سود خصوصی، هزینه عمومی
جهان صنعت – جامجهانی فوتبال از نظر تجاری یکی از موفقترین رویدادهای ورزشی جهان است اما منافع اقتصادی آن میان برگزارکننده، شهرهای میزبان، دولتها، کسبوکارها و مالیاتدهندگان بهطور برابر توزیع نمیشود. درحالیکه فیفا بخش عمده درآمدهای حاصل از حق پخش، حمایتهای مالی، فروش بلیت و خدمات ویژه را در اختیار میگیرد شهرهای میزبان هزینههای سنگین امنیت، حملونقل، آمادهسازی زیرساختها و برگزاری رویدادهای عمومی را متحمل میشوند. شواهد نیز نشان میدهد منافع محلی معمولا کوتاهمدت محدود و متمرکز بر گردشگری و مهماننوازی است و پس از پایان مسابقات دوام چندانی ندارد.
جامجهانی فوتبال معمولا بهعنوان یکی از سودآورترین رویدادهای ورزشی جهان معرفی میشود. فیفا و دولتهای میزبان نیز اغلب پیشبینی میکنند که برگزاری این مسابقات حجم قابلتوجهی از فعالیت اقتصادی ایجاد خواهد کرد. یک برآورد نشان داده است جامجهانی۲۰۲۶ که در ۱۶شهر آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار میشود میتواند تا ۹/۴۰میلیارد دلار بهتولید ناخالص داخلی بیفزاید و سهم شهرهای میزبان آمریکا از این رقم نیز ممکن است به۶۲۰میلیوندلار برسد.
بااینحال این پرسش همچنان مطرح است که آیا جامجهانی بههمان اندازه که در مطالعات اقتصادی ادعا میشود سودآور است یا نه. اقتصاددانان مدتهاست هشدار میدهند که بسیاری از مطالعات اثر اقتصادی رویدادهای بزرگ ورزشی منافع را بیش از اندازه و هزینهها را کمتر از واقع نشان میدهند. روش رایج در این مطالعات آن است که کل مخارج مرتبط با مسابقات محاسبه و سپس با استفاده از ضرایب اقتصادی آثار گستردهتر آن بر اقتصاد برآورد شود. این شیوه معمولا بهارقام بزرگ منتهی میشود اما در بسیاری از موارد هزینههای عمومی برگزاری رویداد را بهطور کامل در نظر نمیگیرد. درعمل تمرکز مطالعات بیشتر بر پولی است که وارد اقتصاد محلی میشود و توجه کمتری بهمنابعی میشود که مالیاتدهندگان برای امنیت، حملونقل، آمادهسازی ورزشگاهها و سایر خدمات عمومی پرداخت میکنند. بنابراین شلوغی هتلها، رونق رستورانها و حضور گسترده مردم در جشنوارههای هواداری بهتنهایی اثبات نمیکند که جامجهانی رشد خالص قابلتوجهی برای شهر میزبان ایجاد کرده است.
کدام بخش از هزینهها واقعا جدید است؟
یکی دیگر از ضعفهای مطالعات اثر اقتصادی این است که مخارج مرتبط با جامجهانی را با وضعیتی که در نبود این مسابقات رخ میداد مقایسه نمیکنند. درنتیجه مشخص نیست چه میزان از فعالیت اقتصادی ثبتشده واقعا جدید است و مستقیما بهبرگزاری مسابقات مربوط میشود.
ممکن است یک شهر میزبان درطول جامجهانی ۵۰۰میلیوندلار هزینه و مصرف ثبت کند اما بخشی از این مبلغ درهرحال ازطریق گردشگری عادی، سفرهای تجاری یا سرگرمیهای محلی خرج میشد بنابراین نمیتوان همه مخارج ثبتشده در دوره برگزاری مسابقات را بهعنوان دستاورد اقتصادی جدید در نظر گرفت. این مساله در شهرهایی مانند نیویورک، لسآنجلس و میامی اهمیت بیشتری دارد. این شهرها حتی بدون میزبانی جامجهانی نیز تعداد زیادی گردشگر جذب میکنند و هتلها، رستورانها و جاذبههای گردشگری آنها در شرایط معمول نیز پرمراجعه است. معیار واقعی میزان درآمد و اشتغال اضافی است که پساز کسر هزینهها و در مقایسه با شرایط بدون جامجهانی ایجاد شده باشد. بدون این مقایسه ارقام مربوط بهاثر اقتصادی میتواند تصویری بزرگتر از دستاورد واقعی ارائه دهد.
فیفا؛ برنده اصلی اقتصاد جامجهانی
مطالعات مربوط بهرویدادهای بزرگ ورزشی مانند جامجهانی معمولا بازده اقتصادی بزرگی را برای شهرهای میزبان پیشبینی میکنند اما درعمل بخش مهمی از منافع مالی نصیب برگزارکنندگان رویداد شده و نه شهرهایی که مسابقات در آنها برگزار میشود.
در جامجهانی فیفا برنده اصلی اقتصادی است زیرا ارزشمندترین و قابل گسترشترین منابع درآمدی مسابقات را در اختیار دارد. این منابع شامل فروش حق پخش بهشبکههای رسانهای جهانی، قراردادهای حمایت مالی با برندهای چندملیتی، صدور مجوز برای کالاها و محصولات رسانهای، فروش بلیت و بستههای خدمات ویژه است. فیفا اعلام کرده که در دودوره جامجهانی از سال۲۰۱۵تا۲۰۲۲ شامل مسابقات۲۰۱۸ روسیه و ۲۰۲۲ قطر حدود ۱۴میلیارد دلار درآمد کسب کرده است. بخش عمده این درآمد از قراردادهای تجاری بهدست آمده بود. پیشبینی میشود درآمد جامجهانی۲۰۲۶ از ۱۳میلیارد دلار فراتر رود. از این میزان حدود ۹/۳میلیارد دلار از حق پخش، ۳میلیارد دلار از فروش بلیت و خدمات ویژه و ۸/۲میلیارد دلار از حمایتهای مالی تامین خواهد شد.
درمقابل شهرهای میزبان و نهادهای عمومی معمولا سهم اندکی از درآمد مستقیم روز مسابقه دارند یا اساسا هیچسهمی دریافت نمیکنند. درواقع سود اصلی در اختیار فیفا و شبکه تجاری آن شامل حامیان مالی جهانی و دارندگان حق پخش، قرار میگیرد درحالیکه دولتها و مالیاتدهندگان بخش بزرگی از ریسک مالی را میپذیرند.
منافع محلی؛ کوتاهمدت و نابرابر
جامجهانی میتواند بهافزایش شهرت جهانی یک شهر کمک کند اما شواهد تاریخی دلیل چندانی برای انتظار منافع اقتصادی گسترده و پایدار در شهرهای میزبان ارائه نمیدهد. برخی کسبوکارهای محلی از حضور گسترده تماشاگران سود میبرند. هتلها، رستورانها، شرکتهای حملونقل و کسبوکارهای نزدیک بهمحل مسابقات از افزایش تقاضا برای اقامت، غذا، جابهجایی و سرگرمی بهرهمند میشوند.
با این حال این منافع معمولا متمرکز و موقتی است. پس از پایان مسابقات و خروج بازدیدکنندگان تقاضا اغلب بهسطح عادی بازمیگردد و اثر بلندمدت بر اقتصاد محلی محدود میشود. حتی در بخش گردشگری و مهماننوازی نیز سود بهطور برابر توزیع نمیشود. هتلها و رستورانها ممکن است در دوره مسابقات قیمتها را افزایش دهند و سود بیشتری کسب کنند اما دستمزد کارکنان آنها معمولا تغییر چندانی نمیکند.
برخی دیگر از کسبوکارها ممکن است اساسا از جامجهانی منتفع نشوند. افزایش ازدحام و قیمتها میتواند مشتریان عادی و گردشگران معمولی را از حضور در شهر منصرف کند یا باعث شود سفر خود را بهزمان دیگری موکول کنند. درنتیجه بخشی از هزینههای هواداران جامجهانی ممکن است جایگزین مخارج مشتریان عادی شود و نه اینکه فعالیت اقتصادی تازهای ایجاد کند.
دولتها میتوانند از افزایش درآمدهای مالیاتی و بهبود برخی زیرساختها بهرهمند شوند اما این منافع باید دربرابر هزینههای عمومی و فرصتهای دیگری که برای مصرف این منابع وجود داشت سنجیده شود.
میزبانی جامجهانی هزینههای قابلتوجهی برای بخش عمومی دارد. احداث یا نوسازی ورزشگاهها، بهبود حملونقل و آمادهسازیهای امنیتی اغلب با منابع عمومی تامین میشود. برای نمونه هزینه جامجهانی۲۰۱۴ برزیل حدود ۶/۱۱میلیارد دلار برآورد شد. بخش بزرگی از این مبلغ صرف ورزشگاهها، ارتقای شبکه حملونقل و بهبود فرودگاهها و عمدتا از منابع دولت فدرال، دولتهای ایالتی و شهرداریها تامین شد.
جامجهانی۲۰۲۶ بخشی از پرهزینهترین نیازهای زیرساختی دورههای گذشته بهویژه ساخت ورزشگاههای بزرگ جدید را کاهش داده است. بیشتر ورزشگاهها از قبل وجود دارند و فیفا از ورزشگاههای لیگ فوتبال آمریکایی و لیگ فوتبال حرفهای در شهرهایی مانند دالاس، لسآنجلس و نیویورک استفاده میکند.
استفاده از ورزشگاههای موجود یک مزیت مهم است زیرا بزرگترین و پرریسکترین هزینه بسیاری از دورههای پیشین جامجهانی را حذف میکند. بااینحال حتی بدون ساخت ورزشگاه تازه میزبانی همچنان تعهد مالی سنگینی برای بخش عمومی بهشمار میرود. برآورد میشود هر شهر میزبان در آمریکا برای مدیریت ترافیک، خدمات اضطراری و برگزاری جشنوارههای عمومی هواداران بین ۱۰۰تا۲۰۰میلیوندلار یا بیشتر هزینه کند. دولتها ممکن است با اعطای معافیتهای مالیاتی یا پذیرش هزینههایی که درشرایط عادی باید توسط برگزارکننده پرداخت شود از بخشی از درآمد خود صرفنظر کنند.
بههمیندلیل برخی شهرهای میزبان آمریکا ازجمله سیاتل و منطقه نیویورک و نیوجرسی جشنوارههای هواداری خود را کوچکتر کردند. برگزاری این رویدادها میتواند روزانه صدهاهزاردلار هزینه داشته باشد درحالیکه درآمد مستقیمی برای دولتهای محلی یا کمیتههای برگزارکننده ایجاد نمیکند. این هزینهها باید بهعنوان مخارج عمومی ارزیابی شوند و نباید از ابتدا فرض کرد که رشد اقتصادی ناشی از مسابقات بهطور خودکار آنها را جبران خواهد کرد. ارزیابی دقیق مستلزم مقایسه درآمد مالیاتی واقعی با کل هزینههای عمومی و بررسی کاربردهای جایگزین این منابع است.
ورزشگاههای موجود نیز صرفا بهایندلیل که در گذشته ساخته شدند نباید رایگان تلقی شوند. بسیاری از آنها با کمک منابع عمومی احداث شدند آنهم با این استدلال که در آینده میزبان رویدادهایی مانند جامجهانی یا سوپربول خواهند بود.
منافع غیرمالی و تجربه مشترک
باوجود هزینهها جامجهانی میتواند منافع کوتاهمدتی برای شهرهای میزبان ایجاد کند که صرفا مالی نیستند. اقتصاددانان از این منافع با عنوان درآمد روانی یاد میکنند؛ مفهومی که بهاحساس غرور، هیجان و تعلق اجتماعی ناشی از میزبانی یک رویداد بینالمللی اشاره دارد. پرشدن ورزشگاهها و فضاهای عمومی از مردمی که تجربهای فراتر از یک مسابقه عادی را با یکدیگر شریک میشوند میتواند احساس همبستگی ایجاد کند. حضور بازدیدکنندگان خارجی و تعامل آنها با جوامع محلی نیز بهویژه در دورهای از شکافهای سیاسی و اجتماعی فرصتهایی برای ارتباط فرهنگی فراهم میکند. این دیدارها ممکن است برای مدتی کلیشهها را بهچالش بکشد و حس واقعی گشودگی و ارتباط میان مردم ایجاد کند. با این حال تجربه دورههای گذشته نشان میدهد احساس وحدت و حسننیت پس از پایان مسابقات معمولا کاهش مییابد و تاثیر محدودی بر شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی دارد.
تجربهای ارزشمند، نه لزوما سرمایهگذاری اقتصادی موفق
محدودیتهای مالی و ماندگاری اندک منافع این پرسش را مطرح میکند که ارزش عمومی جامجهانی چگونه باید سنجیده شود. شهرهای میزبان باید کل مخارج عمومی را دربرابر درآمدهای مالی محدود و منافع غیرملموس مسابقات قرار دهند و همزمان بررسی کنند چه کسانی از رویداد سود بردند و چه کسانی هزینه آن را پرداختند.
ممکن است یک جامعه بهدلیل جلب توجه جهانی، افزایش غرور محلی، هیجان عمومی و اعتبار ناشی از میزبانی تصمیم بگیرد جامجهانی را برگزار کند. این منافع واقعی و معنادارند اما بهخودیخود نشان نمیدهند که میزبانی یک سرمایهگذاری اقتصادی موفق بوده است.
جمعبندی صادقانه میتواند این باشد که جامجهانی تجربهای مشترک و ارزشمند برای جامعه بوده بدون آنکه لزوما راهبردی موفق برای توسعه اقتصادی بهشمار رود. در اقتصاد جامجهانی، فیفا و شبکه تجاری آن بیشترین درآمد مستقیم را بهدست میآورند برخی کسبوکارهای محلی برای مدتی کوتاه سود میبرند و دولتها و مالیاتدهندگان بخش مهمی از هزینه و ریسک را برعهده میگیرند.
جهان صنعت نیوز
