جهان‌ صنعت وضعیت بازار، فروش و قدرت خرید مردم پس از ناآرامی‌های اخیر را بررسی کرد:

خاموشی معیشت

پویا اصل باغ
کدخبر: 602188
پس از گذشت چند روز از اعتراضات در سراسر کشور برخی کسب‌وکارها عملا هیچ مشتری و تقاضا‌کننده‌ای ندارند، که این امر نشان‌دهنده وضعیت وخیم معیشتی مردم است.
خاموشی معیشت

پویا اصل‌ باغ– پس از گذشت چند روز از اعتراضات و اعتصابات وسیع در سراسر کشور برخی کسب‌وکارها، ازجمله بازار تهران که نقطه آغازین این دور از اعتراضات بود، کم‌وبیش فعالیت‌های خود را آغاز کرده‌اند اما مساله اصلی اینجاست که نه «کسی می‌خرد»، نه «کسی می‌فروشد» و به‌طور کلی جامعه در یک بهت و شوک به‌سر می‌برد. عمده مراکز خرید بزرگ تهران با اینکه کرکره‌های خود را بالا داده‌اند، عملا هیچ مشتری و تقاضا‌کننده‌ای ندارند. بسیاری از مغازه‌های صنف‌های پوشاک، لوازم الکترونیکی، عطر‌فروشی، طلا‌فروشی، ساعت‌فروشی و… خالی از مشتری هستند و تنها برخی کسب‌وکارهای اغذیه‌ای، باوجود مشتریان اندک باز هستند. همچنین بسیاری از سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های بزرگ مواد غذایی نیز مشتری چندانی ندارند که این امر نشان‌دهنده وضعیت وخیم معیشتی مردم است.

در چنین شرایطی چیزی که به وضوح قابل مشاهده است این است که خریدوفروش و قدرت خرید بخش عمده‌ای از جامعه در وضعیت نیمه‌تعطیل به‌سر می‌برد. با اختلالات گسترده در اینترنت، بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین نیز تعطیل شده‌اند و مسوولان هیچ پاسخی به این اوضاع نمی‌دهند. آنچه طی روزهای اخیر در خیابان‌های کشور رخ داد، صدای دردمند مردمی بود که معیشت‌شان تحلیل رفته و فریاد خسته‌شان بی‌پاسخ مانده است، درحالی که دولت در برابر آن سکوت سختی را پیشه کرده است.

بازار در بهت؛ جامعه در شوک

یکی از مغازه‌داران صنف پوشاک در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: پس از تقابل۱۲‌روزه خردادماه، امید داشتیم که شرایط کمی بهبود یابد اما با نوسانات شدید ارزی و عدم تثبیت قیمت‌ها با رکود مداوم مواجه شدیم. اجاره‌بهای منزل و فروشگاه، هزینه‌های خورد و خوراک و دیگر هزینه‌های ضروری زندگی تاکنون عقب افتاده و نمی‌دانم چه باید بکنیم. ابتدای دی‌ماه که اعتراضات شروع شد و ما هم در همراهی با جامعه اعتصاب کردیم، امیدوار بودیم که شاید صدای‌مان شنیده شود اما خودتان بهتر می‌دانید که چه اتفاقی افتاد.

وی بیان کرد: دیگر هیچ امیدی وجود ندارد؛ نزدیک عید است اما نمی‌توان توقع داشت که بازاری‌ها فروشی داشته باشند. آنچه این روزها تجربه می‌کنیم، شرایطی بسیار سختی است که گمان نمی‌کنم در هیچ کجای دنیا، چنین چیزی رخ داده باشد.

همچنین یکی از مغازه‌داران صنف موبایل‌فروش‌های غرب تهران در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» شرایط بازار قبل و بعد از اعتراضات را تشریح کرد و گفت: اواخر آذرماه بود که به‌خاطر وضعیت بازار، چندین فقره چک داشتم که عقب افتاد. خدا برکت دهد به مال طلبکارم که کمی مدارا کرد و چند ماهی به من فرصت داد. ای کاش ذره‌ای از این رحم و مهربانی در وجود برخی مسوولان کشور هم بود. با شروع اعتراضات و اعتصاب بازاریان در دی‌ماه، دولت وعده داد که به مطالبات پاسخ می‌دهد اما دیدید که چگونه پاسخ داد. شرایط روز به روز بدتر از دیروز می‌شود و نمی‌دانم چه باید کرد.

یکی از رهگذران خیابان در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» با تشریح وضعیت معیشتی و اوضاع بازار گفت: آنچه که امروز با آن روبه‌رو هستیم، نه یک بحران و نه یک تنگنا بلکه یک فاجعه ملی است. حال مردم خوب نیست، نه کسی پولی برای خرید دارد و نه حال خوشی برای آن. با صدقه یک میلیون تومانی دولت هم نمی‌توان کاری از پیش برد. واقعا گاهی اوقات شک می‌کنم که برخی مسوولان معیشت ما را به تمسخر می‌گیرند.

اقتصاد جامعه در یک موقعیت حساس

آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی و عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران، ضمن تشریح وضعیت بازار به «جهان‌صنعت» به قدرت خرید مردم پرداخت و گفت: پس از اعتراضات گسترده، باوجود آنکه اعتصاب بازارها پایان یافته و بیشتر مغازه‌ها باز هستند، فروش عملا قفل شده است. مساله فقط قیمت‌ها نیست بلکه ترکیبی از بی‌پولی، بی‌اعتمادی و بلاتکلیفی اقتصادی است. معترضان دو گروه بودند؛ بخشی فروشندگان بازارهایی مانند علاءالدین، بازار مبل و موبایل که به‌دلیل جریان فروش ترجیح می‌دادند مغازه را ببندند تا نفروشند و از زیان جلوگیری کنند. این گروه نگران‌ هستند شرایط فعلی موقتی باشد چراکه اینترنت قطع است و اخبار قابل اتکا به‌درستی گردش نمی‌کند.

وی افزود: از سوی دیگر مصرف‌کنندگان نیز به‌طور کلی به گرانی معترض بودند، نه به یک کالای خاص. اعتراض آنها متوجه کل سبد معیشت است. در نتیجه امروز نه فروشنده تمایل جدی به فروش دارد و نه خریدار توان خرید. بازار باز است اما تثبیت نشده و به ثبات نرسیده است. با نرخ فعلی ارز، قیمت بسیاری از کالاها نامتناسب با توان جامعه است حتی دهک‌های بالاتر هم امروز درباره قیمت برنج، گوشت، میوه و کالاهای روزمره صحبت می‌کنند و بسیاری از خریدهای غیرضروری مثل پوشاک و لوازم خانگی را به تعویق می‌اندازند.

بازار در حالت نیمه‌تعطیل

بغزیان بیان کرد: در کالاهای اساسی مثل موادغذایی، تغییر قیمت سریع رخ داد و حتی نشانه‌هایی از احتکار دیده شد. در چنین شرایطی نقش وزارت صمت و نظارت بر بازار اهمیت پیدا می‌کند؛ مقابله با گران‌فروشی، کم‌فروشی و احتکار می‌تواند به آرام ‌شدن فضا کمک کند اما در حال ‌حاضر بازار در وضعیت نیمه‌تعطیل قرار دارد و هنوز به شرایط عادی بازنگشته است. رکود فعلی شبیه سال‌های قبل نیست و وارد مرحله حساس‌تری شده است. ما دو نوع رکود داریم؛ رکود ناشی از کاهش تقاضا و رکود ناشی از افزایش هزینه. اکنون بیشتر با رکود ناشی از افزایش هزینه روبه‌رو هستیم. هزینه تولید و عرضه بالا رفته بدون اینکه جایگزینی برای جبران آن درنظر گرفته شود و نتیجه‌اش افزایش قیمت است. وقتی قیمت بالا می‌رود، خریدار حذف می‌شود و چرخه بازار از کار می‌افتد.

معیشت در رکود

این کارشناس اقتصادی گفت: افزایش اجاره، رشد قیمت مسکن، گرانی مصالح، حذف یا تضعیف ارز ترجیحی و افزایش هزینه‌های جانبی همه به این چرخه فشار آورده‌اند. این وضعیت باعث شده حتی افرادی که قبلا دغدغه معیشت نداشتند، امروز درباره هزینه‌های روزمره صحبت کنند. جامعه گیج است و تصمیم‌های اقتصادی را به تعویق می‌اندازد. اگر این روند ادامه پیدا کند، چشم‌انداز بازار و معیشت مردم در سال آینده همچنان رکودی خواهد بود. دولت باید در سیاست‌های ارزی و نظارتی بازنگری کند و به اصناف و مصرف‌کنندگان فرصت تطبیق بدهد. بدون تثبیت نسبی ارز و برنامه روشن برای کنترل هزینه‌ها، رکود ادامه‌دار خواهد شد. اکنون با رکودی روبه‌رو هستیم که حاصل افزایش هزینه‌هاست یعنی قیمت‌ها بالاتر می‌روند و قدرت خرید کمتر می‌شود. تا زمانی که سیاست مشخصی برای نظارت بر بازار و کنترل قیمت‌ها اعلام نشود، نمی‌توان انتظار بازگشت اعتماد و رونق واقعی را داشت.

خاموشی چراغ موتور محرک سرمایه‌گذاری اجتماعی

مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس معتقد است: زمانی که بازار می‌خوابد، جامعه نیز به‌دنبال آن خاموش و موتور محرک سرمایه‌گذاری اجتماعی دچار مشکل می‌شود. او دراین‌باره به «جهان‌صنعت» گفت: رکود بازار فراتر از توقف تراکنش‌های اقتصادی است؛ در واقع، موتور محرک امید به آینده و سرمایه‌گذاری اجتماعی خاموش می‌شود. بازار نه‌فقط یک مکان برای مبادله کالا بلکه یک ساختار نمادین برای سنجش پیش‌بینی‌پذیری آینده است. وقتی خریدوفروش کاهش می‌یابد، این به معنای کاهش اعتماد به ارزش آتی پول و ثبات شرایط است. این امر مستقیما بر سرمایه روان‌شناختی جامعه تاثیر می‌گذارد. از منظر جامعه‌شناسی، فقدان فعالیت اقتصادی منجر به کاهش همبستگی کارکردی می‌شود زیرا افراد از شبکه‌های تعامل روزمره کسب‌وکارها فاصله می‌گیرند و احساس می‌کنند کنترلی بر مسیر زندگی خود ندارند.

وی افزود: این خاموشی، ابتدا ترس از دست دادن را تقویت کرده و سپس به یأس عمومی تبدیل می‌شود که زیربنای اصلی شکل‌گیری سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند. به‌طور خلاصه می‌توان گفت خواب بازار یک پیام دوگانه دارد، اقتصاد متوقف می‌شود و همزمان اعتماد، امید و سرمایه اجتماعی جامعه نیز خاموش می‌شود. این همان چرخه‌ای است که رکود اقتصادی و فرسودگی اجتماعی را به‌هم پیوند می‌دهد. مردم حتی وقتی نیاز دارند ممکن است خرید نکنند زیرا این رفتار نتیجه ترکیبی از ترس، بی‌اعتمادی و فقر است. ترس از آینده و ناپایداری بازار باعث می‌شود افراد پول خود را برای مواقع ضروری نگه دارند و کمتر ریسک کنند. بی‌اعتمادی به نظام اقتصادی، قیمت‌های غیرقابل پیش‌بینی و سیاست‌های ناپایدار نیز موجب می‌شود حتی کسانی که توان مالی دارند خرید نکنند زیرا نمی‌دانند سرمایه‌شان چه بلایی سرش می‌آید.

آب‌روشن ادامه داد: از سوی دیگر فقر و محدودیت منابع ساده‌ترین دلیل است؛ وقتی درآمد کافی نباشد مردم مجبور می‌شوند حتی نیازهای ضروری خود را محدود کنند. به این ترتیب، این سه عامل باهم عمل می‌کنند: کسی که پول دارد ممکن است به دلیل ترس و بی‌اعتمادی خرید نکند و کسی که پول ندارد، به دلیل فقر قادر به خرید نیست و این چرخه باعث کاهش تقاضای واقعی در بازار می‌شود. به‌طور کلی ترس از تشدید بحران‌های غیرمنتظره مانند هرج‌ومرج، جنگ یا بیکاری افراد را به سمت پس‌انداز احتیاطی سوق می‌دهد حتی اگر این پس‌انداز به معنای تامین نکردن نیازهای بالفعل باشد.

تاثیر رکود بازار بر روحیه خانواده‌ها

این جامعه‌شناس به مساله تاثیر رکود بازار بر روحیه خانواده‌ها نیز اشاره کرد و گفت: رکود بازار تاثیر عمیقی بر روان کسبه و خانواده‌هایشان می‌گذارد و این تاثیر هم اقتصادی و هم روانی- اجتماعی است. کاهش فروش و درآمد ناکافی باعث استرس و اضطراب مداوم می‌شود و کسبه دائم نگران پرداخت هزینه‌ها و تامین نیازهای خانواده هستند که می‌تواند به بی‌خوابی، خستگی مزمن و فشار روانی شدید منجر شود. بسیاری احساس ناکارآمدی و شکست می‌کنند زیرا تلاش‌هایشان نتیجه نمی‌دهد و اعتمادبه‌نفس‌شان کاهش می‌یابد. فشار اقتصادی همچنین تنش و درگیری در خانواده ایجاد می‌کند و روابط والدین و فرزندان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و باعث کاهش مشارکت اجتماعی و فروپاشی روابط می‌شود. رکود طولانی‌مدت امید به آینده را کم می‌کند و افراد را به زندگی کوتاه‌مدت و صرفا بقا محدود می‌کند. رکود بازار نه‌تنها جیب مردم را خالی می‌کند بلکه آرامش، امید و روابط خانوادگی آنها را نیز فرسوده می‌کند، به‌ویژه زمانی که درآمد مستقیما با اعتبار اجتماعی فرد و خانواده درهم تنیده شده باشد.

شروع اعتراضات از بازار؛ نشان از عمق فاجعه اقتصاد کشور

آب‌روشن می‌گوید که این دور از اعتراضات معیشتی دارای ابعاد بسیار مهمی است که یکی از آنها، شروع اعتراضات از بازار است. وی دراین‌باره تشریح کرد: به زبان ساده، بازار تا وقتی محافظه‌کار می‌ماند که احساس کند نظم موجود قابل پیش‌بینی و قابل تحمل است اما وقتی آن نظم از بین می‌رود یعنی قوانین مدام تغییر می‌کنند، ارزش پول بی‌ثبات می شود، سیاست‌ها غیرقابل پیش‌بینی هستند و اعتماد عمومی از بین می‌رود و بازار دیگر نمی‌تواند با سکوت دوام بیاورد. در چنین وضعی، اعتراض بازار در واقع واکنش طبیعی به بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی است. وقتی تاجر، تولیدکننده یا سرمایه‌گذار می‌بیند که هر تصمیم اقتصادی ممکن است فردا زیان‌بار شود، سعی می‌کند با رفتار اعتراضی مثل توقف تولید، خروج سرمایه، افزایش قیمت‌ها یا خرید دارایی‌های امن پیام بدهد که ادامه‌ این مسیر ممکن نیست. به بیان دیگر بازار تا زمانی محافظه‌کار است که احساس امنیت کند اما وقتی ناامنی اقتصادی و سیاسی مداوم می‌شود، محافظه‌کاری به اعتراض تبدیل می‌شود، نه از سر میل به درگیری بلکه از سر تلاش برای بقا.

مردم علیه گرانی و ناکارآمدی طولانی مدت

آب‌روشن افزود: اعتراضات معیشتی صرفا اقتصادی نیستند بلکه نشانه‌ای از بحران اجتماعی عمیق‌ترند. به زبان ساده، وقتی مردم علیه گرانی، بیکاری یا کاهش قدرت خرید اعتراض می‌کنند، ظاهر قضیه اقتصادی است اما ریشه‌ها فراتر از اقتصاد هستند. این اعتراض‌ها نشان می‌دهند که اعتماد اجتماعی، امید به آینده و حس عدالت در جامعه تضعیف شده است. مردم فقط دنبال تامین نیازهای اولیه نیستند بلکه از نابرابری، ضعف نهادها، فساد، ناکارآمدی و فقدان شفافیت هم خسته شده‌اند. به همین دلیل اعتراضات معیشتی می‌توانند هشدار یک بحران اجتماعی گسترده باشند. وقتی فشار اقتصادی طولانی شود و مردم احساس کنند صدای‌شان شنیده نمی‌شود، این اعتراض‌ها ممکن است به بی‌اعتمادی عمومی، کاهش سرمایه اجتماعی، بی‌تفاوتی یا حتی ناآرامی‌های شدیدتر تبدیل شوند به عبارت دیگر اعتراض معیشتی نقطه‌ای از یک یخ‌زدگی اقتصادی-اجتماعی است که اگر اصلاح نشود، به بحران عمیق اجتماعی می‌انجامد. وقتی مردم آینده را مبهم و نامطمئن می‌بینند، رفتار اقتصادی‌شان به سمت احتیاط، بقا و حفظ ارزش دارایی‌ها تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، مردم معمولا کمتر خرج می‌کنند و بیشتر پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن مثل طلا، دلار، مسکن یا حتی کالاهای بادوام را ترجیح می‌دهند.

فرسودگی جامعه کشور

این جامعه شناس در پایان ضمن تشریح وضعیت کنونی بازار و قدرت خرید فعلی جامعه و تبعات آن بیان کرد: تاثیر این وضعیت بر بافت اجتماعی عمیق و چندوجهی است. رکود اقتصادی، به‌ویژه در میان جوانان موجب تشدید نظریه محرومیت نسبی می‌شود؛ آنها موفقیت را برای خود دست‌نیافتنی می‌بینند. این امر مستقیما به بحران معنا و افزایش افسردگی منجر می‌شود. جامعه ایران در سال‌های اخیر نشانه‌های روشنی از ورود به مرحله فرسودگی اجتماعی بروز داده است؛ مرحله‌ای که در آن مردم، نه امیدی به بهبود دارند و نه انرژی‌ای برای تغییر. فرسودگی اجتماعی با خشم یا اعتراض تفاوت دارد؛ در این وضعیت، جامعه دچار نوعی بی‌تفاوتی عمیق می‌شود. نشانه‌های آن را می‌توان در بی‌اعتمادی گسترده به نهادها و وعده‌ها، میل فزاینده به مهاجرت، کاهش مشارکت در امور عمومی، رشد افسردگی، اعتیاد و احساس بی‌معنایی در زندگی دید. سکوت بازار معمولا خطرناک‌تر از اعتراض بازار است. وقتی بازار ساکت است یعنی مردم دیگر خرید نمی‌کنند، سرمایه‌گذاران فعالیتی ندارند و حتی شکایت یا اعتراض هم نمی‌شود. این نشانه‌ای از بی‌اعتمادی عمیق و ناامیدی است. چنین سکوتی به ظاهر آرام است اما در واقع به معنی یخ‌زدگی اقتصاد و جامعه است؛ مردم دیگر امیدی به بهبود ندارند و تصمیم می‌گیرند فقط تحمل کنند. این وضعیت خطرناک است چون می‌تواند به فروپاشی تدریجی فعالیت اقتصادی و مهاجرت گسترده منجر شود. در چنین شرایطی، جامعه از درون فرسوده می‌شود و فاصله بین مردم و مسوولان عالی‌رتبه بیشتر خواهد شد.

آخرین اخبار