سقوط یا فرسایش تدریجی
جهان صنعت – فضای کنونی بازارهای مالی آمریکا برای بسیاری از سرمایهگذاران یادآور سالهای پایانی دهه۱۹۹۰ است. در آن دوره ظهور اینترنت بهعنوان یکفناوری انقلابی موجب شد سهام شرکتهای فناوری و بهدنبال آن کل بازار سهام آمریکا وارد یک روند صعودی کمسابقه شود.
سرمایهگذاران خرد با استفاده از ابزارها و پلتفرمهای جدید وارد بازار میشدند، شرکتهای فناوری از ارزشگذاریهای بالا برای عرضه اولیه سهام استفاده میکردند و حتی بسیاری از شرکتهایی که ارتباط مستقیمی با اینترنت نداشتند تلاش میکردند خود را بخشی از این تحول معرفی کنند تا از موج صعودی بازار بهرهمند شوند.
امروز نیز هوشمصنوعی نقش مشابهی را ایفا میکند. این فناوری بهمحور اصلی روایت بازار تبدیل شده و سرمایهگذاران امیدوارند شرکتهایی که در توسعه آن پیشگام هستند موتور رشد اقتصاد و سودآوری دهههای آینده باشند.
درنتیجه ارزشگذاری سهام آمریکا بهسطوحی رسیده که تنها در معدودی از مقاطع تاریخی مشاهده شده است. نسبت CAPE شیلر که یکی از معیارهای بلندمدت ارزشگذاری بازار محسوب میشود نیز در محدودههای بسیار بالایی قرار دارد و از خوشبینی گسترده سرمایهگذاران حکایت میکند.
چرا اینبار لزوما بهسقوط ختم نمیشود؟
باوجود شباهتهای فراوان میان شرایط فعلی و دوران حباب داتکام گروهی از تحلیلگران معتقدند نباید انتظار تکرار دقیق تاریخ را داشت. اینترنت واقعا فناوری تحولآفرینی بود و شرکتهای بزرگی از دل آن متولد شدند اما بازار در آن دوره بیشازحد خوشبین شد و درنهایت اینخوشبینی بهسقوط شدید بازار انجامید.
شاخص S&P500 تقریبا نیمی از ارزش خود را از دست داد و شاخص نزدک نیز بیش از سهچهارم سقوط کرد. بازگشت کامل نزدک بهاوج قبلی خود حدود ۱۵سال زمان برد اما تفاوت مهم دوره کنونی آن است که بسیاری از بازیگران اصلی حوزه هوشمصنوعی هماکنون شرکتهایی سودده و بالغ هستند. برخلاف بسیاری از شرکتهای اینترنتی دهه۹۰ که هنوز مدل کسبوکار مشخصی نداشتند غولهای فناوری امروز درآمدها و سودهای واقعی تولید میکنند.
بههمیندلیل برخی از تحلیلگران وقوع یک سقوط بزرگ مشابه اوایل دهه۲۰۰۰ را محتملترین سناریو نمیدانند. با این حال بازدهیهای سالانه بیش از ۲۰درصدی نزدک نیز نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.
مشکل اصلی؛ کمبود پول
پایان بازار صعودی هوشمصنوعی احتمالا نه با یک بحران ناگهانی بلکه با پدیدهای تدریجی بهنام ازدحام سرمایه یا کمبود منابع مالی همراه خواهد بود.
تحلیلگران بهنقل از رابرت سولو، اقتصاددان مشهور یادآوری میکنند که در دهه۱۹۸۰ گفته میشد عصر کامپیوتر را همهجا میتوان دید جز در آمار بهرهوری. امروز نیز وضعیت مشابهی درباره هوشمصنوعی وجود دارد. باوجود موج گسترده سرمایهگذاری و هیجان بازار آثار آن هنوز بهشکل محسوسی در آمار بهرهوری اقتصاد جهانی مشاهده نمیشود.
درشرایطیکه رشد بهرهوری همچنان ضعیف است و نرخ پسانداز خانوارها کاهش یافته منابع مالی موجود در بازارها محدود است. درنتیجه سرمایهگذاران ناچار خواهند شد میان فرصتهای مختلف انتخاب کنند و این موضوع میتواند بخشی از جریان سرمایه را از بازار سهام دور کند.
جنگ، انرژی و تغییر مسیر سرمایهها
آثار این فشارها هماکنون نیز در برخی بازارها قابل مشاهده است. اگرچه بازار سهام آمریکا تاکنون نسبتبه تحولات ژئوپلیتیک مقاومت نشان داده اما جنگ خاورمیانه درحال تغییر جهت بخشی از سرمایهگذاریهاست.
کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس اکنون مجبورند منابع مالی بیشتری بهسامانههای دفاع موشکی اختصاص دهند. این منابع درنتیجه دیگر صرف سرمایهگذاری در مراکز داده هوشمصنوعی یا خرید طلا نخواهد شد. همزمان افزایش هزینه انرژی نیز فشار مضاعفی بر اقتصاد جهانی وارد میکند.
درچنینشرایطی بخشیاز سرمایههایی که میتوانست وارد حوزه هوشمصنوعی شود بهسمت بخشهای دیگری هدایت خواهد شد.
نرخ بهره؛ دشمن خاموش بازارسهام
عامل دیگری که میتواند سرعت رشد بازار را کاهش دهد افزایش نرخهای بهره است. نرخهای بهره طی سالهای اخیر تحت تاثیر سیاستهای ضدتورمی بانکهای مرکزی، استقراض گسترده دولتها و نیاز مالی عظیم پروژههای مرتبط با هوشمصنوعی افزایش یافتند.
افزایش نرخ بهره از دومسیر بر بازار سهام فشار وارد میکند: نخست آنکه هزینه سرمایهگذاری در زیرساختهای فیزیکی مورد نیاز هوشمصنوعی را افزایش داده و دوم آنکه ارزش فعلی درآمدهای آینده شرکتها را کاهش میدهد.
زمانبندی بازار؛ ماموریتی ناممکن
همانطورکه در دهه۱۹۹۰ نیز فاصله قابلتوجهی میان آغاز حباب و نقطه اوج آن وجود داشت ممکن است بازار کنونی نیز هنوز در مراحل اولیه رشد قرار داشته باشد. شاید امروز بیشتر شبیه سال۱۹۹۸ باشیم تا سال۲۰۰۰ یعنی هنوز بخشی از مسیر صعودی باقی مانده باشد.
بااینحال ارزشگذاری سهام آمریکا بهسطحی رسیده که تنوعبخشی بهسبد داراییها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. سهام آمریکا اکنون گرانترین بازارسهام جهان محسوب میشود و این ارزشگذاری بالا بر این فرض استوار است که شرکتهای آمریکایی موفق خواهند شد فناوریهای آینده را بهکسبوکارهایی سودآور تبدیل کنند. خطر اصلی پیشروی بازار هوشمصنوعی نه یکسقوط ناگهانی بلکه محدودیت تدریجی منابع مالی برای تامین انتظارات فزاینده سرمایهگذاران است. بازاری که امروز بر پایه امید بهآینده شکل گرفته دیریازود باید نشان دهد این امیدها تاچهاندازه بهرشد واقعی بهرهوری و سودآوری منجر خواهد شد.
جهان صنعت نیوز
