جنبش صلح و کارآمدی
کورش الماسی
«چو ایران نباشد تن (ذهن) من مباد»؛ با این وجود ایران «تنها خاک نیست» بلکه «حال و روز و کیفیت زیست شهروندان ایران زمین نیز هست» بنابراین بهبود زیست (بهویژه معیشتی و اقتصادی) شهروندان، صیانت از یکپارچگی ایران زمین و خنثی کردن بیگانگان که سودای تکهتکه کردن ایران را دارند الزاما باید «هدف غایی» هر راهکار اجتماعی و سیاسی باشد. اینکه راهکارهای کمهزینه و پایدار برآیند همکاری پیرامون هدف (اهداف) مشترک ملی است بنابراین همکاری پیرامون راهکارهای مبتنی بر اهداف متفاوت یا متضاد که منجر به راهکارهای گوناگون میشود، ناممکن مینماید. ازاینرو هدف (سلامت، امنیت، یکپارچگی و توسعه ایران) مقدم بر راهکارهای گوناگون سیاسی است. نکتهای که برخی اذهان و نهادها کمتر مورد توجه قرار میدهند، این بوده که در جهان علم، فناوری و دانش بنیاد معاصر، روشها، راهکارها و طرحهای نرم و نه سخت (جنگ، خشونت، تنش و…)، کمهزینه، پایدار و کاربردیترین امکان تحقق «اهداف ملی» است. اینکه بنا به شواهد بسیار، توسل به روشهای سخت (جنگ، خشونت، تنش و…) خواست بیگانگان، بدخواهان و دشمنان ثبات، امنیت و توسعه ایران است.
با توجه به جمیع شرایط داخلی، منطقه و جهانی، خردمندانه و کمهزینهترین ابزار و راهکار حصول آرامش، امنیت، ثبات و توسعه اجتماعی، صلح و نه خشونت است. در اینجا «صلح» معطوف به ویژگی وضعیت زیست شهروندان است؛ وضعیتی که نهتنها عاری از خشونت، ناامیدی، هراس، نزاع و… بوده بلکه همراه با امید، قانونمندی، نشاط، امنیت، امید و… است. به عبارتی اندیشهها، راهکارها و طرحهای صلح بنیاد، قابلیت، فرصت و امکان بهبود کیفیت زیست شهروندان ایران زمین را دارند. یقینا برخی با این گفته همدل نیستند اما راهکارهای خشونتآمیز بهمنظور بهبود زیست دشوار و نامطلوب شهروندان، خواسته یا ناخواسته
منجر به دخالت و تحقق منافع بیگانگان و نه بهبود زیست شهروندان ایرانزمین میشود. نکته قابل توجه اینکه «صلح پایدار» برآیند و تابع «کارآمدی ساختارهای تصمیمگیری» کلان است. کارآمدی مدیریتی در جهان دانش و فناوری بنیاد معاصر نیز محصول پیگیری و تحقق منافع جمعی (ملی) است. به عبارتی مردمی که با تلاش قانونی بتوانند نیازهای ابتدایی و ضروری خود را محقق کنند نهتنها هرگز به خیابان نمیآیند بلکه «هیچ بدخواه بیگانهای نمیتواند آنها را مخالف دولت ملی کند.»
باتوجه به تحولات سریع جهانی، دخالتهای استعمارگران در خاورمیانه و فشارها و تهدیدات غرب علیه ایران توجه ویژه به سه نکته بسیار کاربردی، برای اهالی رسمی و غیررسمی سیاستورزی «حیاتی» است. یک، «ما در عالم ممکنات و نه آرزوها، ایدهآلها و مطلوبات زیست میکنیم. بهمنظور پرهیز از هزینههای گزاف اجتماعی، الزامی است تا همه دلسوزان و میهندوستان صادق در عرصه غیررسمی، اندیشهها، اهداف، راهکارها، تحلیلها، رفتار و… خود را مبتنی بر آنچه ممکن و نه آنچه مطلوب است بنا نهند. دو، «بودن» پدیدهها، امور و شرایط، ارادی، دلبخواهی و سلیقهای نیست بلکه مستلزم برخی پیشنیازها و ملزومات است بنابراین اهالی رسمی باید توجه ویژه به نظرات و وضعیت زیست افکار عمومی داشته باشند. اینکه رضایت افکار عمومی در جهان فاقد قانون و بیرحم، قدرتمندترین سلاح در دست نهادهای رسمی برای خنثی کردن فشارها و تهدیدات استعمارگران است و سه، تشخیص، تحلیل و مدیریت زمین بازی، بنیادیترین وظیفه نخبگان و روشنفکران(رسمی و غیررسمی) است.
به عبارتی تمامی وقایع اجتماعی متشکل از چهار عنصر بازیگر، صحنه بازی، سناریو و کارگردان است. نقد وقایع و نهادهای سیاسی بدون توجه به «سناریو و کارگردانان صحنه» تلاشی بیحاصل است. احتمالا برخی مخالف این ادعا باشند اما بسیاری از اهالی رسمی و غیررسمی سیاسی «درک و آگاهی بسیار ضعیفی از علم کارگردانی و صحنهسازی سیاسی دارند» و صرفا بازیگران و بازیها را نقد و تحلیل میکنند بنابراین کنترل و هدایت وقایع گوناگون اجتماعی تابع و برآیند کنترل و هدایت «صحنه (زمین بازی سیاسی) و نه بازیگران» است.
در راستای یاری رساندن به ثبات، آرامش، امنیت و توسعه اجتماعی تعدادی از تشکلهای قانونی زیر چتر «جنبش صلح و کارآمدی» گردهم آمده تا با دعوت و همکاری همه میهندوستان و کارشناسان در عرصههای گوناگون و از طریق هماندیشی و تبادلنظر به تدبیر و ارائه راهکارهایی برای برونرفت از شرایط دشوار اجتماعی «همکاری» کنند. جنبش صلح و کارآمدی باور دارد که شهروندان ایرانزمین هیچ دلسوزی در عرصه روابط بینالملل ندارند.
امر پنهانی نیست که در راستای بهبود شرایط اجتماعی، مدیریت کلان نیازمند تحولات کاربردی و جدی در برخی اندیشهها و اهداف است اما جنبش صلح و کارآمدی اعتقاد راسخ دارد که ایجاد تحولات در ساختار مدیریت کلان با روشهای خشونتآمیز نهتنها در راستای منافع، یکپارچگی و امنیت ملی نیست بلکه بستر دخالت بیگانگان در امور داخلی نیز هست. در یک تحلیل غیرمغرضانه و تاریخی میتوان عدم توسعه (بهویژه علوم انسانی و علوم اجتماعی) به مثابه بنیادیترین ضعف (تشخیصی، تحلیلی و رفتاری) نخبگان و دخالتهای مکرر بیگانگان در کنترل و هدایت روند امور داخلی را مقصر اصلی درد و رنج و انواع چالشهای اجتماعی در نظر گرفت. «برای عبور از شرایط بسیار نامطلوب کنونی، الزامی است تا از گذشته (رنجها و تجربیات غیرقابل وصف) عبور کرده و برای آیندهای امن و آرام همه نخبگان حول اهداف جمعی(ملی) همکاری کنیم.»
از منظر کاربردی «جنبش صلح و کارآمدی، راهکار بومی، ملی و علمی» به منظور: یک، تدبیر و ارائه راهکارهایی کم هزینه و بومی برای «رهایی شهروندان از انواع چالشها (بهویژه معیشتی و اقتصادی) و ایجاد امید و نشاط»، دو، «کارآمد کردن نهاد و ساختارهای تصمیمگیر» و سه، «خنثی کردن دخالتها، فشارها و تهدیدهای غارتگران غربی و شرقی» است.
با توجه به نکات فوق «جنبش صلح و کارآمدی» مخالف هر نوع خشونت در عرصه اجتماعی است. جنبش صلح و کارآمدی همکاری مبتنی بر بخشش و کنار گذاشتن کدورتها و کینهها را کم هزینه اما دشوارترین راهکار به منظور برونرفت از وضعیت دشوار کنونی و خنثی کردن فشارها و تهدیدات غارتگران غربی میداند بنابراین برای حصول آرامش، ثبات، امنیت و توسعه پایدار ملی «حبس کردن درد و رنج و کینهها در سینهها» و «کنار گذاشتن (بروز کردن) نگاههای ایدئولوژیک در مدیریت امور اجتماعی» برای خنثی کردن فشارها و تهدیدات غارتگران بیگانه ضروری است.
جنبش صلح و کارآمدی باور دارد که همکاری پیرامون اهداف ملی که منجر به خنثی کردن دخالتها و فشارهای خارجی میشود، سریع و کمهزینهتر از تلاش برای یافتن و پاسخگو کردن مقصر برای درد و رنج شهروندان باعث رهایی شهروندان از درد و رنج، ناامیدی، آیندهای مبهم و دشواریهای طاقتفرسا خواهد شد.

