دو، سه روز آتشبس دهید
محمدصادق جنان صفت
مردم شگفتانگیز سرزمین کهنسال ایران همیشه در همه سالهای سپریشده در این روزهای سرد و موذی که دیگر زور پیشین را ندارد چشم به راه بهار زیبا و پوستاندازی زمین بودند. ایرانیان نانآور خانواده در این روزها با هر میزان توانایی مالی و مادی برای خود و خانواده لباس نو و به هر میزان پسانداز میوه و آجیل خریداری کرده و پول نو برای عیدی دادن آماده میکردند. ایرانیان نو شدن زلف سبز زمین را به جشنهای نوروز باستان گره زده و صدای شادیشان در هر کوی و برزن به هوا برمیخاست و خندههای پرصدایشان صورت و سیرت را لبریز میکرد و روزهایی را به دید و بازدید دوستان و خویشان میپرداختند. نوروز برای همه ایرانیان یادآور پرمایه شدن زمین از گیاه و آب و شادی بود.
نمیدانم این روزها بیشتر گستره ژرفای دل ایرانیان بردبار و شکیبا و مداراجو را اندوه برخاسته از جنگ پر کرده یا شادی نوشدن زمین و آمدن باستان. چهرههای زن و مرد و پیر و جوان ایرانی اما خبر از راز درون میدهد. دیگر آن لبخندهای مهربان و گشادهرویی این روزهای نزدیک به بهار را نمیتوان در چهرههای مردم دید. اخمی آلوده به خشم و غصه ابروهای مردم را به هم گره زده و ناتوانیهای پرشمار شانههای آنها را تکیده کرده و جسم و ذهنشان به هم فشرده شده است. ایرانیان این روزها هرچه باشند و هستند اما شاد نیستند و اندازه دلخوریهایشان از دلخوشیهایشان فراتر رفته است.
ایرانیان همانند همه شهروندان جهانی حق دارند همیشه سال زندگی عادی داشته باشند و از حکومت بخواهند راه زندگی همراه با خوشبختی را روی آنها نبندد. شهروندان ایران ارجمند اما امسال و در آستانه آمدن بهار دلنشین و جشن نوروز باستان و در این روزها تلخترین پایان زمستان نیم سده تازهسپریشده را میبینند و کاری از دستشان برنمیآید جز اینکه در خلوت خود غصه را به جان و تنشان سرازیر کنند. شاید برای ایرانیان بسیار مهم باشد که کشورشان آنطور که ادارهکنندگان کشور میگویند زیر بار زور نباشد اما بیچون و چرا دوست دارند سرزمینشان همیشه آرامش و آسایش را در آغوش بگیرد. شاید نهادهای حکومتی بتوانند با پروپاگاندای سرسامآور در رسانههایی که حالا در اختیارشان است بخواهند شادی را به خانههای ایرانیان ببرند اما این شادی دست ساخته حکومت کجا و شادی برخاسته از ژرفای دل و ذهن مردم کجا؟
شهروندان ایرانی آرزو دارند بتوانند دستکم روزهای نخست سال نو را در آرامش و دور از غرشهای موشک و بمب و جنگنده و پدافند آزاردهنده و تنهای بیجان و مراکز ویران شده زندگی کرده و ساعتهایی را با هم و با خویشان سپری کنند. آیا میشود دو،سه روز آتشبس داد؟ آیا میشود دو،سه روز اینترنت را وصل کرد؟ اینها آرزوهایی بسیار کوچکند اما در این روزهای آزاردهنده ارزشمند شدهاند. به امید روزهایی بدون جنگ و بهارهایی همانند بهارهای پیشین نه مانند این ایام که تلخترین روزهای سال را سپری میکنیم.
خانواده «جهانصنعت» که در همه این روزها با همه ذره وجود برای اطلاعرسانی در اندازههای تعیین شده بودند و کار کردند آرزوی بهترین روزهای همراه با آشتی را برای ایرانیان بردبار آرزو دارند.

