تراستیها و داستان مذاکره اسلامآباد
یکم- بررسیهای حتی از سر اشاره نشان میدهد یکی از خواستههای با اهمیت جمهوری اسلامی در مذاکرات اسلامآباد پاکستان که به مقامهای آمریکایی ارائه شد این بود که شرایط سختگیرانه برای کشورهای جهان برای اینکه داراییهای ارزی ایران را آزاد کنند برداشته شود تا بشود اموال مردم را که در ذیل نام کشور رقم خورده است به داخل برگردد. خب به داخل برگردد. چه شد؟ آیا مقامهای سیاسی آمریکا با این خواسته جمهوری اسلامی موافقت کردند؟ نه. موافقتی نشان داده نشد. بگذریم از اینکه کل داستان تا اینجای کار هوا شده است.
دوم- چرا برای جمهوری اسلامی مهم است که ارزهای بایکوتشده در کشورهای گوناگون جهان را آزاد کند؟ معلوم است. جمهوری اسلامی احتمال میدهد با تنگنای ارزی تازهای روبهرو شود و بهتر است در اینباره وضعیت بهتری درباره ذخایر ارزی داشته باشد.
سوم- به این ترتیب و در وضعیتی که جمهوری اسلامی دنبال برگشت دلارهای حبسشده در دیگر کشورهای دنیاست بهتر نیست دنبال راههای در دسترستر نیز باشد؟ به طور مثال چه راهی وجود دارد که حالا نادیده گرفته شده است؟
چهارم- بهتر است یادتان بیاورم در همین ستون چندینبار درباره داستان تراستیها نوشتید؟ خب بد هم نیست یادآوری شود. بله. داستان این بود که گروهی از آدمها و نهادها با دریافت مجوز صادرات نفت برای دور زدن غرب از این راه رفتند و به جای دولت نفت فروختند.
پنجم- بعد چه شد؟ بعد این اتفاق افتاد که آنها ارقامی که گفته میشود شاید ۱۱میلیارد دلار باشد را برنگرداندند و به تراستیها مشهور شدند. حالا باید پرسید با توجه به اینکه گفته میشد آنها در امارات زندگی میکردند تراستیها و دلارها چه شدند؟
