای رسمی وزارت نفت در حدود ۱۵تا۱۶ماه گذشته ظرفیت جمعآوری گازهای مشعل و همراه حدود ۹میلیون مترمکعب در روز افزایش یافته و مجموع جمعآوری به حدود ۱۶میلیون مترمکعب رسیده است. این افزایش عمدتا از طریق فعالسازی پروژههای خوابیده، تکمیل واحدهای نیمهتمام و مشارکت محدود اما هدفمند بخش خصوصی حاصل شده است. شرکتهای داخلی فعال در حوزه جمعآوری گازهای همراه در میدانهایی مانند رگسفید، گلخاری و نفتسفید وارد عمل شدند و بخشی از گازهایی که پیشتر میسوخت به چرخه مصرف بازگشت.
مقایسه عملکرد دولتها نشان میدهد اگرچه عدد ۹میلیون مترمکعب در برابر هدف برنامه هفتم هنوز فاصله زیادی دارد اما از نظر نرخ پیشرفت در بازه زمانی کوتاه قابل مقایسه با دولتهای قبل نیست.
مهدی حسینی، مدیر پیشین اکتشاف شرکت ملی نفت و از طراحان قراردادهای IPC ریشه این ناکامی را در نگاه ساختاری دولتها میداند. او معتقد است که گازهای همراه سالها دارایی درجه دو تلقی شدند. به گفته حسینی، وقتی مدل قراردادی جذاب نباشد، قیمت گاز واقعی نشود و تضمین خرید بلندمدت وجود نداشته باشد هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست روی جمعآوری فلرها ریسک کند. او تاکید میکند که تحریمها تنها بخشی از مشکل بودند و بخش مهمتر ضعف حکمرانی انرژی و ناهماهنگی نهادی بوده است.
آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران براین باور است که ۹میلیون مترمکعب میتواند در زمستان سوخت چند نیروگاه را تامین کند یا مانع مصرف گسترده مازوت شود. نجفی تاکید میکند که تفاوت دولت چهاردهم با دولتهای قبل در این است که خاموشی فلرها از یک پروژه حاشیهای به بخشی از سیاست مدیریت ناترازی تبدیل شده است.
نجفی هشدار میدهد که ادامه این مسیر بدون اصلاح مدل اقتصادی ممکن نیست. به گفته او، اگر قیمتگذاری گاز، قراردادها و تضمین بازگشت سرمایه اصلاح نشود بخش خصوصی در همین سطح متوقف شده و رسیدن به هدف ۴۴میلیون مترمکعب عملا غیرممکن خواهد بود.
وقتی همسایهها جلوترند
در سطح منطقهای ایران همچنان جزو کشورهایی است که بیشترین حجم فلرینگ را دارند. کشورهایی مانند قطر و عربستانسعودی با اتکا به فناوری پیشرفته، قراردادهای شفاف و مشارکت شرکتهای بینالمللی توانستند سوزاندن گازهای همراه را به حداقل برسانند. حتی عراق باوجود چالشهای امنیتی در سالهای اخیر پروژههای بزرگی برای جمعآوری گازهای همراه اجرا کرده است. به گفته کارشناسان، تفاوت اصلی نه در منابع بلکه در مدل حکمرانی انرژی است. در حالی که همسایهها فلرینگ را مسالهای اقتصادی میبینند در ایران این موضوع تا مدتها در حاشیه سیاستگذاری قرار داشت.
پیامدهای زیستمحیطی فلرینگ سالهاست مناطق نفتخیز ایران را تحت فشار قرار داده است. افزایش آلایندهها، شیوع بیماریهای تنفسی و تخریب اکوسیستم محلی از جمله اثراتی است که کارشناسان محیطزیست بارها به آن هشدار دادند. خاموشی حتی بخشی از این مشعلها میتواند تاثیر مستقیم بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی ساکنان این مناطق داشته باشد.
از منظر اقتصادی نیز ۹میلیون مترمکعب گاز جمعآوریشده در شرایط ناترازی اهمیت مضاعف دارد. این گاز میتواند جایگزین سوخت مایع نیروگاهها شود، خوراک پتروشیمیها را تامین کند و فشار بر شبکه گاز کشور را کاهش دهد. در زمستانهایی که افت فشار گاز نگرانکننده میشود همین میزان میتواند تفاوت میان قطع گاز صنایع و تداوم تولید باشد.
مسعود دشتیدرخشان، کارشناس ارشد امور بینالملل و تحلیلگر حوزه انرژی در یادداشتی که شانا منتشر کرده نوشته که خاموشی فلرها در ایران نه با شعار بلکه با اجبار ناترازی گاز شروع شده است. اگر این سیاست تداوم داشته باشد و به دولتهای بعدی منتقل شود میتوان امیدوار بود ایران طی چند سال آینده از جمع کشورهای پرمشعل خارج شود. بهباور دشتی درخشان، کلید موفقیت نه در اعلام ارقام بلکه در استمرار سیاست، جذب سرمایه و تبدیل گازهای همراه به دارایی اقتصادی است؛ مسیری دشوار اما اینبار شاید واقعیتر از همیشه.
