جهان صدای این آمار را میشنود؟
جهان صنعت- میان ویرانی گسترده جنگ و صدای ممتد آژیرهای خودروهای امدادی، تنها یک حقیقت لرزان بر جای مانده است و آن قوانین بینالمللی است که برای حفاظت از جان غیرنظامیان نوشته شد، اینبار زیر گرد و غبار آوار جنگ گم شده است. بیمارستان، مدرسه و خانههای غیرنظامیان همه آنچه باید امنترین نقطه هر جنگ باشد زیر بمب و آسیب قرار دارند. در ساعات میان ۸ روز ۱۴فروردین تا ۸ روز ۱۵فروردین ۱۴۰۵، چندین نقطه از کشور با موجی از حملات آمریکایی – اسرائیلی مواجه شد؛ حملاتی که تنها ساختمانها را نشکست بلکه رشتههای ظریف زندگی روزمره انسانها را هم پاره کرد.
آنچه از دل این ۲۴ساعت باقی مانده تنها آمار نیست بلکه روایت شهرهایی است که یکشبه پیر شدند و مردمی که با چشمانی مبهوت در میان آوار بهدنبال تکهای از زندگی پیشین خود میگردند.
در تهران، از ملارد تا ولنجک، از شهریار تا فشم و قرچک، صدای انفجار جای صدای معمول صبحگاهی را گرفت. در بندرعباس، دود از اسکله بالا رفت؛ جایی که هر روز هزاران بار کالا، امید و معاش رد و بدل میشد. در جهرم، خانههایی که هنوز بوی نان تازه میدادند شکاف برداشتند. در نورآباد، سکوت مرکز مخابراتی، معنای واقعی «قطع شدن نفس یک شهر» را تداعی کرد.
نقشه خسارات این روزهای جنگ شبیه دفترچهای است که هر ورقش داستانی از حذف یک امکان حیاتی را روایت میکند: ۲۲۸۱۰ واحد تجاری؛ مغازههایی که قرار بود برای هزاران خانواده چرخ زندگی را بچرخانند. ۳۲۲مرکز درمانی و بهداشتی؛ ساختمانهایی که فلسفه وجودیشان نجات جان انسانهاست. ۷۶۳مدرسه ؛ جاهایی که کودکان باید آینده را بیاموزند، نه ترس را.
۲۰ مرکز هلالاحمر و دهها واحد امدادی؛ قلب تپنده عملیات نجات که خود به امداد نیاز پیدا کردند و در میان این ویرانی، جانهایی که دیگر بازنمیگردند، نیروهای امدادی مجروح و جانباخته، کادر درمانی که هنگام نجات دیگران آسیب دیدند و دو مادر بارداری که رفتنشان معنای محو دو آینده بود. این تصویر تلخ تنها فهرستی از خرابیها نیست بلکه یک هشدار جهانی است زیرا حقوق بینالملل بشردوستانه قانونی است که برای حفاظت از انسانها در تاریکترین لحظات تاریخ نوشته شده است؛ قوانینی که به صراحت میگویند مناطق غیرنظامی باید از حمله مصون بمانند. مراکز درمانی، مدارس و نیروهای امدادی باید محافظت شوند. اصل تفکیک، تناسب و احتیاط، ستونهای بنیادی هر درگیری مسلحانه هستند. جان غیرنظامیان بالاترین اولویت است.
وقتی بیمارستان آسیب میبیند تنها دیوار فرو نمیریزد بلکه حلقه اعتماد مردم به امکان بقا ترک برمیدارد. وقتی مدرسه تخریب میشود، کودکان فقط کلاس درسشان را از دست نمیدهند بلکه احساس امنیت را نیز از دست میدهند و وقتی یک امدادگر آسیب میبیند، جهان باید لحظهای مکث کند چون کسی زخمی شده که وظیفهاش نجات جان زخمیهاست.
چطور میشود جهان شاهد فرو ریختن بیمارستانها، سکوت مدارس و سوختن خانههای مردم باشد و باز هم تصور کند اینها فقط «خسارت» هستند نه زخمهای عمیق بر پیکر انسانیت؟ در هر گوشه این سرزمین، دستی از زیر آوار بیرون آمده که کمک نمیطلبد بلکه میپرسد: «پس قوانین انسانی این جهان برای چه روزی نوشته شده بودند؟»
قوانینی که باید سپر جان غیرنظامیان باشند امروز بیش از همیشه نیازمند دفاع، مراقبت و اجرای فوری هستند زیرا هر بار که یک اصل بشردوستانه نادیده گرفته میشود، یک جان انسانی در برابر چشم جهان خاموش میشود.
در این میان تنها چیزی که هنوز گرم است نبض انسانهایی است که برای نجات دیگران از جان خود گذشتهاند، امدادگرانی که با دستان زخمی دوباره به دل آوار برگشتهاند، پزشکانی که چراغ امید را زیر سقفهای شکسته روشن نگه داشتهاند و مردمی که هرچند غمگین اما کنار هم ایستادهاند. این سرزمین شاید زیر بار سنگین این ساعات خم شده باشد اما حقیقت روشن است:انسانیتی که هنوز زنده و شکستناپذیر است. تاریخ این روزها را نه با صدای انفجارها بلکه با ایستادگی کسانی به یاد خواهد آوردکه در میانه ویرانی، هنوز به نجات جان انسان باور داشتند.
پایانی بر تاریکی، آغازی بر انسانیت
در دل شبهای هولناک جنگ، جایی که آژیرهای امداد پژواک سکوت اجباری بود و آوار، خاطره خانههای امن را بلعیده بود، روایتی دیگر از ایستادگی سر برآورد. حملات ویرانگر، هرچند سنگ بنای شهرها را لرزاند و شریانهای زندگی را هدف گرفت اما نتوانست جوهره انسانیت را خاموش کند. آمار ساختمانهای فرو ریخته و مراکز از کار افتاده، تنها بخشی از داستان است؛ بخش دیگر در دستان زخمی امدادگرانی نهفته است که دوباره به دل خطر زدند، در نگاه پزشکانی که زیر سقفهای شکسته، نور امید را روشن نگه داشتند و در همبستگی مردمی که در اوج اندوه، شانه به شانه یکدیگر ایستادند. این روزها بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که قوانین بینالمللی بشردوستانه نهصرفا الفاظی بر کاغذ که شالوده بقای اخلاق در بحرانها هستند.
هرچند نقض این قوانین، زخمهای عمیقی بر پیکر جامعه بشری زد اما اراده انسانهایی که برای نجات جان همنوعان خود از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، گواه روشنی بر شکستناپذیری روحیه انسانی است. این ایستادگی چراغ راه آینده خواهد بود؛ یادگاری از روزهایی که در میان سیاهی، روشنایی عشق به همنوع راه را نشان داد و ثابت کرد که حتی در دل ویرانهترین لحظات، انسانیت پیروز خواهد شد.
منبع: رکنا
