بررسی اثر زنجیره‌ای درگیری نظامی بر بازارهای جهانی: 

جنگ چه بر سر بازارها می‌آورد؟

گروه بورس
کدخبر: 612698
در لحظات آغاز جنگ تمایل طبیعی تحلیلگران این است که واکنش بازارها را بازتابی مستقیم از قضاوت سیاسی خود بدانند. اما تجربه نشان داده که بازارها نه افق بلندمدت جنگ‌ها را به‌درستی می‌سنجند و نه در کوتاه‌مدت توانایی خاصی در قیمت‌گذاری دقیق ریسک ژئوپلیتیک دارند.
جنگ چه بر سر بازارها می‌آورد؟

جهان‌ صنعت– در لحظات آغاز جنگ تمایل طبیعی تحلیلگران این است که واکنش بازارها را بازتابی مستقیم از قضاوت سیاسی خود بدانند. اما تجربه نشان داده که بازارها نه افق بلندمدت جنگ‌ها را به‌درستی می‌سنجند و نه در کوتاه‌مدت توانایی خاصی در قیمت‌گذاری دقیق ریسک ژئوپلیتیک دارند. مهم‌تر از همه، بازارهای مالی بازتاب کامل اقتصاد جهانی نیستند؛ آنها بیشتر به بقای مالی دولت‌ها و سودآوری شرکت‌های منتخب و آن‌هم در مقایسه با انتظارات قبلی واکنش نشان می‌دهند.

با این حال جنگ علیه ایران بی‌تاثیر بر بازارها نخواهد بود بنابراین می‌توان چارچوبی از واکنش‌های محتمل ترسیم کرد. نه به این دلیل که لزوما دقیق هستند بلکه برای آنکه بدانیم چه چیزی غافلگیرکننده خواهد بود.

واکنش اولیه دارایی‌ها؛ الگوی کلاسیک ریسک‌گریزی

انتظار می‌رود‌ دلار آمریکا و طلا هر دو اندکی افزایش یابند که واکنشی معمول در دوره‌های نااطمینانی است. با این حال درباره طلا این ملاحظه مطرح است که در شرایط کنونی که از نظر تاریخی در سطوح واقعی بسیار بالایی معامله می‌شود، بیش از گذشته ویژگی سفته‌بازانه یافته و بنابراین نقش آن به‌عنوان دماسنج ترس کمی تضعیف شده است.

اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز احتمالا از موج پناه‌جویی سرمایه‌ها منتفع می‌شوند و قیمت آنها اندکی افزایش می‌یابد. با این حال بازده اوراق ۱۰‌ساله که زیر ۴‌درصد قرار دارد، فضای محدودی برای افت بیشتر بازده (و رشد قیمت) باقی می‌گذارد. افزون بر این، بخشی از ریسک ژئوپلیتیک ممکن است پیشتر در انتهای بلند منحنی بازده قیمت‌گذاری شده باشد.

در بازار نفت افزایش قیمت بدیهی است اما برآورد غالب این است که بین ۵ تا ۱۰‌دلار پرمیوم ریسک ایران پیشتر در قیمت ۷۳‌دلاری گنجانده شده است. بنابراین جهش کوتاه‌مدت ممکن است محدود به ۵ تا ۱۰‌دلار دیگر باشد.

در مورد سهام آمریکا، معمولا انتظار می‌رود بازار واکنشی نسبتا خنثی نشان دهد. با این حال با توجه به اینکه بازار در هفته‌های اخیر به‌دنبال بهانه‌ای برای اصلاح بوده، اطمینان نسبت به این بی‌تفاوتی کمتر از گذشته است.

فرض غالب؛ درگیری کوتاه خواهد بود

حرکات محدود بازارهای آتی و فضای تحلیلی آخر هفته نشان می‌دهد اجماع نسبی بر کوتاه بودن فاز درگیری وجود دارد. استدلال این است که دولت آمریکا به‌دنبال اعلام پیروزی سریع است، ایران با برتری نظامی محدودی روبه‌رو بوده و هیچ‌یک از طرفین ذخیره نامحدودی از موشک و تجهیزات ندارد.

این فرضیه اما خود منشا ریسک جدیدی است. تجربه عملیات سریع در ونزوئلا و حملات پیشین به تاسیسات هسته‌ای ایران که اثر پایداری بر بازار نگذاشتند در ذهن سرمایه‌گذاران تثبیت شده است. خطر اصلی آن است که بازار سناریوی مهار سریع را بیش از حد قیمت‌گذاری کرده باشد و در صورت تشدید واقعی تنش‌ها غافلگیر شود.

برخی تحلیلگران هشدار داده‌اند که اوایل هفته برای خرید در افت‌های احتمالی زود است. اگر بازار روز دوشنبه جهش تنش را گذرا فرض کند اما وقایع میدانی مسیر متفاوتی نشان دهند، واکنش منفی می‌تواند عمیق‌تر شود. تنها در صورتی که اصلاح در شاخص‌هایی مانند S&P 500 به محدوده‌ای بیش از ۱۰‌درصد برسد، می‌توان از شکل‌گیری فرصت‌های خرید سخن گفت.

متغیر کلیدی؛ تورم و سیاست پولی

در صورت تداوم درگیری، عامل تعیین‌کننده تورم خواهد بود. گزارش اخیر شاخص قیمت تولیدکننده آمریکا که فراتر از انتظار منتشر شد، بازار را نسبت به ریسک تورمی حساس کرده است. افزایش پایدار قیمت نفت می‌تواند کمیته بازار آزاد فدرال‌رزرو را بیش از پیش از کاهش نرخ بهره منصرف کند.

در این سناریو زنجیره‌ای کلاسیک شکل می‌گیرد. نفت گران‌تر، تورم بالاتر؛ تورم بالاتر، بازده اوراق بالاتر؛ بازده بالاتر، فشار بر سهام. اگر افزایش قیمت انرژی آن‌قدر شدید باشد که تورم را به‌طور محسوس بالا ببرد و رشد اقتصادی را کاهش دهد، آثار آن بر دارایی‌ها فراتر از شوک اولیه خواهد بود.

بخش زیادی از بحث‌ها حول احتمال بسته شدن تنگه هرمز متمرکز است. در حال حاضر تنگه از نظر حقوقی باز است اما در عمل با احتیاط شدید کشتیرانی مواجه است. با این حال برخی تحلیلگران معتقدند انسداد کامل بزرگ‌ترین ریسک نیست. این وضعیت به گره زدن یک شیلنگ آب تشبیه شده است. جریان را متوقف می‌کند اما بازگشایی آن در صورت اعمال فشار نظامی کافی نسبتا سریع خواهد بود و نفت بلافاصله دوباره جاری می‌شود.

تهدید جدی‌تر، آسیب گسترده و ماندگار به زیرساخت‌های تولید نفت در منطقه است. تخریب تاسیسات بالادستی می‌تواند اختلالی طولانی‌تر در عرضه ایجاد کند و واکنش قیمتی بزرگ‌تری به همراه داشته باشد.

وابستگی متقابل بازارها

پیوند میان بازارها در این بحران آشکار است. اقتصاد آمریکا تا حدی به اثر ثروت ناشی از بازار سهام متکی است؛ بازار سهام به وضعیت اوراق قرضه وابسته است و بازار اوراق تحت‌تاثیر کشمکش میان قیمت کالاها که تورم را بالا می‌برد و بهره‌وری که هزینه‌های واحد نیروی کار را مهار می‌کند، قرار دارد.

در این چارچوب جنگ طولانی نه یک ریسک کاملا جدید بلکه تشدیدکننده ریسک‌هایی است که پیشتر نیز وجود داشته‌اند. ممکن است تعادلی شکننده میان نفت، تورم، بازده اوراق و قیمت سهام تا پایان سال ادامه یابد بنابراین واکنش اولیه بازار احتمالا محدود و کلاسیک خواهد بود اما آنچه اهمیت دارد مسیر درگیری در هفته‌های آینده است. اگر تنش‌ها مهار نشود و قیمت نفت در سطوح بالا تثبیت شود، فشار تورمی می‌تواند مسیر سیاست پولی را تغییر دهد و فشار همزمان بر اوراق و سهام وارد کند. جنگ در این سناریو نه نقطه آغاز بحران جدید بلکه تشدیدکننده عدم‌تعادل‌های پیشین بازار خواهد بود.

آخرین اخبار