بازآرایی ژئوپلیتیک مسیرهای انرژی درسایه تنش‌های خلیج‌فارس:

افغانستان؛ حلقه مفقوده

گروه انرژی
کدخبر: 624333
افغانستان به‌عنوان حلقه مفقوده مسیرهای انرژی آسیای مرکزی با وجود چالش‌های امنیتی و سیاسی، نقشی کلیدی در کاهش وابستگی به تنگه‌هرمز ایفا می‌کند.
افغانستان؛ حلقه مفقوده

جهان صنعت– تشدید تنش‌ها در تنگه‌هرمز میان ایران و ایالات‌متحده بار دیگر بحث درباره مسیرهای جایگزین انتقال انرژی در آسیای مرکزی و جنوب آسیا را به‌صدر دستور کار سیاستگذاران منطقه‌ای بازگردانده است. دراین‌میان افغانستان به‌عنوان حلقه‌ای بالقوه برای اتصال شبکه‌های ترانزیتی آسیای مرکزی به‌آب‌های آزاد مطرح شده اما واقعیت‌های امنیتی و سیاسی این‌کشور همچنان تحقق چنین سناریویی را با ابهام جدی مواجه کرده است.

براساس گزارش اویل پرایس، طرح‌هایی مانند ابتکار «سیلک سون پلاس» (S7+) تلاش دارند با ایجاد یک‌کریدور اقتصادی گسترده از حوزه خزر تا دریای‌عرب وابستگی منطقه به‌تنگه‌هرمز را کاهش دهند اما پرسش اصلی این‌است که آیا افغانستان می‌تواند به‌پیونددهنده این‌معماری جدید انرژی تبدیل شود یا خود به‌گلوگاهی تازه در مسیر تجارت منطقه بدل خواهد شد؟

در ماه‌های اخیر همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره ریسک عبور نفت و گاز از تنگه‌هرمز ایده شکل‌گیری شبکه‌ای از خطوط لوله، راه‌آهن و مسیرهای تجاری که آسیای مرکزی را ازطریق افغانستان به‌پاکستان و بنادر دریای عرب متصل کند بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. این‌طرح‌ها که در چارچوب ابتکارS7+ مطرح شدند هدفی فراتر از صرفا توسعه زیرساخت دارند و درواقع ‌دنبال ایجاد یک‌«جامعه اقتصادی آسیای مرکزی» با قدرت چانه‌زنی بیشتر در برابر بازیگران جهانی هستند.

بااین‌حال افغانستان در این‌پروژه بیش از آنکه یک‌مزیت قطعی باشد به‌یک متغیر پرریسک تبدیل شده است. حاکمیت طالبان، حضور گروه‌های مسلح، تنش‌های مرزی با پاکستان و میراث بی‌ثباتی دودهه حضور نظامی آمریکا مجموعه‌ای از موانع ساختاری را ایجاد کرده که اجرای پروژه‌های زیرساختی بلندمدت در این‌کشور را با چالش جدی روبه‌رو می‌کند. درچنین‌شرایطی سرمایه‌گذاران بین‌المللی و حتی دولت‌های منطقه‌ای ناچارند میان مزیت ژئوگرافی افغانستان و هزینه‌های سیاسی و امنیتی همکاری با آن توازن برقرار کنند.

از منظر ژئواکونومیک افغانستان کوتاه‌ترین مسیر اتصال آسیای مرکزی به‌آب‌های آزاد محسوب می‌شود. به‌همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند بدون ادغام این‌کشور در شبکه‌های منطقه‌ای طرح‌های اتصال انرژی در آسیای مرکزی ناقص باقی خواهد ماند. درهمین‌چارچوب اس. فردریک استار از کارشناسان برجسته حوزه آسیای مرکزی تاکید کرده که کشورهای منطقه عملا درحال نزدیک‌شدن به‌کابل هستند و حتی سطح تجارت ازبکستان با افغانستان به‌حدود ۵/‏۱‌میلیارد دلار درسال رسیده و انتظار می‌رود افزایش یابد. پروژه خط لوله گاز ترانس‌افغان برای انتقال گاز ترکمنستان به‌پاکستان و هند نیز به‌صورت تدریجی درحال پیشرفت توصیف شده است.

این تحولات نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج در غرب کشورهای آسیای مرکزی درحال آزمون مسیرهای عملی همکاری با افغانستان هستند؛ مسیری که می‌تواند در میان‌مدت ظرفیت صادرات انرژی منطقه را افزایش و وابستگی به‌مسیرهای سنتی ازجمله هرمز را کاهش دهد.

درمقابل این‌خوشبینی‌ها گروهی دیگر از تحلیلگران معتقدند طرح‌هایی مانند S7+ بیش از آنکه یک‌پروژه عملیاتی باشند در شرایط فعلی ماهیتی نظری دارند. ریچارد هوگلند، دیپلمات باسابقه آمریکایی تاکید کرده است که میان منطق نقشه‌های ژئواکونومیک و واقعیت‌های میدانی افغانستان فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. به‌گفته او، پروژه‌هایی از این‌دست زمانی موفق خواهند بود که بر پایه واقعیات سیاسی، فرهنگی و امنیتی منطقه طراحی شوند و نه صرفا برمبنای ضرورت‌های اقتصادی.

درواقع اختلافات میان طالبان و پاکستان، نبود زیرساخت‌های پایه و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری خارجی باعث شده اجرای خطوط لوله یا راه‌آهن ترانس‌افغان در کوتاه‌مدت دور از دسترس به‌نظر برسد. همین موضوع موجب شده برخی ناظران طرحS7+ را بیشتر یک‌چشم‌انداز بلندمدت بدانند تا یک‌پروژه اجرایی فوری. با این‌حال اهمیت افغانستان در معادلات انرژی منطقه‌ای بیش‌از هر چیز به‌آینده تنگه‌هرمز گره خورده است. هرچه ریسک عبور نفت از این‌گذرگاه استراتژیک افزایش یابد انگیزه کشورهای منطقه برای توسعه مسیرهای جایگزین نیز تقویت خواهد شد. درچنین‌شرایطی حتی پروژه‌هایی که امروز غیرواقع‌بینانه به‌نظر می‌رسند ممکن است در آینده به‌گزینه‌های عملی تبدیل شوند.

از این‌منظر افغانستان نه صرفا یک‌کشور بحران‌زده بلکه یک‌متغیر راهبردی در بازآرایی مسیرهای انرژی اوراسیا محسوب می‌شود. اگرچه در کوتاه‌مدت تحقق نقش ترانزیتی این‌کشور با موانع جدی مواجه است اما درمیان‌مدت می‌تواند به‌یکی از حلقه‌های کلیدی اتصال آسیای مرکزی به‌بازارهای جهانی تبدیل شود؛ حلقه‌ای که سرنوشت آن بیش از هر چیز به‌تحولات امنیتی منطقه و آینده تنش‌های ژئوپلیتیک پیرامون تنگه‌هرمز وابسته خواهد بود.

منبع: اویل پرایس

آخرین اخبار