محیطزیست، قربانی همیشگی بودجه و بیتوجهی
سارا پوردلجو- محیطزیست در تمام دولتهای برآمده از بهمن ۵۷ تا به امروز، همواره در زمره مغفول ماندهترین حوزهها قرار داشته و در قیاس با سایر وزارتخانهها و سازمانها کمترین سهم از اعتبارات و بودجه سالانه را به خود اختصاص داده است؛ این در حالی است که حتی در دورههایی با شرایط اقتصادی بهمراتب مطلوبتر از وضعیت نابسامان کنونی نیز این کمتوجهی ادامه داشته است. حال آنکه لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ عملا رکورد تازهای از تنگنای مالی در حوزه محیطزیست ثبت کرده و این روند نگرانکننده را با شیبی تأسفبار تشدید کرده است. بررسی دقیق لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ نشان میدهد با وجود افزایش ظاهری برخی اعتبارات عمرانی مرتبط با محیطزیست، جایگاه این بخش همچنان در میان ۱۰حوزه اصلی هزینهای دولت در پایینترین رتبه باقی مانده است. افزون بر این، ردیفهای مهمی همچون مدیریت پسماند و اجرای قوانین کلیدی محیطزیستی از جمله احیای دریاچه ارومیه و قانون هوای پاک با کاهش اعتبار یا حتی حذف بودجه مواجه شدهاند.
به بیان روشنتر هرچند مجموع اعتبارات سازمان حفاظت محیطزیست در لایحه بودجه ۱۴۰۵ از نظر عددی نسبت به سال ۱۴۰۴ افزایش یافته اما با درنظر گرفتن نرخ تورم، سهم واقعی آن از بودجه عمومی کشور کاهش پیدا کرده است. طی سالها، همواره کمترین توجه و اهمیت متوجه محیطزیست بوده است. از طرفی کارشناسان علاوه بر بودجه کم، بر این باورند که تخریب طبیعت اغلب به کمبود بودجه نسبت داده میشود واقعیت عمیقتر از اعداد و ردیفهای مالی است. مساله بیش از هر چیز به نوع نگاه ما برمیگردد؛ نگاهی که مسوولیت حفاظت از طبیعت را از یک وظیفه همگانی به یک ماموریت اداری تقلیل داده است. حفاظت از محیطزیست پیش از آنکه به بودجه وابسته باشد به آگاهی، مشارکت مردمی و شکلگیری یک ذهنیت مسوولانه از کودکی نیاز دارد. بر همین اساس گفتوگویی با بهروز دهزاد، کارشناس ارشد حوزه محیطزیست داشتی که در ادامه میخوانیم .
چالشهای حفاظت از محیطزیست فراتر از تخصیص بودجه است
دهزاد میگوید: نکتهای که واقعا باید از ذهن خودمان خارج کنیم، ارتباط مستقیم بودجه با نگهداری و حفاظت از محیطزیست است. در حالی که در بسیاری از موارد این موضوع الزاما ارتباطی با بودجه ندارد بلکه به مشارکت مردمی مربوط میشود؛ مشارکتی که خود مردم بهصورت داوطلبانه برعهده میگیرند و انجام میدهند. نمونه آن حفاظت از جنگلها، دریاچهها و تالابهاست. اینکه ما خودمان را عادت بدهیم هر موضوعی را صرفا با پول و بودجه بسنجیم و تصور کنیم هرچه بودجه بیشتر باشد کار بهتر انجام میشود، به نظر من یک ذهنیت اشتباه است. اکنون شرایط بهگونهای فراهم شده که میتوانیم از مردم کمک بگیریم، بهویژه از دانشجویان و دانشآموزان که علاقهمند به این حوزه هستند. میشود بدون اتکا به بودجه اما با استفاده از هوشیاری، توان و انگیزهای که در جوانان وجود دارد از آنها در مسیر حفاظت و نگهداری از محیطزیست استفاده کرد.
حفاظت از محیطزیست یک باور جمعی و مسوولیت اجتماعی است
این کارشناس ارشد محیطزیست افزود: این تصور که اگر بودجه کم شود همهچیز از بین میرود درست نیست. محیطزیست ارتباط مستقیمی با این نگاه ندارد. محیطزیست یک مساله ذهنی است؛ موضوعی که باید در ذهن کودکان کاشته شود تا هر فردی خود را مسوول نگهداری از آن بداند. در رابطه با اداره محیطزیست شاید در ظاهر اینطور به نظر برسد که نقش پررنگی ندارد، در حالی که واقعیت اینگونه نیست. با این حال مسوولان و سیاستگذاران معمولا ذهنشان درگیر موضوعاتی است که به نظرشان مهمتر و دارای اولویت بیشتری است و انرژی خود را صرف آنها میکنند. در چنین نگاهی اگر دریاچهای آلوده یا خشک شود، تصور میشود که بعدا میتوان آن را اصلاح کرد اما اگر یک اتفاق ناگوار اجتماعی برای جامعه رخ دهد جبران آن بسیار دشوار خواهد بود. به همین دلیل مسائل محیطزیستی معمولا در اولویت نخست قرار نمیگیرند.
ظرفیتهای سرزمین ما فرصتی برای آموزش است
دهزاد اضافه کرد: این ذهنیت، همانطور که اشاره شد باید از کودکی در ذهن افراد شکل بگیرد تا وقتی بزرگ میشوند و در موقعیتهای تصمیمگیری قرار میگیرند بتواند به آنها کمک کند که مسائل محیطزیست را در اولویت قرار دهند؛ وضعیتی که در حال حاضر کمتر شاهد آن هستیم. واقعیت این است که ما در حوزه محیطزیست خیلی کم کار کردهایم. خود من هم بهعنوان یک شهروند میتوانستم کارهای بیشتری انجام بدهم اما به هر حال شرایط به این شکل پیش رفته است. به نظر من باید از دوره سنی دبستان شروع کنیم و بچهها را با مسائل محیطزیست آشنا کنیم. میتوان آنها را به سفرهای علمی برد. ما کشور پرظرفیتی داریم و مناطق دیدنی فراوانی وجود دارد که میتواند برای کودکان، آموزشی و اثرگذار باشد. اگر بتوانیم از کودکی برنامهریزی درستی انجام دهیم، بسیاری از مسائل دیگر بهصورت طبیعی حل خواهد شد.
محیطزیست در گرو آگاهی مردم، نه بودجه
در نهایت واضح است که حفاظت از محیطزیست صرفا مسالهای بودجهای یا اداری نیست؛ این یک مسوولیت اجتماعی و فرهنگی است که باید از کودکی در ذهن افراد نهادینه شود. آموزش، آگاهی و مشارکت فعال مردم، بهویژه نسل جوان میتواند نقش تعیینکنندهای در حفظ منابع طبیعی کشور داشته باشد. هرچقدر دولتها در بودجه کوتاهی کنند نمیتوانند جایگزین آگاهی و تعهد فردی و جمعی شوند. تنها با شکلگیری یک باور جمعی و ایجاد فرهنگ احترام به طبیعت، میتوان از سرزمین و محیطزیستمان حفاظت و آیندهای پایدار برای نسلهای بعدی تضمین کرد.
