بن‌بست تمام‌نشدنی؛ ماجراجویی راهگشای ترامپ نیست

نادر کریمی جونی
کدخبر: 623600

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

ترامپ آشکارا در بن‌بست گرفتار شده است. او که در اقدامی خواست حکومت ایران را ظرف چند روز- به سبکی که در ونزوئلا انجام داد- براندازی کند و صاحب نفت و گاز ایران شود به‌سرعت دریافت که این خواسته تحقق‌پذیر نیست و بنابراین باید فکر و اندیشه دیگری برای اداره و تداوم جنگ در نظر بگیرد. به همین دلیل هدف جنگ از تغییر نظام حکومتی، تغییر مرزهای جغرافیایی و تصاحب نفت ایران به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و باز شدن تنگه هرمز تبدیل شد. ترامپ و همکارانش البته توضیح نمی‌دهند که آیا تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ دچار ناامنی یا بی‌ثباتی بوده و از محدودیت رنج می‌برده که برای رفع آن به جنگ متوسل شده است؟ آیا ایالات‌متحده در خردادماه گذشته که دو تاسیسات مهم هسته‌ای ایران را بمباران و ویران ساخت، اعلام نکرد که امکان ساخت سلاح هسته‌ای به طور کامل نابود شده و دیگر ایران توانایی داشتن سلاح اتمی نخواهد داشت؟ آیا همین گزاره و مشابه آن، از زبان اسرائیلی‌ها و مشخصا بنیامین نتانیاهو شنیده نشد؟ پس چگونه است که اکنون دوباره همان هدف حاصل شده به‌عنوان هدف محوری و اصلی یک جنگ بزرگ اعلام می‌شود؟ روشن است که ترامپ در بن‌بست گرفتار شده و اکنون راه محترمانه‌ای برای خروج از این جنگ در پیش خود نمی‌بیند. این بن‌بست در همان ۱۰روز اول نخست این منازعه خونین به دونالد ترامپ تذکر داده و به وی گوشزد شد که چون برای شرایط پیش‌بینی نشده و عدم موفقیت در حصول اهداف بیان شده، اسرائیل و ایالات‌متحده راه‌حل دوم یا همان پلان B را در نظر نگرفته‌اند، خروج از این بحران و مهلکه برای واشنگتن و تل‌آویو اصلا آسان نیست.

این بن‌بست تاکنون ادامه داشته و ترامپ و همکاران نه در حوزه نظامی و نه در حوزه‌های دیگر از جمله سیاسی یا اقتصادی هیچ دستاورد قابل ارائه‌ای نداشته که به وسیله یا با توسل به آن از جنگ خارج شوند. دقیقا به همین دلیل است که ترامپ به دستاوردسازی روی آورده چنانکه پیست هکست، وزیر جنگ ایالات‌متحده در کنفرانس خبری دیروز خود در پنتاگون، به بزرگنمایی موضوع محاصره دریایی و توقیف کشتی‌های تجاری ایران پرداخت و این عملیات ساده و بی‌اهمیت نظامی را در حد یک پیروزی و موفقیت جنگی ارتقا داد.

جالب است که وزیر جنگ ایالات‌متحده در این کنفرانس خبری هیچ نکته یا برنامه راهبردی که مسیر فعالیت ایالات‌متحده را مشخص کند بیان نکرد و ترجیح داد در مورد فعالیت نظامیان ایران در خلیج‌فارس و تنگه هرمز، همان حرف‌هایی که پیش از این ترامپ گفته بود را بر زبان آورد.

با این اوضاع پرسش اصلی آن است که آیا ایالات‌متحده خود را آماده کرده که برای سال‌ها ناوگان‌های متعدد خود را در ورودی تنگه هرمز به صورت آماده‌باش حفظ کند تا ایران به لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار گیرد و تسلیم شود؟ اما نه کارشناسان بین‌المللی و نه حتی راهبردنویسان کاخ سفید به حصولی چنین امیدوار نیستند چنانکه در همین کنفرانس خبری وزیر جنگ ایالات‌متحده و رییس ستاد کل ارتش آمریکا تاکید کردند که محاصره دریایی و مقابله با شناورهای تجاری ایران یا در اجازه ایران از محدوده دریای عمان فراتر رفته و اندک‌اندک کل جهان را در برخواهد گرفت. روشن است که رهگیری، هدف قرار دادن و تصرف کردن و حتی از کار انداختن و نابودسازی یک شناور غیرنظامی و بی‌دفاع که سرعت اندک و وزن زیادی دارد و حتما از قابلیت مانور زیادی برخوردار نیست، از سوی یک ناوچه یا ناوشکن پرقدرت و مسلح نظامی، کار چندان پیچیده و دشواری نیست و به همین دلیل ارزش نظامی و راهبردی ندارد. البته اگر محاصره دریایی ایران در ورودی تنگه هرمز تاثیر امیدوارکننده‌ای داشت هیچ‌گاه دامنه تقابل دریایی ایران و ایالات‌متحده به خارج از این آب‌ها کشیده نمی‌شد و به همین دلیل ابهام زیادی در مورد تداوم این سختگیری‌ها وجود دارد. اما اگر این تدبیر ثمربخش نباشد و نتواند ایالات‌متحده در عبارت بهتر، دونالد ترامپ را به مقصود خود برساند، چه گزینه‌ای در مقابل کاخ سفید و رییس‌جمهور ایالات‌متحده وجود دارد؟ از یک‌سو تنگه هرمز همچنان بسته است و قیمت‌های نفت و گاز که بر اثر امیدواری به حصول صلح کاهش یافته بود، دوباره جهش پیدا کرده و به ارقام گذشته بازگشته است. ذخایر جهان در مورد گاز فرآورده‌های نفتی از جمله سوخت جت، مواد شیمیایی مانند گوگرد و فسفات و… به سرعت در حال اتمام است و همه اینها اقتصاد جهان در حوزه‌های انرژی، حمل‌ونقل، کشاورزی و تولید موادغذایی و… را به‌شدت تحت فشار قرار داده و تاثیرگذاری انجام نشده و به همین دلیل عملا قدرت ایران در خلیج‌فارس و تنگه هرمز بلامنازع باقی مانده است.

روشن است که گذشت زمان در مجموع به نفع ایران و به زیان طرف‌های مقابل و بالاخص ایالات‌متحده است. ترامپ به سرعت به پایان مهلت ۶۰روزه برای انجام و اداره جنگ بدون مجوز نزدیک می‌شود، انتخابات میان‌دوره‌ای سنا و کنگره تا کمتر از پنج ماه دیگر برگزار می‌شود، ایالات‌متحده در حال نزدیک شدن به زمان برگزاری بازی‌های جام‌جهانی است، قیمت‌ها در بازارهای جهانی افزایش غیرقابل بازگشتی را تجربه می‌کند، تدابیری که ایالات‌متحده برای به تسلیم کشاندن ایران تمهید کرده، موثر نبود و نتوانسته سنتکام و کاخ سفید را به مقصود خود برساند. در این میان همچنان بر مواضع خود پا‌فشاری و از تن دادن به خواسته‌ها و شرایط کاخ سفید پرهیز می‌‌کند.

در این بن‌بست ترامپ چه گزینه‌ای دارد؟ در روزهای اخیر برخی رسانه‌های ایالات‌متحده آکسیوس و کانال۱۲ اسرائیل پیش‌بینی کرده‌اند که در روزهای آینده ترامپ حمله‌ای وسیع و سنگین و گسترده علیه ایران انجام خواهد داد و بعد از انجام این حمله و عملیات چندروزه، پیروزی رسمی خود در این جنگ را اعلام  خواهد کرد. البته این اقدام بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد چراکه بلافاصله پس از آغاز این حمله ایران نیز تاسیسات نفتی در ینبع عربستان و فجیره را نابود خواهد کرد. در این صورت قیمت نفت حتی از میزان کنونی هم بیشتر خواهد شد و بحران عمیق‌تری در انتظار جهان خواهد بود. روشن است که حتی با وقوع این حمله هم تسلیم ایران حاصل نخواهد شد و در نهایت نه دستادورد سیاسی و نه موفقیت اقتصادی نصیب ترامپ نمی‌شود و چون جمهوری اسلامی همچنان بر ایران حاکم است اسرائیل نیز از این نمد، کلاهی بر سر نمی‌گذارد.

با این وجود شاید بهتر باشد که در پایان ۶۰روز، ترامپ بدون مانور تبلیغاتی و در سکوت نظامیان خود را به خاک ایالات‌متحده فراخوان داده و منطقه را برای همیشه ترک کند.

آخرین اخبار