پایان نسل خسته و پیر تیم‌ملی:

رسیده وقت رفتن!

گروه جامعه
کدخبر: 639309
تیم ملی فوتبال ایران با وجود تجربه بالا، به دلیل کم‌توجهی به جوان‌گرایی و نوسازی ساختاری در جام جهانی ۲۰۲۶ ناکام ماند و نیازمند تغییرات اساسی است.
رسیده وقت رفتن!

جهان صنعت- جام‌جهانی۲۰۲۶ به‌پایان رسیده و تیم ملی فوتبال ایران فارغ از همه امیدها و وعده‌ها بار دیگر در بزنگاه رقابت با فوتبال مدرن نشانه‌هایی از عقب‌ماندگی ساختاری را به‌نمایش گذاشت. حالا دیگر نمی‌توان پشت واژه‌هایی مثل تجربه یا شرایط خاص پنهان شد. نتیجه خود به‌اندازه کافی گویاست.

فهرستی که به‌گذشته شباهت داشت و نه آینده

وقتی امیر قلعه‌نویی فهرست ۲۶نفره خود را اعلام کرد انتقاد اصلی متوجه میانگین سنی بالای تیم بود؛ تیمی که قرار بود نماینده آینده فوتبال ایران باشد اما بیش از آنکه به‌فردا شباهت داشته باشد بازتابی از گذشته بود. کادر فنی بر این باور تاکید داشت که جام‌جهانی میدان آزمون و خطا نیست و باید از بازیکنان باتجربه بهره برد. استدلالی که درظاهر منطقی به‌نظر می‌رسید، اما در عمل، هزینه‌ای پنهان داشت؛ تعویق یک تغییر اجتناب‌ناپذیر. منتقدان در آن مقطع سکوت کردند آن‌هم نه از سر رضایت بلکه به‌احترام موقعیت تیم ملی اما امروز پس از پایان جام‌جهانی دیگر مجالی برای تعارف باقی نمانده است. تیم ملی ایران نیازمند یک بازنگری جدی است آن‌هم نه فقط در ترکیب بلکه در نگرش.

وقتی تجربه به‌فرسایش تبدیل می‌شود

واقعیت این است که فوتبال ملی بیش از آنکه به‌گذشته وفادار باشد باید به‌آینده متعهد باشد. بازیکنانی مانند مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش، روزبه چشمی، شجاع خلیل‌زاده، محمدحسین کنعانی‌زادگان، سعید عزت‌اللهی، شهریار مغانلو و میلاد محمدی هر یک در مقاطعی ستون‌های تیم ملی بودند و نقش آنها در سال‌های اخیر قابل انکار نیست اما فوتبال حرفه‌ای بیش از هر چیز درباره زمان است: زمان حضور و مهم‌تر از آن زمان کناره‌گیری.

اصرار بر حفظ ترکیب فعلی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس امنیت ایجاد کند اما در بلندمدت هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر به‌همراه دارد: ازدست‌رفتن یک نسل. جوانانی که پشت درهای تیم ملی می‌مانند نه تجربه بین‌المللی کسب می‌کنند و نه فرصت رشد در سطح بالا را به‌دست می‌آورند. این چرخه معیوب خود را در هر تورنمنت تکرار می‌کند.

الگوی موفق؛ خداحافظی در اوج

تجربه فوتبال اروپا بارها نشان داده که تیم‌های موفق دقیقا در لحظه‌ای که هنوز نشانه‌هایی از توانایی باقی است تصمیم به‌تغییر می‌گیرند. فیلیپ لام پس از فتح جام‌جهانی۲۰۱۴ در اوج خداحافظی کرد. باستیان شواین‌اشتایگر، آندرس اینیستا و حتی در سال‌های اخیر تونی کروس هر یک با درک زمان مناسب میدان را برای نسل بعدی باز کردند. این تصمیم‌ها نه از سر ضعف بلکه نشانه‌ای از بلوغ حرفه‌ای و اولویت‌دادن به‌منافع تیم ملی بود.

در ایران اما این تصمیم اغلب به‌تعویق می‌افتد تا جایی که تغییر از یک انتخاب آگاهانه به‌یک اجبار تلخ تبدیل می‌شود. کناره‌گیری از تیم ملی پایان یک مسیر است اما می‌تواند آغاز یک میراث باشد. بازیکنی که در زمان مناسب خداحافظی می‌کند نه‌تنها جایگاه خود را حفظ می‌کند بلکه به‌الگویی برای حرفه‌ای‌گری تبدیل می‌شود. درمقابل ماندن بیش‌ازحد حتی اگر با نیت کمک باشد گاه به‌فرسایش همان اعتبار می‌انجامد.

جام ملت‌های آسیا۲۰۲۷ آزمونی دوباره یا تکرار یک‌اشتباه؟

اگر کمی عقب‌تر برویم به‌جام ملت‌های آسیا می‌رسیم؛ تورنمنتی که سال‌هاست به‌گره‌ای کور برای فوتبال ایران تبدیل شده است. تیم ملی در دوره‌های اخیر این رقابت‌ها باوجود برخورداری از بازیکنان نامدار نتوانسته به‌موفقیتی درخور دست پیدا کند. ناکامی‌هایی که تنها با تحلیل‌های فنی توضیح داده نمی‌شوند بلکه ریشه در نبود یک چرخه طبیعی نوسازی دارند. تیمی که به‌موقع جوان نمی‌شود در بزنگاه‌ها انرژی، طراوت و انعطاف لازم را از دست می‌دهد. حالا چند ماه تا جام ملت‌های آسیا۲۰۲۷ در عربستان باقی مانده است. فرصتی دوباره برای جبران ناکامی‌های گذشته اما تنها درصورتی‌که جرأت تغییر داشته باشیم. اگر قرار باشد با همان ترکیب و همان نگرش به‌این تورنمنت برویم نباید انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشیم.

جسارت تغییر، کلید آینده

حالا بیش از هر زمان دیگری فوتبال ایران در نقطه‌ای حساس ایستاده است. تصمیم‌هایی که امروز گرفته می‌شود نه‌فقط سرنوشت یک نسل بلکه مسیر سال‌های آینده را تعیین خواهد کرد. پرسش اساسی اینجاست: آیا می‌خواهیم همچنان در گذشته بمانیم یا جسارت حرکت به‌سمت آینده را داریم؟

شاید وقت آن رسیده باشد که این‌بار پیش از آنکه زمان تصمیم بگیرد ما تصمیم بگیریم. فوتبال ایران برای عبور از این بحران بیش از هر چیز به‌شجاعت در تغییر نیاز دارد؛ تغییری که باید براساس واقعیت‌های فوتبال امروز شکل بگیرد. تنها در این صورت است که می‌توان به‌آینده‌ای روشن‌تر برای فوتبال ملی امید داشت.

شکست در جام‌جهانی اگرچه تلخ و ناامیدکننده است اما می‌تواند نقطه آغاز یک اصلاح واقعی باشد؛ اصلاحی که سال‌هاست فوتبال ایران آن را به‌تعویق انداخته است. امروز دیگر مساله تنها حذف از یک تورنمنت نبوده بلکه ازدست‌رفتن زمان است. هر سالی که بدون برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری سپری می‌شود فاصله فوتبال ایران با رقبایی که باسرعت درحال نوسازی هستند بیشتر خواهد شد. تیم‌های بزرگ جهان موفقیت را نه در حفظ یک نسل بلکه در ساختن نسل بعدی جست‌وجو می‌کنند؛ مسیری که نیازمند صبر، جسارت و پذیرش هزینه‌های کوتاه‌مدت است.

فوتبال ایران اکنون به‌تصمیم‌هایی نیاز دارد که شاید در ابتدا محبوب نباشند اما در آینده نتیجه‌بخش باشند. میدان‌دادن به‌بازیکنان جوان، بازتعریف معیارهای دعوت به‌تیم ملی و حرکت به‌سمت یک برنامه بلندمدت دیگر یک انتخاب لوکس نبوده ضرورتی انکارناپذیر است. هواداران نیز بیش از هر چیز انتظار دارند نشانه‌ای از تغییر ببینند؛ تغییری که امید را به‌آینده بازگرداند نه اینکه تنها وعده موفقیت در تورنمنت بعدی تکرار شود. اگر این جام‌جهانی درسی برای فوتبال ایران داشته باشد آن درس روشن است. آینده را نمی‌توان با تکیه بر گذشته ساخت. زمان تغییر از راه رسیده و هرتعلل دیگری تنها هزینه‌ای سنگین‌تر برای فوتبال ملی به‌همراه خواهد داشت.

منبع: خبرآنلاین

آخرین اخبار