توجه به اعتراض‌های مردمی اصالت یا انفعال

نادر کریمی جونی
کدخبر: 595531

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

یک سوال مهم وجود دارد: آیا اعتراض‌های مردم ایران برای جمهوری اسلامی به خودی خود اهمیت دارد یا از آنجا که رسانه‌های خارجی و به اصطلاح معاند آن را پوشش می‌دهند و بزرگنمایی می‌کنند، برای مقامات و رهبران ایرانی با اهمیت و قابل‌توجه ارزیابی شده و می‌شود؟ در روزهای اخیر ابتدا در تهران و سپس در برخی شهرها و مراکز استان‌های کشورمان اعتراض‌هایی ترتیب داده شد که به‌صورت تجمع یا راهپیمایی خیابانی و تظاهرات نمود پیدا کرد. این تظاهرات‌ها گاهی به خشونت نیز کشیده شد و پلیس و نیروی انتظامی از گاز اشک‌آور و یگان‌های ویژه برای متفرق کردن تظاهرات‌کنندگان بهره جستند. این اعتراض‌ها که از بازار تهران شروع شد، در ابتدا فقط اهدافی اقتصادی داشت و تجمع‌کنندگان شعارهایی در مخالفت با راهبردها و تصمیم‌های اقتصادی دولت سر دادند. نابسامانی نرخ‌های ارز و طلا، تصمیم برای افزایش میزان مالیات در بودجه سال آینده و گرانی اقلام زندگی در مرکز توجه اعتراض‌کنندگان قرار داشت.

به سرعت اما این اعتراض‌ها به ظرفیت‌ها و مناسبات سیاسی هم کشیده شد و تظاهرات‌کنندگان علیه مقامات و چهره‌های سیاسی و نیز رفتار سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی شعار دادند.

پس از وقوع و گسترش این اعتراض‌ها نه فقط مسعود پزشکیان به میدان آمد و از وزیر کشور خود خواست که با معترضان ملاقات و دیدگاه‌های ایشان را دریافت کند بلکه صداوسیما هم به میان اعتراض‌کنندگان در خیابان‌های تهران رفت و به اصطلاح پای صحبت‌های آنان نشست. در این میان پرسش راهبردی آن است که آیا اعتراض شهروندان ایرانی به خودی خود و بدون اتکا یا امید به حمایت خارجی‌ها -اعم از حمایت‌های رسانه‌ای و…- از جانب مردم، دولت این اعتراض‌ها را محترم و مغتنم می‌شمارد و حاضر به دریافت و پاسخگویی به آن است؟ پس از دریافت این سوال ممکن است برخی پاسخ‌دهندگان بلافاصله اظهار دارند که اعتراض‌های شهروندان به خودی خود اصالت دارد و موجب واکنش و پاسخ دولت و حکومت جمهوری اسلامی است و از آنجا که مقامات نظام خود را خادم و کارگزار ملت ایران می‌دانند به نظرهای مثبت و منفی ایشان بها می‌دهند و درصدد رفع مشکلات و موانع زندگی ایرانیان هستند چراکه در بروز این موانع و مشکلات دیگر جایی برای ابراز اعتراض باقی نمی‌ماند و به این ترتیب اعتراض‌ها اعم از خیابانی و محفلی، کاهش خواهد یافت. روی کاغذ همه این حرف‌ها صحیح به‌نظر می‌رسد. همه حکومت‌ها حتی حکومت‌های دیکتاتور و اقتدارگرا، پایه حکومت خود را مردم و شهروندان کشورشان اعلام و تصریح می‌کنند همه کارهایی که از سوی حاکمیت و حکومت‌کنندگان انجام می‌شود دارای اهداف ملی و شهروندی است و از این بابت اگر اعتراضی از سوی هموطنان ابراز شود به سرعت و با دقت مورد توجه قرار می‌گیرد و به آن پاسخ داده می‌شود. حالا تصور کنید در یک حالت انتزاعی هیچ رسانه‌ای و بالاخص هیچ رسانه خارجی -اعم از فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان- اعتراض‌های ایرانیان را مورد توجه قرار ندهد و بازتابی در میان افکار عمومی پدید نیاید. در همین حالت انتزاعی تصور کنید هیچ مخالف قابل‌اعتنایی در خارج از کشور برای جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد و مقامات جمهوری اسلامی با خیال آسوده به اجرای برنامه‌ها و دادن شعارهای داده شده ادامه دهند. آیا در این صورت باز هم واکنش حکومت‌کنندگان ایران به همین صورت و در همین حد بوده است؟ بعید به‌نظر می‌رسد واکنش دو موقعیت برای تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان ایرانی یکسان باشد، چه آنکه وقتی اعتراض‌های ایرانیان در داخل مرزهای کشور محصور می‌شود و در خارج از مرزها کسی نیست که از این اعتراض‌ها بهره‌برداری یا به اصطلاح حاکمان ایرانی سوءاستفاده کند، حساسیت زیادی برای پاسخ دادن و مرتفع کردن مشکلات پدید نمی‌آید و روند دنبال می‌شود.

در واقع یکی از خوشبختی‌های مردم ایران آن است که رهبران، تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان حکومت مستقر، ادعاهای مبالغه‌آمیزی در مورد وضعیت کشور و آنچه ایران در همین سال‌ها به آن خواهد رسید، مطرح و در خارج از کشور عده‌ای دندان تیز کرده‌اند تا جمهوری اسلامی اندکی خم و بعد دهان خارج‌نشینان اعم از ایرانیان و غیرایرانیان برای دریدن و پاره کردن اندام و اعضای حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در ایران باز شود. رهبران می‌توانند ناکامی‌ها و نابسامانی را پنهان و آشغال‌ها را زیر فرش مخفی کنند. ظاهرا این فرش آنقدر بزرگ است که هنوز جای خالی برای پنهان شدن آشغال‌های بیشتر و بیشتر را دارد و معلوم نیست زیر این فرش بزرگ کی از آشغال‌هایی که زیر آن دفن شده، اشباع می‌شود. همین مقامات و راهبران جمهوری اسلامی اما نمی‌توانند اعتراض‌های خیابانی مردم را پنهان و ترور شخصیت کنند. در گذشته و مثلا در زمان محمود احمدی‌نژاد اعتراض‌ها انکار و معترضان خس و خاشاک خوانده می‌شدند.

در دوره ابراهیم رییسی و پس از کشته شدن مهسا امینی ، این کشته شدن مرگ توصیف شد. متعاقب آن اگرچه ناآرامی‌هایی در شهرهای مختلف کشور روی داد اما هیچ‌یک از این ناآرامی‌ها به‌طور رسمی و با ابعاد دقیق در هیچ‌کدام از رسانه‌های دیداری- شنیداری، مکتوب و غیرمکتوب و در فضای مجازی انعکاس نیافت بلکه برعکس اینترنت قطع و تمهیداتی برای محدودسازی انعکاس اخبار و اطلاعات در فضای مجازی به کار گرفته شد. البته در مورد اعتراض‌های روزهای گذشته دست‌کم هم رییس‌جمهور و هم سخنگوی دولت نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند و به وجود آن اعتراف کردند. صداوسیمای جمهوری اسلامی هم که خود را رسانه ملی می‌خواند، به میان معترضان رفته و برخی واکنش‌ها و کنش‌های اعتراض‌آمیز شهروندان تهرانی را پوشش داده و منعکس کرده است. از این حیث در مورد اخیر رفتارها اندکی قابل درک بوده اما جالب است که هم دولت و هم رسانه حکومتی صداوسیما بلافاصله پس از انعکاس اعتراض‌ها و اظهارات اعتراضی افراد گزینش شده، تاکید می‌کنند که این رفتار در ذات و راهبرد خود اقتصادی و غیرسیاسی است و هیچ‌کس- احتمالا منظور مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی- نباید از آن سوءاستفاده کند.

این رفتار نشان می‌دهد که توجه مقامات ایرانی به این اعتراض‌ها بیش و پیش از آنکه به خاطر اصالت اعتراض ایرانیان باشد، به خاطر پیشگیری از بهره‌برداری مخالفان خارج‌نشین و تبعات آن بوده است.

آخرین اخبار