معیشت در خطر فروپاشی
پویا اصل باغ- صدای بستهشدن کرکره مغازهها و خاموششدن کارگاهها این روزها فقط نشانه رکود اقتصادی نیست بلکه نشانه تغییر ناگهانی زندگی هزاران خانوادهای است که با تشدید درگیریهای اسفندماه منبع درآمدشان را از دست دادند. موج تازه بیکاری گاهی آرام و گاهی بیصدا بهخانهها رسیده است؛ جایی که سفرهها کوچکتر شده و اضطراب فردا جای چشمانداز برای آینده را گرفته است. کارگران روزمزد، کارکنان پروژههای متوقفشده، رانندگان، صاحیان مشاغل اینترنتی، دستفروشان، فروشندگان خرد و حتی فارغالتحصیلانی که در انتظار نخستین فرصت شغلی بودند حالا با واقعیتی متفاوت روبهرو هستند؛ فرصتهایی که یکی پس از دیگری میسوزند.
در محلههایی که پیشتر با رفتوآمد کارگران و رونق کسبوکارهای کوچک زنده بودند سکوتی سنگین حاکم شده است. بسیاری از خانوادهها ناچار بهکاهش هزینههای ضروری، فروش داراییهای اندک یا قرضگرفتن واصل شدند. فشار مالی و روانی ناشی از بیکاری بهویژه برای سرپرستان خانوار بهدغدغهای جدی تبدیل شده و نگرانی از آینده تحصیل فرزندان، تامین نیازهای اولیه و… را دوچندان کرده است. بهراستی جنگ اسفندماه نه غرب و شرق که زندگی ایرانیان را با تباهی روبهرو کرد.
سایه جنگ بر بازار کار کشور
براساس گزارشات از یکیدوماه پیش روند تعدیل نیرو در برخی واحدهای تولید و صنعتی رشت کلید خورده است. منابع آگاه در رشت بهایلنا اعلام کردند که اینتعدیلها منحصربه یکواحد خاص نبوده و در واحدهای مختلف تولیدی و صنعتی و حتی خدماتی اتفاق افتاده است. گفته میشود تعداد افرادی که در شرایط فعلی شغل خود را از دست دادند بهدستکم ۲هزارنفر میرسد.
بهگفته منابع کارگری در شهر رشت، حدودا ۴۹۰کارگر در شرکت «پینک» و حدود ۵۰۰کارگرشاغل در شرکت «پایا مدرن» با اتمام قرارداد کار بیکار شدند. ۱۹۰کارگر در شرکت «گیل آرا» و ۵۵کارگر مرغداری پیمان شغل خود را از دست دادند.
او با بیان اینکه آمار همه کارگران و اسامی واحدهایی که در شرایط فعلی کشور اقدام بهتعدیل نیرو در شهرستان رشت کردند بهاداره کار اعلام شده، افزود: علاوه بر واحدهای که نام برده شد تعدادی دیگر از واحدهای تولیدی همانند شرکت «داروگر رشت» و «لاستیک یاران گیلان» هستند که آمار کارگران تعدیلی آنها بهمراتب کمتر و بهترتیب ۱۰و۱۱نفر است. اینفعال کارگری با بیان اینکه علت این تعدیلها مشکلات ناشی از کمبود مواد اولیه و کمبود منابع مالی بهدلیل کاهش فروش است و اکثر کارفرمایان ناچارا برای کاهش هزینه تعدیل نیرو میکنند، افزود: اکثر کارگران تعدیلی برای دریافت مقرری بیمه بیکاری بهاداره کار شکایت کرده و پروندههای آنها در نوبت رسیدگی است.
رییس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیریز از رشد ناگهانی تعدیل نیرو در برخی واحدهای صنعتی و معدنی شهرستانهای نیریز و بختگان واقع در استان فارس خبر داده است. او با بیان اینکه علاوه بر این واحدهای شاخص، معادن و سنگکوبیهای مرتبط نیز با کاهش نیرو مواجه بودند، در ادامه سخنان خود گفت: موج تعدیل نیروی کار در نیریز و بختگان باعث افزایش محسوس پروندههای کارگری برای دریافت مقرری بیمه بیکاری شده است.
وی درباره علت تعدیل نیروی کار در این شهرستان افزود: این تعدیلها عمدتا بهخاطر مشکلات فروش و نبود بازار صادرات اتفاق افتاده است. دربرخی موارد عملا بازار صادرات نداشتند و همین باعث شده کارفرما برای کاهش هزینهها اقدام بهتعدیل نیرو کرده است.
معیشت در سراشیبی سقوط
باتوجه بهقیمت سرسامآور ارز برای قیمتها در حوزه خوراکیها و درمان یافت نمیشود. واژهها و توصیفاتی مانند «کمرشکن» یا «نجومی» مدتی است که در دنیای عینی معنای واقعی خود را از دست دادند. هر دانه تخممرغ ۲۰هزارتومان یا بیشتر، هر کیلو برنج درجه دو ایرانی ۴۰۰هزارتومان و هر کیلو گوشت قرمز در بازار بیش از ۲میلیونو۲۰۰هزارتومان قیمت دارد.
در همین حال ارزش واقعی دستمزد کارگران بهپایینترین میزان در دهههای اخیر سقوط کرده است. حداقل دستمزد بهاضافه تمام مزایا کمتر از ۱۰۰دلار است یعنی چیزی حدود ۸۸دلار و این معنایی ندارد جز اینکه کارگر ایرانی یکماه در شرایط بحران و استرس زحمت میکشد و عرق میریزد اما پایان ماه حتی ۱۰۰دلار هم حقوق نمیگیرد! بهراستی اگر یک دوره دیگر جنگ و بمباران اتفاق بیفتد آمار سقوط ارزش دستمزد و نرخ بیکاری کارگران چه شکل و شمایلی پیدا میکند؟!
کارگران در خط بحران
در حالی که گزارش پیشین بهتعدیل نیرو در رشت و نیریز و افزایش سرسامآور قیمتها اشاره داشت ابعاد بحران عمیقتر از آن چیزی است که در آمارها منعکس میشود. این تنها کارگران بخش صنعت و معدن نیستند که تحت فشار قرار گرفتند بلکه طیف وسیعی از مشاغل خدماتی، آزاد و حتی نیروهای کار فنی و تحصیلکرده نیز با چالشهای جدی روبهرو هستند.
رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم مستقیما بر کسبوکارهای خدماتی و اینترنتی سایه افکنده است. بسیاری از رستورانها، فروشگاههای خردهفروشی، شرکتهای خدماتی و حتی پلتفرمهای آنلاین با کاهش شدید سفارشات و مشتریان مواجه شدند. این وضعیت منجر بهتعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری یا حتی تعطیلی برخی از این واحدها شده است. کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و کسبوکارهای جدید هشدار میدهند که موج تعطیلی استارتاپها میتواند منجربه ازدسترفتن فرصتهای شغلی خلاقانه و نوآورانه شود که در بلندمدت بهضرر اقتصاد کشور خواهد بود. فارغالتحصیلان دانشگاهی که امید بهیافتن شغل در این بخشها داشتند اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو شدند؛ جایی که حتی تجربههای کاری نیز تضمینکننده امنیت شغلی نیست.
بیکاری تنها بر وضعیت اقتصادی خانوادهها تاثیر نمیگذارد بلکه پیامدهای روانی عمیقی نیز بههمراه دارد. اضطراب، افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس، افزایش تنشهای خانوادگی و حتی افزایش نرخ طلاق ازجمله اثرات روانی بیکاری بر سرپرستان خانوار و اعضای خانواده است. والدینی که قادر بهتامین نیازهای اولیه فرزندان خود نیستند با احساس گناه و ناتوانی دستوپنجه نرم میکنند. این فشار روانی علاوهبر دشواریهای زندگی سلامت روان جامعه را نیز بهطور جدی تهدید میکند.
درچنینشرایطی شاهد افزایش تمایل بهمهاجرت در میان نخبگان، متخصصان و کارگران ماهر هستیم. بسیاری از جوانان تحصیلکرده و افرادی که دارای مهارتهای تخصصی هستند بهدلیل نبود چشمانداز شغلی مناسب، حقوق ناکافی و عدم امنیت شغلی تصمیم بهترک کشور میگیرند. این فرار مغزها نهتنها بهمعنای ازدستدادن سرمایههای انسانی ارزشمند برای کشور است بلکه فرصتهای توسعه و پیشرفت را نیز محدود میکند.
پژواک جنگ در سفره
جنگ چه در عرصه بینالمللی و چه در ابعاد محدودتر آن همواره سایهای شوم بر زندگی مردمانش افکنده است. در گزارشهای پیشین ابعاد مختلف بحران بیکاری و وخامت اوضاع معیشتی کارگران در کشور را بررسی کردیم؛ بحرانی که ریشههای آن را میتوان در درگیریهای اخیر و تحریمها جستجو کرد. وقایع اسفندماه و تنشهای مرتبط موجی سهمگین از بیثباتی را بهبازار کار ایران وارد کرد.
بستهشدن کرکره کارگاهها، توقف پروژهها و کاهش شدید تقاضا هزاران خانواده را در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار داده است.
کارگران روزمزد، پیمانکاری، خدماتی و حتی نیروهای فنی و تحصیلکرده همگی درمعرض تهدید بیکاری قرار گرفتند. سفرههای خالی و اضطراب فردا بهواقعیتی انکارناپذیر برای بخش قابل توجهی از جامعه تبدیل شده است.
ارزش واقعی دستمزد کارگران بهپایینترین حد خود در دهههای اخیر سقوط کرده است. با تورم افسار گسیخته و افزایش سرسامآور قیمت کالاها و خدمات ضروری حتی حداقل دستمزد نیز کفاف تامین نیازهای اولیه یک خانواده را نمیدهد.
درچنینشرایطی هرگونه شوک اقتصادی جدید ازجمله تشدید تحریمها یا بروز حوادث غیرمترقبه میتواند فاجعهای انسانی را رقم بزند.
فروش داراییهای اندک، قرضگرفتن و درنهایت استیصال و ناامیدی سرنوشت احتمالی بسیاری از خانوادههای کارگری خواهد بود اما ابعاد اینبحران فراتر از مسائل اقتصادی است.
در چنین شرایطی صحبت از راهکار و حمایت مسوولان دردی را دوا نمیکند. آنچه مشاهده میشود سکوتی مرگبار در برابر این فاجعه انسانی است. گویی صدای سختی کارگران در هیاهوی سیاست گم شده است. این بیتوجهی و انفعال تنها بهعمیقترشدن بحرانها دامن میزند و شرایط را بیش از پیش وخیمتر میکند.
باید گفت که اگر این شرایط ادامه پیدا کند آیندهای که پیش روی این قشر آسیبپذیر قرار دارد درهالهای از ابهام و ناامیدی است مگر آنکه نگاهی واقعبینانه و انتقادی بهاین وضعیت صورت پذیرد و ریشههای این فاجعه مورد توجه جدی قرار گیرد. تا زمانی که ریشهها خشک نشوند سایه جنگ و فقر همچنان بر سفرههای خالی کارگران سنگینی خواهد کرد.
حال امید میرود باتوجه بهاین شرایط بهبودی در زندگی مردم ایران صورت گیرد تا آنها بتوانند طعم واقعی زندگی را بچشند.
