چرا سعودی‌ها از جنگ با ایران کناره‌گیری می‌کنند؟:

بن‌سلمان در منگنه جنگ

گروه بین الملل
کدخبر: 623804
جنگ ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران برای عربستان سعودی به‌شدت دشوار بوده است زیرا در حالی که عربستان پیش از این نیز با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون ناچار شده هزینه‌ها را کاهش دهد و زمان‌بندی پروژه‌های عظیمی را که قرار بود نماد تحول این کشور باشند، به تعویق بیندازد.
بن‌سلمان در منگنه جنگ

جهان‌ صنعت – جنگ ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران برای عربستان سعودی به‌شدت دشوار بوده است زیرا در حالی که عربستان پیش از این نیز با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون ناچار شده هزینه‌ها را کاهش دهد و زمان‌بندی پروژه‌های عظیمی را که قرار بود نماد تحول این کشور باشند، به تعویق بیندازد. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان تمرکز خود را بر انرژی‌های جایگزین، تولید پیشرفته، لجستیک، آب و انرژی‌های تجدیدپذیر، گردشگری و پروژه نئوم قرار داده است. همچنین در اقدامی که با توجه به شرایط فعلی چندان غافلگیرکننده نیست، ریاض به سرمایه‌گذاری در صنعت دفاعی داخلی خود ادامه می‌دهد و به‌دنبال متنوع‌سازی منابع تامین تسلیحات است. مقامات سعودی در حال برنامه‌ریزی برای توقف لیگ گلف مورد حمایت ولیعهد و پیشتر نیز ۷۰‌درصد از باشگاه فوتبال الهلال (یکی از ارزشمندترین دارایی‌های ورزشی کشور) را واگذار کرده‌اند.

ریاض در منگنه

طبق گزارشی که در این خصوص مجله فارن‌پالسی منتشر کرده، در مورد خود جنگ، عربستان در اواخر فوریه با ضربه‌ای رسانه‌ای مواجه شد. زمانی که گزارش شد محمد بن سلمان همچون بنیامین نتانیاهو از دونالد ترامپ خواسته است به ایران حمله کند. سعودی‌ها این ادعا را رد کردند. چند هفته بعد در حالی که ترامپ ادعا می‌کرد جنگ ظرف چند روز پایان می‌یابد، گزارش دیگری منتشر شد مبنی بر اینکه ولیعهد سعودی بار دیگر رییس‌جمهور آمریکا را برای ادامه جنگ با ایران تحت فشار قرار داده است؛ ادعایی که باز هم تکذیب شد. با این حال عربستان با وجود تاکید علنی بر اینکه خواهان جنگ نیست، هیچ نقشی در جنگ علیه ایران نداشته و از راه‌حل دیپلماتیک حمایت می‌کند، همچنان هدف حملات ایران قرار گرفته است.

این بدان معنا نیست که عربستان باید وارد جنگ شود اما نشان‌دهنده وضعیت مبهم کشوری است که خود را قدرتی در حال ظهور و مهم‌ترین کشور خاورمیانه معرفی می‌کرد اما اکنون در حالی که منطقه‌اش در آتش می‌سوزد، میان دو وضعیت گرفتار شده است. سعودی‌ها به‌وضوح منافع مهمی در این بحران دارند اما به‌جای اقدام، بیشتر به صدور بیانیه‌های شدیداللحن بسنده کرده‌اند در حالی که دیگران رقبایشان در حال شکل دادن به آینده منطقه هستند.

با این حال باید اذعان کرد که جنگ ایران برای عربستان بسیار پیچیده است. رهبران سعودی که یک سرمایه‌گذاری تریلیون‌دلاری بر تحول اقتصادی خود انجام داده‌اند، بیش از هر چیز به ثبات منطقه‌ای نیاز دارند. از دید آنها هیچ‌کس در این مسیر کمک‌کننده نیست: نه حماس، نه سوریه، نه امارات متحده عربی، نه ایران و به‌ویژه نه اسرائیل و ایالات متحده یعنی در شرایطی که نزدیک‌ترین شریک آنها یعنی واشنگتن به‌همراه اسرائیل موجب بی‌ثباتی منطقه شده است. سعودی‌ها تلاش می‌کنند دریابند چگونه می‌توانند در شرایطی خارج از کنترل خود از منافعشان محافظت کنند. شرایطی که احتمالا به یکی از سه نتیجه منجر خواهد شد.

سه سناریوی مهم

سناریوی نخست، بن‌بست است یعنی حالتی که در آن ترامپ از جنگ خسته شده و بدون تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به پیروزی راهبردی، پیروزی اعلام می‌کند در حالی که نیروهای آمریکایی در منطقه باقی می‌مانند و تحریم‌ها علیه ایران ادامه دارد. این بدترین سناریو برای عربستان نیست، هرچند همچنان در معرض تهدید پهپادی و موشکی ایران قرار خواهد داشت.

سناریوی دوم، پیروزی آمریکاست که بهترین حالت ممکن برای عربستان خواهد بود.

سناریوی سوم نیز بدترین حالت است: پیروزی ایران که شامل رفع تحریم‌ها، ایفای نقش تهران در مدیریت تنگه هرمز و خروج آمریکا از منطقه می‌شود.

هر سه سناریو محتملند اما نحوه رفتار عربستان نشان می‌دهد که این کشور احتمال پیروزی آمریکا را کمتر از دو حالت دیگر می‌داند. به همین دلیل ریاض بر لبه باریکی حرکت می‌کند؛ انکار حمایت از جنگ، فاصله گرفتن از گزارش‌هایی که نشان می‌دهد نمی‌خواهد ترامپ زودتر از موعد جنگ را پایان دهد و تهدیدهای دوره‌ای علیه ایران بدون اجرای واقعی آنها.

این رویکرد احتیاطی قرار بود متعلق به گذشته باشد اما اکنون دوباره ظاهر شده است. البته بهتر است این وضعیت را نه صرفا به عادت‌های قدیمی بلکه به موقعیت دشوار عربستان نسبت دهیم. این کشور به اندازه ادعاهایش قدرتمند و اثرگذار نیست و همچنان به ایالات متحده وابسته است؛ کشوری که همراه با اسرائیل در تلاش برای تغییر خاورمیانه است. محمد بن سلمان ممکن است با هدف این تغییر موافق باشد اما با روش‌های آمریکا و اسرائیل هم‌نظر نیست. در چنین شرایطی ریاض می‌کوشد خود را برای همه سناریوهای ممکن آماده نگه دارد.

در همین رابطه بی‌تردید عربستان از اقدامات آمریکا و اسرائیل خشمگین است. تا پیش از ۲۸فوریه، منطقه کاملا باثبات نبود اما قابل مدیریت بود. اکنون آمریکا و اسرائیل نیروهایی را آزاد کرده‌اند که کنترل آنها دشوار است. سعودی‌ها عملیات خشم حماسی را به فهرست طولانی اقدامات شتاب‌زده واشنگتن از جمله حمله ۲۰۰۳ به عراق، توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران و عدم واکنش به حمله۲۰۱۹ به تاسیسات نفتی عربستان اضافه خواهند کرد؛ اقداماتی که به‌زعم آنها به تقویت ایران انجامیده است. جنگ ایران به‌زودی به بخشی از انتقادات دائمی سعودی‌ها از آمریکا تبدیل خواهد شد و نمی‌توان آنها را در این زمینه سرزنش کرد. تصمیم برای ورود به جنگ، تصمیمی نسنجیده بود.

با این حال به ادعای برخی تحلیلگران غربی بهترین راه برای کاهش پیامدهای این ماجراجویی پرهزینه، اتخاذ موضعی شفاف، پذیرش ریسک و بر عهده گرفتن مسوولیت است اما به‌نظر می‌رسد عربستان در انجام این کار ناتوان است و در عوض نشان می‌دهد که در سطحی پایین‌تر از بازیگرانی مانند ایران و اسرائیل قرار دارد.

آخرین اخبار