جنگ و مشکلات معلولان
جهان صنعت– در میان غرش توپها و سایه جنگ، صدایی از انزوای معلولان بلند میشود؛ صدایی که در هیاهوی بحران گم شده است. آیا در این آوار بیتفاوتی، فریاد آنان شنیده خواهد شد؟ سازمان بهزیستی و دولت در این آزمون انسانیت، تا کجا در کنارشان خواهند ایستاد؟ سکوت در برابر درد، گرانتر از هر بمبی تمام خواهد شد. یک فعال حوزه معلولان با بیان اینکه بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا– اسرائیل علیه کشورمان میگذرد اما هنوز هیچ دستورالعمل و پروتکلی برای حمایت از افراد دارای معلولیت و تامین امنیت آنها تدوین و ابلاغ نشده، از عملکرد سازمان بهزیستی در این مدت انتقاد کرد. به گزارش خبرآنلاین، رویا بابائی گفت: مدیریت بحران در کشور فاقد برنامهریزی و پیشبینی برای گروههای آسیبپذیر است درحالی که در بسیاری از کشورها افراد دارای معلولیت در اولویت طرحهای تخلیه اضطراری، توزیع اقلام حیاتی و اطلاعرسانی قرار میگیرند. به گفته بابائی همچنین غفلت از دسترسیپذیری اطلاعات(برای ناشنوایان، نابینایان و افراد دارای محدودیت حرکتی) و نبود شبکههای واکنش سریع محلی (مددکار، داوطلب، حملونقل ویژه) نشان میدهد که مدیریت بحران، نگاه فراگیر به همه شهروندان ندارد؛ موضوعی که در شرایط جنگی میتواند تبعات انسانی بسیار سنگینتری برای افراد دارای معلولیت به همراه داشته باشد.
وی افرود: در تمام این یک ماه که از آسمان شهرها بمب و موشک میبارد، هیچ راهکاری برای تامین لوازم ضروری توانبخشی تدوین نشده و آن دسته از افراد دارای معلولیتهای وابسته به پانسمان روزانه، سوند، ویلچر و… عملا به حال خود رها شدهاند. به گفته او سازمان بهزیستی بااینکه میتوانست با استفاده از تجربه جنگ ۱۲روزه اتاق فکر مشترکی با وزارت بهداشت ایجاد و راه موثری برای تامین داروهای کمیاب معلولان در ایام جنگ کمیاب تامین کند اما چنین نکرده است.
بابائی افزود: مسوولان سازمان بهزیستی کشور به اتکای معلولان فاقد شغل و درآمد تحت پوشش این نهاد به مستمری یک و نیم میلیون تومانی بهزیستی واقفند و بااینکه میدانند این مستمری در شرایط غیرجنگی هم برای تامین بخشی از نیازهای افراد دارای معلولیت کافی نیست، بااینحال هیچ ارادهای برای رساندن کمکهای مالی یا تامین بستههای حمایتی، ارزاق و.… به معلولان در شرایط بحرانی نداشتهاند.
این فعال مدنی ادامه داد: با توجه به تخریب گسترده خیابانها و اماکن شهری امکان تردد برای بسیاری از معلولان از بین رفته و آنها حتی قادر به تهیه مایحتاج روزمره خود نیستند و بیتفاوتی دولت در این خصوص قابل پذیرش نیست.
وی تاکید کرد: متولیان امور معلولان میدانند که تبعات جنگ برای این گروه با سایر شهروندان یکسان نیست. بسیاری از افراد دارای معلولیت بهتنهایی قادر به جابهجایی یا رسیدن به نقاط امن نیستند و در چنین شرایطی حداقل انتظار میرفت که دولت و بهویژه سازمان بهزیستی با تخصیص خودروهای مناسبسازیشده، زمینه انتقال آنها به مکانهای امن را فراهم کند؛ موضوعی که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.
دولت در حمایت از معلولان در ایام جنگ غایب است
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان نیز با انتقاد از عملکرد دولت و سازمان بهزیستی در شرایط جنگی گفت: اگر در بحرانیترین شرایط از افراد دارای معلولیت حمایتی صورت نگیرد، این پرسش مطرح میشود که آموزشها و آمادگیهای امدادی و پدافندی دقیقا در چه زمانی قرار است به کار گرفته شوند؟
مروتی ادامه داد: انتظار میرفت دولت در شرایط جنگی زمینه جابهجایی معلولان را از طریق ارائه رایگان بلیت قطار و هواپیما، یا با استفاده از اتوبوسهای مجهز و همراهی مددکاران فراهم کند اما بیتوجهی به این موضوع نشان داد جان افراد دارای معلولیت برای مسوولان مهم نیست.
وی افزود: بسیاری از معلولان هم بهدلیل تخریب زیرساختها و نامناسب بودن محیط شهری و هم بهدلیل از بین رفتن مراکز خرید در دسترس، امکان تردد و تامین نیازهای روزمره خود را ندارند و مشخص نیست آنها باید چگونه مشکلات خود را برطرف کنند. همچنین مشکلات معیشتی این گروه که همواره با آن دست به گریبان هستند، در شرایط فعلی معضلات زندگی آنها را چند برابر کرده است.
مروتی همچنین به تاثیر قطعی اینترنت اشاره کرد و گفت: در این روزهای بحرانی نهتنها حمایتی از معلولان صورت نگرفته بلکه قطع اینترنت باعث از بین رفتن کسبوکارهای آندسته از معلولانی که توانسته بودند از این طریق درآمدی کسب کنند، شده است.
مدیر کمپین معلولان به معضلات افراد ناشنوا بهدلیل قطعی اینترنت اشاره کرد و افزود: بسیاری از افراد ناشنوا برای برقراری ارتباط از اپلیکیشنهای خارجی استفاده میکردند که در شرایط فعلی دسترسی به آنها محدود شده است. در عین حال اپلیکیشنهای داخلی نیز توان پاسخگویی کامل به نیازهای ارتباطی این افراد را ندارند.
مروتی در پایان خاطرنشان کرد: وضعیت افراد دارای معلولیت ساکن در مراکز نگهداری نیز بهدلیل کاهش تعداد مراقبان،بسیار نگرانکننده است و سازمان بهزیستی باید در تامین امنیت و حفظ استانداردهای مراقبتی این مراکز اقدامات فوری و جدی انجام دهد. واقعیت تلخ این است که افراد دارای معلولیت در هیچیک از برنامههای مدیریت بحران مربوط به جنگ دیده نشدند؛ نه در تامین نیازهای توانبخشی، نه در جابهجایی امن و نه در دسترسی به اطلاعات و خدمات ضروری. بیتفاوتی دولت و عملکرد ناکافی سازمان بهزیستی باعث شد این گروه که پیشتر هم با مشکلات معیشتی و محدودیتهای شهری دستوپنجه نرم میکردند، اکنون در شرایط جنگ، رها و آسیبپذیرتر از همیشه باشند.
تجربه نشان میدهد فقدان برنامهریزی فراگیر برای آسیبپذیرترین شهروندان، تبعات انسانی و اجتماعی سنگینی به همراه دارد و ضرورت اصلاح فوری سیاستها و تخصیص منابع حمایتی برای این گروهها را روشن میکند و باید دید در صورت ادامهدار بودن جنگ، بهزیستی و بهطورکلی دولت این گروه از شهروندان را در چارچوب مدیریت بحران خواهد گنجانید یا نه؟
