درسهایی از جنگ رمضان؛ هوشمندی در بهرهگیری از انرژی شهروندان
نادر کریمی جونی
به نحو هوشمندانهای جمهوری اسلامی از ظرفیتهای مردم در جنگ رمضان بهره برده است. بیش از این و در جریان جنگ تحمیلی هشتساله، جمهوری اسلامی از همین ظرفیت برای اداره جنگ استفاده کرده بود اما تفاوت آشکار میان آن جنگ با جنگ کنونی وجود دارد. صرفنظر از اینکه در هر دو جنگ تجاوز عریان علیه کشورمان صورتگرفته و جنگافروزی از خارج از مرزها به ایران تحمیل شده، در جنگ هشتساله اشغال خاک صورت گرفته بود ولی در جنگ حاضر فروپاشی نظام و احتمالا تجزیه ایران هدف قرار گرفته بود. با این حال نمیتوان انکار کرد که مقامات و راهبردنویسان از همان ۹اسفند۱۴۰۴ که تجاوز علیه ایران آغاز شد مردم را از یک ناظر منفعل که بعدا میتواند به یک معترض فعال تبدیل شود و با تجاوزگران همکاری کند، شهروندان ایرانی را به یک بازیگر فعال در جنگ تبدیل و آنان را همکار نظام در اداره جنگ کردند و به این صورت بخش مهمی از جمعیت حدود ۵۰تا۶۰میلیون نفری قشر خاکستری که میتوانستند کفه ترازو را به نفع مخالفان جمهوری سنگینتر کنند، در سبد نظام حاکم بر ایران قرار گرفتند و در زمره موافق و هوادار جمهوری اسلامی درآمدند.
تجمعهای خیابانی که در ابتدا با هدف سوگواری برای رهبر و رزمندگان نظامی- سیاسی شهید شروع شد و اکنون به کارناوالهای حضور برای حمایت از رزمندگان تبدیل شده و همچنان شور و هیجان خود را حفظ کرده، بارزترین نمونه از ابزارهایی است که جمهوری اسلامی توانسته به وسیله آن شهروندان ایرانی را در حمایت از خود به میدان بیاورد. در کنار آن اقدامات دیگر از جمله جذب کمکهای ریز و درشت مانند فعالیتهای گروههای جهادی در بازسازی برخی تخریبهای ناشی از حملات و… از راهبردهایی است که جامعه ایرانی را از یک ناظر منفعل و احتمالا معترض به یک بازیگر فعال و اثرگذار تبدیل کرده و در مجموع پشتوانه اجتماعی و مردمی از جمهوری اسلامی را در بدنه و بستر اجتماع ایرانیان به میزان و نحو ملموس و آشکاری تقویت کرده است.
جالب است که نمایندگیهای جمهوری اسلامی در خارج از ایران نیز از همین تکنیک استفاده و تجمعهایی با عناوین گوناگون و موضوعهای محوری حمایت از ایران، مخالفت با جنگ و جنگافروزی و… برپا کردند و نه فقط ایرانیان حامی جمهوری اسلامی که غیرایرانیان حامی حاکمیت ایران یا مخالف جنگ را به خیابان آوردند و با بازتاب گسترده آن در رسانههای داخلی، جبهه حامی خود را مستحکمتر کردند. نکته مهم این است که در تجمعهای خارج از کشور نشان داده شد که در مقابل هواداران سلطنتطلب و سایر گروههای ضدجمهوری اسلامی، البته جمعیتی نیز وجود دارد که از بقای جمهوری اسلامی حمایت و با اقدامات و راهبردهایی که به براندازی این حاکمیت یا تجزیه ایران میاندیشد و این اهداف را دنبال میکند، مخالفت جدی و فعال مینماید.
نمیتوان انکار کرد که شهروندان جمهوری اسلامی ایران نیز به هر علت و با هر انگیزه از این تدبیر حاکمیت و رهبران سیاسی- نظامی خویش استقبال و با آن همراهی کردند. حتی کسانی که با اصل حاکمیت سیاسی زاویه دارند و مخالفتهای اعتقادی و عملی با راهبردها و رویکردهای حکومتی میکنند یا در زمره قشر بیتفاوت و خاکستری محسوب میشدهاند و ظاهرشان با طرفداران جمهوری اسلامی تفاوت معنیدار و آشکار دارد، در این تجمعها حضور پیدا میکنند و جالب است که سایرین و مذهبیون نیز از حضور ایشان استقبال کرده تا جایی که در برخی موارد دختران جوان بیحجاب در کنار دختران و زنان چادری به حمایت از حکومت پرداختهاند. مقامات سیاسی کشور نیز به خوبی دریافتهاند که این حضور فراگیر و مشارکت همگانی نشانه انسجام ملی و مردمی ایرانیان در مقابل رویدادها و ناملایمات است و نه فقط باید از آن استقبال کرده بلکه بدون تلاش در جهت دیدگاه و رویکرد سیاسی- مذهبی افراد حاضر باید راهکارهایی برای حفظ و افزایش همین میزان از انسجام ملی تدبیر و تمهید کرد.
این حضور در شرایط کنونی ممکن است بهعنوان رفراندوم غیررسمی در جهت تایید جمهوری اسلامی و حاکمیت آن بر فراز ایران محسوب شود. به همین دلیل مقامات سیاسی- نظامی کشور یا مانند مسعود پزشکیان و وزرای کابینهاش خود در این مراسم و تجمعها حاضر شده و با حاضران همراهی و آنان را به حضور مداوم و هرچه بیشتر تشویق کردهاند یا اگر مانند فرماندهان نظامی امکان حضور در این گردهماییها را نداشتهاند، با انتشار پیامهای تشویقآمیز و حماسی از شهروندان ایرانی به خاطر مشارکت در اینگونه مراسم قدردانی کردهاند، این تجمعها را مهم، تاثیرگذار و ارزشمند دانستهاند و ایرانیان را به افزایش حضور و گسترش آن تشویق کردهاند؛ اقدامی که در تداوم برپایی این تجمعها تاثیر زیادی داشته است.
مشارکت در همین تجمعها و نیز حضور در کنار امدادگران یا آسیبدیدگان از جنگ به نمادی برای وطنپرست بودن هنرمندان و چهرههای مشهور اجتماعی- فرهنگی تبدیل و چنین تلقی شد که اگر کسی از این چهرههای مشهور از حضور در چنین تجمعها و اماکنی پرهیز و خودداری کند، حتما وطنپرست و شایسته احترام نیست بنابراین انتظار عمومی در داخل کشور از افراد مرجع هنری و… این شد که حتی اگر در اینگونه مراسم شرکت نمیکنند یا در کنار آسیبدیدگان و امدادگران جنگ قرار نمیگیرند، حداقل با انتشار متون حمایتی در فضای مجازی با مردم همراهی کرده و در کنار مردم بایستند.
برقراری موازنه خیابان به میدان در جنگ رمضان، ثمرات مهمی برای حاکمیت جمهوری اسلامی داشته و شهروندان ایرانی را به جای آنکه به مزاحمان معترض تبدیل کند، آنان را در جایگاه بازوی اجتماعی و همراهی دولت و حاکمیت نشانده و گمان میرود این همراهی حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه پیدا کند.

