سراشیبی فقر
محمدرضا رسولی- در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان با تورم مزمن، نوسانات ارزی و کاهش قدرت خرید خانوارها دستوپنجه نرم میکند، افزایش هزینه تامین حداقل سبد غذایی فشار مضاعفی را بر دهکهای متوسط و کمدرآمد تحمیل کرده و افزایش کمسابقه تورم تولیدکننده در بخشهای مرتبط با غذا، این نگرانی را افزایش داده که در ماههای آینده سطح تورم خوراکی از این هم بیشتر شود. در کنار آن، جهش قیمت کالاهای مصرفی غیرخوراکی نشان میدهد بحران معیشتی فقط به سفره مردم محدود نمانده و به تمام اجزای زندگی روزمره خانوارهای ایرانی سرایت کرده است. سیاستهای صرفهجویی ارزی و جراحی نابهنگام اقتصادی هم سفره مردم را کوچکتر و هزینههای زندگی را نجومی کرده و در این میان اصلیترین راهکار دولت توزیع کالابرگ بوده و شوربختانه کالابرگی هم که قرار بود کمکهزینهای برای حفظ قدرت خرید مردم باشد خود به عامل تشدید بحران بدل شده و موج گرانی با شتابی بیشتر به کالاهایی رسیده که تا چند سال قبل جزو ابتداییترین نیازهای روزمره خانوار محسوب میشدند.
بارها کارشناسان و دلسوزان این مرز و بوم هشدار دادند که سیاستهای حمایتی نظیر یارانه یا کالابرگ در صورت تداوم تورم مزمن، اثر پایدار ندارند و تا زمانی که تورم مهار نشود هیچ کالابرگی نمیتواند امنیت معیشتی مردم را تامین کند چراکه ارزش واقعی آنها پیش از رسیدن به دست مردم به سرعت از بین میرود! اما متاسفانه دولت چهاردهم بدون توجه به هشدار صاحبنظران این سیاست ناکارآمد را با نام جراحی اقتصادی در دستور کار خویش قرار داد. حال با توجه به افزایش قابلتوجه کالاهای مشمول کالابرگ مقامهای دولتی از بررسی افزایش سبد و ارتقای کالابرگ صحبت میکنند اما به نظر میرسد با تداوم افزایش قیمتها، دولت برای تامین منابع مالی کالابرگ با محدودیت جدی روبهرو بوده و توان افزایش مبلغ کالابرگ را نداشته باشد. در واقع یکی از مشکلات اساسی دولتمردان و مسوولان کشورمان که باعث مقاومت در مقابل تغییر و اصلاح شیوههای حکمرانی میشود، عدم پذیرش و عدم اعتراف به سوءمدیریت فعلی است به گونهای که در پس هر اقدام اشتباه و شکستی، به دنبال توجیه این شیوه ناکارآمد برآمده و نمیخواهند با وجود سیل عظیم مشکلات اقتصادی و اجتماعی، واقعیتها را قبول و نسبت به اصلاح آن اقدام کنند و مادامی که شکست وجود ندارد هیچ اصلاح روش و تغییری هم وجود ندارد.
