بحران بیآبی به وضعیتی بیسابقه رسید
جهان صنعت- بیآبی و کمآبی در ایران بهویژه در تهران پدیدهای مقطعی یا صرفا ناشی از یکسال کمبارش نیست بلکه نشانهای از یک ناترازی عمیق و ساختاری در نظام تامین و مصرف آب کشور است. بیآبی، کمآبی یا هر بحران جدی مربوط به سدها و تامین آب در کشور بههیچوجه موضوع تازهای نیست. صرفا هر از چند گاهی با رسیدن به وضعیت قرمز، از این بحران مجدد سخن به میان میآید. بهنام بخشی، سخنگوی آبفای تهران با اشاره به وضعیت بارشها گفته است که بهدلیل آغاز دیرهنگام بارندگیها و پاییز خشک، میزان بارشهای امسال کمتر از حد نرمال بوده است. تاکنون تنها ۶۱میلیمتر بارش ثبت شده در حالی که سال گذشته در همین زمان ۷۶میلیمتر و میانگین بلندمدت حدود ۱۴۵میلیمتر بوده بنابراین میزان بارش کمتر از نصف حد نرمال است. بهدلیل برودت هوا و بارشهای عمدتا برفی، روانآب و ذخایر سدها نیز رشد چندانی نداشتهاند و در حال حاضر ورودی و خروجی سدها تقریبا برابر است در حالی که در سالهای گذشته ورودیها پنج تا شش برابر خروجی بودند.
بیآبی تاریخی سدهای کرج و لتیان
سخنگوی آبفای تهران با اشاره به وضعیت وخیم سدهای تهران اعلام کرده است که حجم ذخیره سد کرج حدود ۵/۶میلیون مترمکعب و سد لتیان تنها ۵/۴میلیون مترمکعب بوده؛ رقمی که در ۴۶سال گذشته بیسابقه بوده است. با وجود این شرایط با مدیریت مصرف، اقدامات فنی و تسریع در نصب کاهندهها میتوان از چالشهای پیشرو عبور کرد. این وضعیت بحرانی بار دیگر موضوع حساس مصرف نادرست و سوءمدیریت مسوولان را یادآوری میکند.
ظرفیتهای مغفول در استفاده مجدد از آب شهری
آنچه در بحث مصرف آب باید مورد توجه قرار گیرد، نحوه استفاده از منابع آبی در تهران است. بخش زیادی از آبی که در این شهر مصرف میشود، تنها یکبار مورد استفاده قرار میگیرد. برای نمونه در حمام یا سایر مصارف بهداشتی و پس از آن بدون بهرهبرداری مجدد وارد شبکه فاضلاب میشود. این در حالی است که حجم قابلتوجهی از این آب میتواند با فرآیندهای ساده تصفیه، دوباره به چرخه مصرف شهری بازگردد اما عملا چنین ظرفیتی نادیده گرفته میشود. در بسیاری از کشورهای جهان، با استفاده از روشهای تصفیه حداقلی، آب مصرفشده برای کاربریهای غیرشرب دوباره مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال بهجای حرکت به سمت توسعه فناوریهای بازچرخانی و مدیریت بهینه مصرف، تصمیم بر آن است که آب از سایر مناطق به تهران منتقل شود؛ اقدامی که به معنای فشار بر منابع آبی دیگر نواحی کشور است. چنین رویکردی ادامه سیاستهای نادرست گذشته به نظر میرسد و میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. از جمله نگرانیها، آسیبدیدن دره حاصلخیز طالقان است؛ منطقهای که از آن بهعنوان یکی از آخرین پهنههای واقعا حاصلخیز کشور یاد میشود. باتوجه به آنکه مناطقی مانند بختیاری، اصفهان و ارومیه هر یک به دلایل مختلف با بحرانهای جدی زیستمحیطی مواجه شدهاند، بیم آن میرود که طالقان نیز در آینده با سرنوشتی مشابه روبهرو شود.
بارندگی کافی اما ذخیرهسازی ناکافی
از طرفی کاهش بارندگی بهتنهایی تعیینکننده وضعیت سدها نیست؛ نوع بارش، زمانبندی آن، دمای هوا و وضعیت خاک نیز نقش کلیدی دارند. در سالجاری سهم بالای بارش برف و برودت هوا موجب شده است که بخش قابلتوجهی از نزولات بهصورت ذخیره برفی باقی بماند. این امر باعث شده است ورودی سدها با خروجی تقریبا برابر شود در حالی که در شرایط نرمال، ورودیها چند برابر خروجی هستند و مخازن امکان بازسازی ذخیره استراتژیک دارند. مساله اساسی در نهایت به حکمرانی آب بازمیگردد. رشد جمعیت، تمرکز فعالیتهای اقتصادی در تهران، قیمتگذاری غیرواقعی آب و یارانههای پنهان انرژی در پمپاژ و انتقال همگی موجب شدهاند هزینه واقعی تامین آب در قیمت پرداختی مصرفکننده منعکس نشود. در غیاب سازوکارهای اقتصادی بازدارنده، انگیزهای برای سرمایهگذاری در تجهیزات کاهنده مصرف، بازچرخانی یا بهینهسازی شبکه ایجاد نمیشود.
بازچرخانی و اصلاح تعرفه، مسیر آینده است
وضعیت کنونی سدهای تهران نه یک بحران گذرا بلکه نشانه کاهش تابآوری سامانه تامین آب در برابر شوکهای اقلیمی و مدیریتی است. عبور پایدار از این شرایط مستلزم تمرکز روی تامین منابع بیشتر آب برای پاسخ به نیاز مصرفکنندگان، تشویق به صرفهجویی در مصرف خانگی و صنعتی، توسعه گسترده بازچرخانی، اصلاح نظام تعرفهگذاری و بازنگری در سیاستهای تمرکز جمعیتی است. در غیر این صورت افت ذخایر در سدهای کرج و لتیان میتواند به الگویی تکرارشونده تبدیل شود و امنیت آبی پایتخت را در سالهای آینده با ریسکهای فزاینده مواجه کند.
