بازگشت به رفتار منصفانه

نادر کریمی جونی
کدخبر: 645271

در روزهای اخیر و پس از آنکه مقام رهبری در مورد اتحاد مقدس و وحدت پیام داد، مساله وحدت ملی و آنچه اتحاد و اتحاد مقدس نامیده شد، دوباره مورد توجه مقامات و شهروندان قرار گرفت. پیش از آن نیز در مواقع و به‌مناسبت‌های گوناگون، موضوع وحدت و وحدت ملی در پیام‌های رهبر بیان و تاکید شده بود. در واقع یکی از محورها و مفاهیمی که در گفتارها و پیام‌های رهبری بر آن تاکید می‌شود همین اتحاد و انسجام ملی در میان همه اقشار و دیدگاه‌های ایرانیان است. با این رویکرد، رهبری درواقع بر این واقعیت پای می‌فشارد که نه‌فقط در شرایط کنونی که در همه حال، حاکمیت باید به‌گونه‌ای رفتار کند که همه یا دست‌کم اکثریت قریب به اتفاق شهروندان ایرانی را به‌سوی خود جذب و همراهی ایشان را کسب کند. روشن است که همه شهروندان ایرانی همراه و هوادار جمهوری اسلامی در ایران نیستند و برخی از ایشان حتی با دشمنان همراهی می‌کنند بنابراین همراه کردن همه(به‌معنای مطلق) با حاکمیت و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران عملا امکان‌پذیر نیست اما اگر از این افراد عبور شود آنگاه دو دسته بی‌تفاوت‌ها و هواداران جمهوری اسلامی باقی می‌مانند که در این‌باره چون تکلیف هواداران جمهوری اسلامی روشن است باید رفتارها به‌گونه‌ای باشد که بی‌تفاوت‌ها نیز جذب و همراه شوند و بدنه محکم جامعه ایران در خدمت منویات و اهداف حاکمیتی باشد.

مقامات و چهره‌هایی که درباره پیام‌ها و توصیه‌های رهبری به وحدت سخن می‌گویند و اظهارات ایشان را در تریبون‌های رسمی تئوریزه می‌کنند، می‌گویند که وحدت و اتحاد حتما به یک محور نیازمند است که این محور در همه موارد، رهبر معرفی می‌شود. از این منظر وحدت، اتحاد و همگرایی حتما باید حول محور رهبری شکل بگیرد و انسجام ملی ناشی از آن پدید بیاید. به همین دلیل گمان غالب آن است که رفتار رهبری و مواضع ایشان باید به‌عنوان فصل‌الخطاب مورد قبول قرار گیرد و کسی از آن عبور نکند یا عقب نیفتد. اما در مهم‌ترین مساله جامعه که حتما باید بیشترین اتحاد نیز حول آن شکل بگیرد تشنج و اختلاف بسیار زیادی به‌چشم می‌خورد. در وهله نخست باید تصریح کرد که همین که رهبری درخصوص مساله مذاکره و توافق با ایالات‌متحده نظر دیگری داشته ولی به نظر جمع و بازوی تصمیم‌ساز خود- شورای عالی امنیت ملی- احترام گذاشته، گام بزرگ و مهمی در جهت وحدت ملی و انسجام همگانی برداشته شده است. درواقع رهبری دیدگاه و نظر خود را به‌نفع جمعی که مصلحت‌اندیشان جامعه هستند، کنار گذاشته و از نظر شعام پیروی کرده است. دقیقا به همین دلیل مذاکره با ایالات‌متحده اساسا امکان شروع پیدا کرد. جالب است که رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی چه رسانه‌هایی که هویت واضح و آشکار دارند و چه رسانه‌هایی که مانند برخی شبکه‌های فارسی‌زبان بی‌هویت هستند، از همان ابتدای شروع مذاکرات، ترور شخصیت و اتهام‌زنی به مذاکره‌کنندگان و شایعه‌پراکنی علیه حصول توافق را آغاز کردند و در این‌باره به اظهارات بی‌پایه و اساس یک فعال رسانه‌ای اعلام‌شده در کشور علیه محمدباقر قالیباف استناد می‌کردند. درواقع اتهام‌زنندگان به تیم مذاکره‌کننده آن‌قدر دستان تهی‌شان رو شده بود که به هر چیزی از جمله اظهارات بی‌پایه و اساس متوسل می‌شدند. جالب‌تر آن است که تندروهای داخلی که خود را دلسوز کشور و ملت می‌نامند و ادعای جان‌فدایی رهبر را نیز دارند، تمام‌قد در مقابل رهبری و رهنمودهای او ایستادند و حتی زبان به نصیحت رهبر گشودند.

یکی از روحانیون سابق که در پی توهین‌های رکیک‌ و مستهجن به مذاکرات و مذاکره‌کنندگان اخیرا خلع‌لباس شده است، در اظهاراتی که در فضای مجازی منتشر  کرده، چنان به مظلوم‌نمایی پرداخته که افراد بی‌اطلاع و ناآگاه گمان می‌کنند جنایت عظیمی علیه وی صورت گرفته است. در حالی که همین فرد تا چندی پیش، چه در فضای مجازی و چه جمع شهروندان توهین‌های سخیف و رکیکی علیه قالیباف، عراقچی و… بیان می‌کردند؛ توهین‌هایی که شماری از آن قابلیت صدور احکام شرعی تعزیر دارد. گونه‌ای دیگر از این اقدامات که در پوشش دلسوزی و اصولگرایی، حملات تندی علیه مذاکره‌کنندگان، دولت و حتی رهبری بیان می‌کند همین سانسورهایی علیه اظهارات و مواضع مقامات ارشد نظام است. جالب است که  صداوسیما که خود را رسانه ملی می‌خواند، اظهارات مقامات ارشد نظام را بنابه دلخواه و براساس سلایق خود سانسور می‌کند. معلوم نیست کسانی که این اظهارات را تقطیع و مثلا از انتشار نگرانی عباس عراقچی در مورد سوء‌استفاده از عبارت «علی‌الاصول» جلوگیری می‌کنند، چه هدفی در سر دارند و برای حصول این هدف تا کجا حاضرند مرزهای اعمال سلیقه و سانسور را جابه‌جا کنند؟ قدرمسلم آن است که همه مقامات ارشد نظام خود را در یک کشتی می‌دانند و تلاش‌هایشان را معطوف به نجات این کشتی می‌کنند.

برخلاف آنچه تبلیغ و ادعا می‌شد که با امضای تفاهمنامه آتش‌بس میان ایران و ایالات‌متحده، قالیباف بر همه‌چیز تسلط پیدا خواهد کرد و نظام در مقابل واشنگتن و خواست‌‌های کاخ سفید کاملا عقب‌نشینی خواهد نمود، نه‌فقط تفاهمنامه توسط قالیباف امضا نشد بلکه هیچ عقب‌نشینی در مقابل خواست‌های کاخ سفید هم صورت نگرفت. در واقع نقش محمدباقر قالیباف در فرآیند مذاکرات تهران- واشنگتن به رایزنی و تصمیم‌سازی محدود ماند و تصمیم‌گیری در این‌باره به روسای‌جمهور دو کشور سپرده شد یعنی حتی در مورد تفاهمنامه که سند آن توسط شورای عالی امنیت ملی نهایی و اجرای این کار توسط تیم مذاکره‌کننده کشورمان انجام شده بود، اقدام نهایی و امضای تفاهمنامه توسط رییس‌جمهور پزشکیان- و نه قالیباف- صورت گرفت. مجددا و باز هم برخلاف آنچه مخالفان مذاکره و تندروهای به‌ظاهر دلسوز بیان می‌کردند، اجرای تفاهم براساس اعتماد ایران به ایالات‌متحده که براساس سوء‌ظن ایران به آمریکا انجام گرفت. در واقع ایرانیان از همان ابتدا می‌دانستند که روند رفتاری واشنگتن به‌ویژه در مورد پذیرش حاکمیت ایران بر خلیج‌فارس و تنگه هرمز، روندی فریبکارانه و غیرقابل اعتماد است و به همین دلیل کوچک‌ترین اقدام ایالات‌متحده برای تعریف منطقه و کریدور جدیدی برای تردد شناورهای تجاری از تنگه هرمز با واکنش تند و حمله نظامیان ایرانی مواجه شد. اقدامی که پاسخ سخت سنتکام را در پی داشت و محمدباقر قالیباف نیز در واکنش به حمله سپاه به کشتی‌های متخلف، حاکمیت ایران بر این آبراه را یادآوری کرد. تا اینجا قالیباف هیچ اقدام یا موضع تمامیت‌خواهانه، دیکتاتورمآبانه و رفتار نامتعارفی انجام نداده است. با این حال همچنان ادعا می‌شود که تیم مذاکره‌کننده به ایران خیانت کرده و در مجازات این خیانت باید برخی سران فعلی کشور محاکمه و اعدام شوند.

پیام اخیر رهبری نشان می‌دهد که ادعای به‌ظاهر دلسوزان  و دلواپسان در مورد تحت فشار قرار داشتن رهبر برای عمل به خواست‌های شخص یا گروه خاص درست نیست و ایشان حتی وقتی از تصمیم و نظر خود عدول می‌کند، مصالح کشور و نظام را در نظر می‌گیرد. در این موقعیت اتفاقا نهادهای رسمی کشور مانند صداوسیما و خبرگزاری‌ها و رسانه‌هایی که از بودجه عمومی کشور- چه به‌طور مستقیم و چه غیرمستقیم- بهره می‌برند باید از دمیدن آتش اختلاف پرهیز و به انجام رفتار منصفانه بازگردند حتی اگر انجام این رفتار منصفانه با ایده‌ها و رویکردشان منطبق نباشد و منافع‌شان را تامین نکند.

آخرین اخبار