سلامت ملت، ثروت ملت: پیوند ناگسستنی تندرستی و شکوفایی اقتصادی
پوریا عادلی*- در رویکردی مبتنی بر عقلانیت و مسوولیت فردی سلامت شهروندان نه یک هزینه اجتماعی-رفاهی بلکه سرمایهای بنیادین و موتور محرک غیرقابل انکار برای رونق اقتصادی پایدار شناخته میشود. این دیدگاه که برپایه دادههای علمی و تجربیات موفق جهانی استوار بوده بر این اصل تکیه داده که جامعهای از افراد سالم، مسوول، فعال و پرانرژی ضروریترین بستر را برای تولید ثروت، نوآوری، کارآفرینی و رقابتپذیری ملی فراهم میکند. درحقیقت سلامت بهمثابه زیرساختی حیاتی عمل کرده که کیفیت و کمیت نیروی کار، بهرهوری، انباشت سرمایه انسانی و درنهایت شکوفایی اقتصادی را تعیین میکند.
ازمنظر اقتصادی کلان هزینههای مستقیم و غیرمستقیم ناشی از بیماریهای قابل پیشگیری بار سنگینی بر دوش اقتصاد ملی وارد میکند. هزینههای سرسامآور درمان در مراحل پیشرفته بیماریهایی مانند سرطان، دیابت یا بیماریهای قلبی-عروقی نهتنها نظام سلامت را تحت فشار قرار داده بلکه با کاهش نیروی کار فعال، افزایش غیبت از کار(حاضربودن جسمی اما با بهرهوری پایین) و بازنشستگی زودهنگام تولید ناخالص داخلی را بهشدت تحتتاثیر منفی قرار میدهد. درمقابل سرمایهگذاری هوشمندانه و پیشدستانه در حوزه پیشگیری اولیه(همچون آموزش سبک زندگی سالم، تغذیه صحیح، ورزش همگانی و واکسیناسیون) و غربالگریهای منظم از جنبه اقتصادی رویکردی بهغایت مقرونبهصرفه و خردمندانه است. این سرمایهگذاری با حفظ سرمایه انسانی در اوج توانایی خود موجب کاهش هزینههای آتی درمان و افزایش بازدهی اقتصادی میشود. یکنیرویکارسالم با انرژی بیشتر، تمرکز بالاتر و توانایی یادگیری و تطبیقپذیری بهتر سهم بهمراتب بزرگتری در زنجیره ارزش ایجاد میکند. نقش کلیدی «مسوولیتپذیری فردی» در اینپارادایم پررنگ است. نظامهای سلامت موفق ضمن تضمین دسترسی به خدمات اساسی شهروندان را به مشارکت فعال در حفظ سلامت خود تشویق میکنند. این رویکرد شهروند را نه بهعنوان مصرفکننده منفعل خدمات درمانی بلکه بهعنوان سرمایهگذار اصلی در سرمایه سلامت خویش و در نتیجه سرمایه ملی مینگرد. انتخابهای روزمره افراد درخصوص تغذیه، تحرک، پرهیز از موادمخدر و دخانیات و پیگیری بهموقع بررسیهای سلامت مستقیما بر شاخصهای کلان اقتصادی تاثیر میگذارد. جامعه سالم جامعهای با هزینههای درمانی کنترلشده، نیروی کار پویا و خلاق و با کاهش بار مالی بر خانوادههاست که درنتیجه پسانداز و سرمایهگذاری شخصی افزایش یافته و چرخه اقتصادی تقویت میشود. ازسویدیگر سلامت روانی جامعه نیز مولفهای تعیینکننده است. استرس مزمن، اضطراب و اختلالات روانی رایج بهرهوری را تحلیل برده و نوآوری را خنثی میکند. ایجاد فضای کسبوکار امن به کاهش عدم اطمینان و افزایش انگیزه برای کار و سرمایهگذاری میانجامد. امنیت شغلی نسبی و دورنمای رشد اقتصادی خود بسترساز آرامش روانی و افزایش مشارکت اقتصادی شهروندان است. درنتیجه از نگاهی استراتژیک و بر مبنای شواهد سلامت جامعه ایرانی نه حوزهای جدا و مصرفی بلکه پیشنیاز و همتراز با برنامههای توسعه اقتصادی است. سیاستگذاریهای کلان باید بهگونهای طراحی شوند که «سرمایه سلامت ملی» را بهعنوان یکاولویت استراتژیک تقویت کنند. این امر مستلزم همکاری بین بخشی، فرهنگسازی برای مسوولیتپذیری شخصی در حوزه سلامت، ایجاد مشوقهای اقتصادی برای سبک زندگی سالم و هدایت منابع بهسمت پیشگیری و تشخیص زودهنگام بیماریهاست. تنها با داشتن ملتی سالم، پرنشاط و مسوول میتوان به اقتصادی پویا، مقاوم و روبهرشد دست یافت؛ اقتصادی که ثروت آن نهتنها در آمارهای مالی بلکه در شادابی و توانمندی تکتک شهروندان آن تجلی پیدا میکند. سلامت بزرگترین دارایی ملت و ضامن واقعی رونق اقتصادی پایدار است.
*رادیوانکولوژیست
