جهان‌ صنعت دلایل عدم فروپاشی اقتصاد روسیه را بررسی می‌کند:

روایت ‌تاب‌آوری یک اقتصاد جنگی

گروه بین الملل
کدخبر: 629589
مجله فارن پالسی در ‌تازه‌ترین گزارش خود آورد که روسیه اکنون در جنگ خود با اوکراین در موضع دفاعی قرار گرفته و به‌تازگی از آستانه یک‌میلیون‌تلفات عبور کرده است.
روایت ‌تاب‌آوری یک اقتصاد جنگی

جهان‌ صنعت – مجله فارن پالسی در ‌تازه‌ترین گزارش خود آورد که روسیه اکنون در جنگ خود با اوکراین در موضع دفاعی قرار گرفته و به‌تازگی از آستانه یک‌میلیون‌تلفات عبور کرده است. آن‌هم درحالی‌که تهاجم بهاری این کشور بدون هیچ دستاورد مهمی در حال فروپاشی است. این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که اوکراین حملات خود به‌خاک روسیه را افزایش داده اما این فقط ازدست‌رفتن شتاب نظامی روسیه نبوده و این کشور با موانع اقتصادی روبه‌رو است.

آیا شتاب موقتی ناشی از جنگ در روسیه به‌پایان رسیده است؟ وضعیت بازار کار روسیه چگونه است؟ آیا اقتصاد جنگی روسیه می‌تواند از پس توقف جنگ برآید؟

اینها تنها تعدادی از سوالاتی هستند که در گفت‌وگوی کامرون عبادی، معاون سردبیر فارن پالسی و آدام توز، ستون‌نویس این مجله و مدیر مووسسه اروپایی در دانشگاه کلمبیا انجام شده است.

کامرون عبادی: آیا منصفانه است که بگوییم روسیه اکنون از نظر اقتصادی در موضع دفاعی قرار دارد؟

آدام توز: مطمئنا یک کندی وجود دارد. در سال‌های۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ اقتصاد روسیه ۴‌درصد رشد کرد. منظورم این است که این یک اقتصاد ۳‌تریلیون دلاری است. بنابراین این اعداد قابل‌توجهی هستند.  بله پس از اینکه در سه‌ماهه اول سال۲۰۲۶ اندکی منقبض شد اکنون انتظار می‌رود رشد روسیه در کل سال تنها ۴/۰‌درصد باشد که تقریبا در همان محدوده آلمان است‌. بنابراین این اقتصادی نیست که در حال فروپاشی باشد اما اقتصادی هم نیست که با رشدی که قبلا درطول جنگ داشت به‌روند صعودی خود ادامه دهد. این یک شگفتی است زیرا قیمت نفت در نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بالاست و شما انتظار دارید که این موضوع باعث رونق رشد روسیه شود.

این موضوع البته نیاز به‌توضیح دارد. کرملین به‌سختی تلاش کرده ‌تا توضیحاتی ارائه دهد و کمبود نیروی کار، هزینه‌های دولتی بیش از حد از نوع اشتباه(یعنی هزینه‌های نسب‌تا غیرمولد) و تحریم‌های غربی را عامل وضعیت روسیه معرفی کند.  آنچه ما واقعا می‌بینیم نوعی تثبیت قابل توجه موضع کرملین است. آنها پیش‌بینی‌هایی برای سال۲۰۲۹ منتشر می‌کنند که می‌گوید روسیه ‌تا آن زمان به‌رشد سریع‌تری بازخواهد گشت. آنها نرخ بهره را بالا نگه داشتند ‌تا از شتاب بیش از حد تورم جلوگیری کنند. نرخ بهره ‌تا ۵/۱۴‌درصد بالاست. در نتیجه آن سرمایه‌گذاری در حال کاهش است. روبل قوی است و بنابراین ما هیچگونه ازدست‌رفتن جامع اعتماد را نمی‌بینیم. البته که جریان پول به‌داخل و خارج از روسیه به‌شدت کنترل می‌شود.

با این حال به‌طور کلی باید گفت که وضعیت مالی روسیه همچنان واقعا محافظه‌کارانه است. کسری بودجه روسیه در چهار ماهه اول امسال ۵/۲‌درصد تولید ناخالص داخلی بوده که کمتر از نصف کسری بودجه آمریکاست بنابراین تصویر واقعا ترکیبی است. فقط اینکه اقتصاد با نرخ قبلی خود رشد نمی‌کند. این ناامیدکننده بوده و ظاهرا باعث تنش سیاسی شده است. پوتین در چند هفته اخیر سران تیم اقتصادی خود را احضار کرده ‌تا به‌دلیل پایین‌بودن نرخ‌های رشد آنها را توبیخ کند زیرا در سال۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده بود سریع‌تر از میانگین جهانی اقتصاد کشورش ۱/۳‌درصد رشد کند اما به‌نظر من تمام اینها اکنون از بین رفته است.

البته نکته مهمی که باید بر آن ‌تاکید کرد این بوده که چنین وضعیتی به‌هیچ‌وجه یک فروپاشی نیست. این یک کندی، تغییر دنده و فشار مستمر در همه جبهه‌های اقتصاد است زیرا خواسته‌های جنگ تلفات خود را وارد می‌کند.

کامرون عبادی: بازار کار روسیه در حال حاضر بسیار داغ است. ۷۳‌درصد از کسب‌وکارها کمبود نیروی کار را گزارش می‌دهند. نرخ بیکاری در پایین‌ترین حد خود یعنی ۳/۲‌درصد است. همه اینها در حالی رخ می‌دهد که روسیه همچنان مردان خود را در این جبهه به‌شدت درگیر جنگ از دست می‌دهد. بازار کار روسیه برای یک کارگر ۳۵‌ساله کارخانه در یک شهر استانی روسیه چگونه به‌نظر می‌رسد؟

توز: شما گزینه‌هایی دارید، درست است؟ منظورم این است که شما مورد تقاضا هستید. همانطورکه می‌گویید نرخ بیکاری فوق‌العاده پایین است. این جامعه‌ای است که در میان نسل قدیمی‌تر خود هنوز روزهای کاملا ‌تاریک دهه۱۹۹۰ را به‌یاد دارد؛ جایی که بیکاری سربه‌فلک کشیده به‌واسطه صنعتی‌زدایی عظیم رخ داد و مرگ‌ومیر ناشی از ناامیدی یک اپیدمی بزرگ بود.

ما شاید معمولا روسیه را به‌عنوان یک قطب اقتصادی جذاب تصور نکنیم اما درواقع قبل از جنگ اقتصاد روسیه از هجوم کارگران مهاجر از اوکراین و جمهوری‌های آسیای مرکزی که برای رشد اقتصاد روسیه کلیدی بودند بهره‌مند بود. اکنون تمام آن نیروی کار درمعرض خطر قرار گرفته است. تعداد مهاجران به‌روسیه بسیار کمتر شده و حدود ۰۰۰/۶۵۰نفر روسیه را در سال۲۰۲۲ ترک کردند و عموما بازنگشتند. تعداد زیادی از مهاجران روس  همراه با مهاجران اوکراینی  در آلمان هستند که هیچ تمایلی برای بازگشت ندارند.

بنابراین اگر این را با خواسته‌های این جنگ فرسایشی در طرف روسی و تلفاتی که متحمل می‌شوند ترکیب کنید اقتصاددانان روسی تخمین می‌زنند که آنها حدود ۳/۲‌میلیون کارگر کمبود دارند که از این تعداد حدود ۰۰۰/۸۰۰‌نفر در بخش تولید و ۵/۱‌میلیون نفر دیگر در خدمات و ساخت‌وساز مورد نیاز خواهند بود. این همان چیزی است که این اقتصاد پرفشار را ایجاد می‌کند که من در پاسخ اول ترسیم کردم؛ وضعیتی که در آن اقتصاد دیگر سریع رشد نمی‌کند و با این حال همه شاغل هستند اما فشار دستمزد شدید است که بانک مرکزی با افزایش نرخ بهره به‌آن پاسخ می‌دهد و اعتبار را کمیاب می‌کند. بنابراین این اقتصادی تحت فشار است اما اقتصادی که در آن همچنان گزینه‌های مناسبی برای نیروی کار وجود دارد.

این اقتصادی است که به‌طور فزاینده‌ای به‌منابع جدید نیروی کار مهاجر روی می‌آورد. بنابراین باز هم ممکن است برای ما تعجب‌آور بوده که این نوع ارتباطات باید وجود داشته باشد اما ظاهرا ۰۰۰/۶۵‌کارگر هندی اکنون در روسیه مشغول به‌کار هستند و کارهایی را انجام داده که روس‌ها نمی‌خواهند انجام دهند زیرا آنها ۷۰۰-۶۰۰دلار درماه پرداخت می‌کنند. البته این دستمزد برای فردی که از روس‌تا یا یک شهر کوچک از هند آمده است رقمی مناسب تلقی می‌شود. بنابراین اقتصادی در حال شکل‌گیری در اطراف روسیه است که از آنچه شما ممکن است جریان‌های جهانی بنامید جدا شده اما یک اقتصاد ۳‌تریلیون دلاری با استاندارد نسبتا بالای زندگی با این وجود برای بسیاری از کارگران مهاجر در کشورهای اطراف روسیه جذاب است.

عبادی: اوکراین به‌یک بازیگر جدی در توسعه فناوری پهپاد تبدیل شده است. در عین حال برخی از تولیدکنندگان تسلیحات سنتی در غرب این نوآوری را نادیده می‌گیرند. مدیرعامل راینم‌تال، تولیدکننده تسلیحات آلمانی پهپادهای اوکراین را «ساده و بداهه» توصیف کرد. آیا این یک گسست بین معیارهای سنتی توانایی نظامی در مقابل آنچه که واقعا در میادین نبرد معاصر اتفاق می‌افتد را نشان می‌دهد؟

توز: بله، هیچ چیز مانند این نیست که یک صنعتگر ارشد آلمانی بر تلاش‌های کشوری که با موفقیت درحال جنگیدن است تحقیر شود. واقعیت این است که هنگامی که واحدهای اوکراینی در تمرین نظامی «جوجه‌تیغی» که در سال۲۰۲۵ در استونی علیه ۰۰۰/۱۶‌سرباز ناتو از ۱۲‌کشور انجام شد مستقر شدند آنها با این تجهیزات بدوی، ساده و بداهه که راینم‌تال برایش ارزشی قائل نیست ناتو را کاملا نابود کردند.

بنابراین در واقعیت این تجربه اوکراین است که قوانین بازی در میدان نبرد را تغییر خواهد داد. این یک سوال کاملا متفاوت است در مورد آنچه برای اقتصاد سیاسی هزینه‌های هنگفت تسلیح مجدد اتفاق می‌افتد زیرا این معیارهای میدان نبرد نیستند که لزوما تعیین می‌کنند چه چیزی پول کلان را به‌خود جلب کند و اخیرا در کنفرانس امنیتی مونیخ در اوایل امسال یک بحث بسیار فعال وجود داشت؛ یک بحث داخلی در آلمان که در آن ازیک‌سو درواقع راینم‌تال بود که استدلال می‌کرد به‌نفع تسلیحات متعارف‌تر با فناوری بالاتر و گران‌تر و ازسوی‌دیگر کارشناسان آلمانی که از طرف صنعت پهپادی نوپای آلمان صحبت می‌کردند؛ شرکت‌هایی مانند هلسینگ که اکنون شاخص تک‌شاخ(یونیکورن) با ارزش بیش از یک‌میلیارد یورو هستند استدلال می‌کردند به‌نصب یک چشم‌انداز بسیار با فناوری‌ بالاتر که بسیار نزدیک‌تر به‌نوع دسته‌های پهپادی است که اوکراینی‌ها درحال استفاده از آن هستند.

این در واقع یک گفت‌وگوی اصلی است که در اروپا در جریان است درباره اینکه چه درس‌هایی باید آموخت و چگونه آنها را در سیستم‌های پیچیده پیمانکاری دفاعی اعمال کرد که صادقانه بگویم از تلاش هر کسی برای بهینه‌سازی می‌گریزند. منظورم این است که یک مجتمع نظامی-صنعتی کارآمد را به‌من نشان دهید که به‌طور قابل اعتماد سلاح‌های آزمایش‌شده در میدان نبرد را تولید کند. احتمالا تنها جایی که می‌توانید نگاه کنید اوکراین خواهد بود.

عبادی: آیا چیزی شبیه به‌یک پارادوکس رکود پس از جنگ در حال حاضر کار می‌کند به‌این معنا که اگر جنگ پایان یابد اقتصاد روسیه ممکن است آسیب ببیند؟ خطر رکود آن در کو‌تاه مدت افزایش می‌یابد. صنایع دفاعی آن بدیهی است که تولید خود را کاهش می‌دهند و بازار کار سرد می‌شود. آیا مسیرهای خروج اقتصادی مشخصی برای روسیه جهت خروج از این جنگ باتوجه به‌اقتصاد جنگی فعلی آن وجود ندارد؟

توز: بله، منظور من این است که این بخش کلیدی از تفسیر بیرونی از آنچه در روسیه از آغاز جنگ در جریان بوده که جامعه روسیه خود را با جنگ وفق داده است. البته بازندگانی وجود داشتند. رشد ۴‌درصدی بسیار سریع است. یکی از اثرات جنگ ممکن است این باشد که روسیه را از رژیم کلان اقتصادی فوق‌العاده محافظه‌کارانه قبلی خود که باعث ترویج کمتر رشد در روسیه می‌شد و بیش از حد بر بخش سوخت فسیلی متمرکز بود خارج کند.

اما به‌همان اندازه که من یک توضیح اقتصادی را دوست دارم فکر نمی‌کنم که ما باید گاری را جلوتر از اسب قرار دهیم. روسیه به‌دلایل اقتصادی نمی‌جنگد و جنگ به‌دلایل اقتصادی نیز پایان نخواهد یافت. به‌احتمال زیاد به‌دلایل اقتصادی در طرف اوکراین به‌پایان می‌رسد زیرا آنها خسته شدند. روسیه کسری بودجه‌ای کوچک‌تر از آمریکا دارد. نرخ بیکاری ۲‌درصد داشته و در هیچ منطقه دیگری فشار اینجا وجود ندارد.

اگر قرار باشد جنگ پایان یابد شکی نیست که این باعث یک بازگشت و فشار غیرنظامی‌سازی از نوعی که شما در موردش صحبت می‌کنید می‌شود اما ممکن است تمایلات متضادی وجود داشته باشد. منظور من این است که اگر روسیه به‌جنگ پایان دهد به‌احتمال زیاد باید در هر توافق قابل تصوری که برای اوکراینی‌ها کافی باشد غرامت بپردازد.

سپس سوال این است که چگونه تحویل داده می‌شوند؟  یک گزینه این است که خود روسیه کار بازسازی در اوکراین را انجام دهد که شامل شرکت‌های روسی می‌شود. نباید فراموش کرد که در نهایت چه چیزی تلاش‌های صلح دولت ترامپ را برمی‌انگیزد.

منظور من این است که یکی از دلایلی که آنها برای صلح فشار می‌آورند هیچ‌ربطی به‌اوکراین یا توسعه طلبی سرزمینی ندارد بلکه تمایل به‌اتصال مجدد روسیه به‌اقتصاد جهانی انرژی است. فکر می‌کنم ما باید آن را به‌قیمت واقعی بپذیریم زیرا دوباره فرضیه کینزگرایی جنگی را ‌تایید می‌کند. به‌عبارت دیگر چیزی که به‌احتمال زیاد آینده‌ای از صلح خواهد بود آینده‌ای بوده که در آن روسیه در واقع به‌اتکای بیش از حد به‌سوخت‌های فسیلی که مشخصه دوران قبل از جنگ بود باز می‌گردد؛ چیزی که افرادی مانند ترامپ از آن استقبال می‌کنند.

بنابراین من فکر می‌کنم سناریوهای مختلفی در اینجا وجود دارد و شکی نیست که غیرنظامی‌سازی مستلزم معکوس‌کردن بخش‌زیادی‌از سیاست صنعتی فعلی روسیه است اما فکر نمی‌کنم باید انتظار داشته باشیم که این به‌خودی خود مانع اصلی فرآیند فوق‌العاده دشوار جستجوی یک آتش‌بس باشد چه‌برسد به‌صلح!

آخرین اخبار