اینجا چراغی روشن است
جهان صنعت- سقفهای ریخته، دیوارهای ترک خورده، پنجرههای شکسته و زمین چمن ترکش خورده. اینجا مدرسه «شهید همدانی» است؛ مدرسهای در منطقه۷ تهران که در حملات دشمن صهیونیستی-آمریکایی تا ۹۰درصد خسارت دیده اما معلمانش پای کار آمدند تا درکنار جهادگران دوباره مدرسه را بسازند.
اینجا میدان نیلوفر منطقه هفت تهران است. مقصدمان دبستانی است که هشتروز بعد از آغاز حملات در اثر موج انفجار ۹۰درصد آسیب دید؛ مدرسهای که حالا بهجای هیاهوی و هیجان دانشآموزانش صدای کارگرانی با صورتهای گردگرفته بهچشم میخورد که درحال خاکبرداری و آواربرداری هستند.
کنار پیادهرو مدرسه مردی میانسال ایستاده بود و بهساختمانهای تخریب شده اطراف مدرسه و دبستان خیره شده است. نگاهش که بهنگاهمان گره میخورد با صورتش بهمدرسه اشاره کرده و با نفس عمیق میگوید: «اینجا مدرسه بود ولی دیگه مثل قبل نیست.»
صندلی که هست، پای کار هم هستیم
سمت چپ خیابان بیرون از مدرسه چند صندلی پلاستیکی و میزی چیده شده و چند مامور کلانتری با چهرهای مصمم مشغول ثبتنام مراجعان هستند. یکی از آنها با لبخندی میگوید: «خدمت ما کم نشده. صندلی که هست، پای کار هم هستیم.»
کیوسک نگهبانی پارک روبهروی مدرسه در اثر موج اصابت موشک بهیکی از ساختمانهای اطراف تخریب و نگهبانش شهید شده است. صاحب نانوایی سرکوچه مدرسه هم که بعد از انفجار دوم از هوش رفته بوده حالا با دستهای آردی و چشمانی که هنوز شوکزده است میگوید: «بعد از انفجار دوم دیگه هوشم سر جاش نبود. نانوایی خراب شده، بدنم، ماشینم، موتورم و… . بیمه برای ماشینم ۸۰درصد خسارت در نظر گرفت یعنی آنقدر تخریب شدید بود که ماشینم دیگر قابل تعمیر نیست.»
جریان زندگی در دل جنگ
صدای کارگرانی که از داخل مدرسه فریادهای هماهنگ میزدنند دوباره نگاهم را جلب میکند: «یک…دو…سه…» وارد حیاط مدرسه میشوم. اولین چیزی که علاوه بر حجم تخریبها، پنجرههای شکسته و شیروانیهای فرو ریخته چند گلدان کوچک پشت پنجره کلاس رو بهحیاط است که برگهای سبزشان زیر نور آفتاب میدرخشد. در میان انبوه گرد و غبار و خاشاک آن چند گلدان حیاط را شبیه بهیک تابلو نقاشی کرده؛ تابلویی از جریان زندگی در دل جنگ.
تکههای شیشه و نخاله روی زمین است اما مسیر عبور و مرور در حیاط آب و جارو شده مثل کسی که میگوید «شاید دیوارها ریخته اما راه نباید بسته باشد.»
از درب حیاط وارد راهروی طبقه همکف میشویم. روی دیوارها تابلوهایی از عکس شهدا نصب شده، قابشان شکسته و خاکی شده اما همچنان روی دیوار ایستادند. روی نیمکت در ورودی مدرسه نیز وسایل تاسیساتی و یکقرآن قرار دارد که احساسی مثل پناهبودن بهانسان دست میدهد.
وارد یکی از کلاسها میشویم، دیوارها و شیشهها شکسته اما مشقهای آخرین روز مدرسه هنوز روی تخته باقیاست و پاک نشده است: «فردا تعطیله؟ نه بابا ما خودمون میایم درس بخونیم». دستخط بچهگانه است، با نقطههای پررنگ و پرانتزهای زائد. معلوم بود یکی از دانشآموزان بعد از حادثه سری بهمدرسه زده و اینجمله را نوشته است.
یکهفته بعد از جنگ
سمت راست راهرو اتاق خانم مدیر است. داخل اتاق سهچهارنفر از معاونان و فرهنگیان مشغول جمعآوری پروندهها هستند. خانم برقی، مدیر دبستان با لبخندی از آن روز میگوید: «جنگ که شروع شد یکشنبه هفته بعد آن ساعت۹شب یکی از اماکن نزدیک مدرسه مورد حمله قرار گرفت. موج انفجار بهحدی بود که تمام شیروانیهای سالن طبقه سوم و ساختمان اصلی از بین رفت. دیوارها ترک خورد و بعضی دیوارها هم ریخت. مدرسه تقریبا ۹۰درصد آسیب دیده است.» بغضی در حنجرهاش مینشیند: «شب حادثه سرایدار مدرسه افطاری مهمان بود. خداروشکر که آن شب در مدرسه نبود. روز بعد همه همکاران بدون اینکه بهکسی بگویند بهمدرسه آمدند و پروندههای سالم بچهها را جمعآوری و دپو کردند. چون دربهای اصلی همه شکسته بود.» با چشمانش مدرسه را نگاه میکند: «این مدرسه هوشمند بود. همه تجهیزات، تابلوهای هوشمند، کامپیوترها، سیستم صوتی، وسایل آزمایشگاه، حتی کتابخانهمان… همه از بین رفته است. کارشناسی اولیه نشان میدهد حدود ۱۰میلیاردتومان اعتبار برای بازسازی و تجهیزات نیاز داریم.»
ترکشهای انفجار روز چمن مدرسه
بهسمت حیاط پشتی میرویم. صدای آقای سمیعی، مسوول حرکات جهادی آموزش و پرورش از آنطرف حیاط بلند شد: «آقا اون گوشه رو نگاه کنید شیشهها رو جمع کنید. بچهها میان بازدید نکنه کسی صدمه ببینه. » میگوید: تقریبا حدود ۱۳مدرسه در منطقه۷ مورد حمله مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفت و از ۱۰تا۷۰درصد مدارس آسیب دیدند. اولین اقدامی که در اینشرایط انجام شد رفع بحران از مدرسه و ایجاد فضایی برای کارهای تخصصی بود.
این مدرسه بالاترین آسیب را در سطح منطقه دارد و جهادگران یکهفته در اینمدرسه مستقر بودند تا آن را در شرایطی قرار دهند که گروههای تخصصی بتوانند وارد شده و بحث شیشهبری، آمادهسازی شیروانی، سقف، راویزبندی، گچبری و… را انجام دهند.
وی افزود: «تهران بهچهار پهنه تقسیم شده و کاری که ما انجام دادیم در منطقه۷ بود. اعتبار با کمک خیرین و توان نیروهای جهادی تامین شد. خیلی از کسانی که در کنار ما بودند جدا از همکاران فرهنگی و دانشآموزان مردم عادی بودند که میخواستند کمک کنند. آنها خالصانه کنارما کار کرده و حتی هزینه پرداخت کردند.»
دورتادور حیاط مدرسه را نگاه میکنم. چشمم بهزمین چمن مصنوعی میافتد؛ زمینی که دوتیرک دروازه در دوسویش بود اما چمنش رد سوخته دارد. جایجای آن ترکشهای ریز و درشت فرو رفته است.
راضیه زرینقلم، معاون پرورشی دبستان همراهیمان میکند و بیمقدمه میگوید: «میدونی برای افتتاح اینزمین چمن چقدر سختی کشیدیم؟» صدایش میلرزد: «روز نیمهشعبان بود. بچههای شادینو رو دعوت کرده بودیم. اون گروه… اونها همه شهید شدند … »
نفس عمیقی میکشد و ادامه میدهد: «موکب امامرضا(ع) رو اون گوشه زده بودیم و چایخانه داشتیم. اینگوشه حیاط موکب خود مدرسه بود که بچهها دلنوشتههاشون رو برای آقاامامزمان(عج) مینوشتند. الان خیلی دردناکه حرف زدن. بچهها همه غصه میخورند. بعضی مادرها زنگ میزنند و میگویند بچه ما شب کابوس میبینه ولی ما بهبچهها گفتیم ناامید نباشید. دوباره اینمدرسه رو میسازیم؛ هرچند سخت ولی اینبار محکمتر و مقاومتر.»
خاطرهای یادش میآید: «روز اولی که زمین چمن افتتاح شد بچهها با شوق و ذوق ریختند توی حیاط اما میدانی چه کردند؟ قبل از ورود کفشهاشون رو درمیآوردند. پابرهنه روی چمن راه میرفتند. بعد از شیبی که حیاط داشت خودشون رو قل میدادند و میغلتیدند پایین. ذوق و حالشون تماشایی بود.»
اشک از گوشه چشمش سرازیر میشود. با دستمالش اشک چشمش را پاک میکند: «اما الان… ترکشهای انفجار اون چمن رو سوزونده.» ساعت به۱۱ نزدیک میشود و گرمای هوا بیشتر و غبار روی همه چیز نشسته است. سایههای کوتاه دیوارهای خراب نقش عجیبی روی زمین انداخته است. سمت راهروی طبقه اول میرویم. روی دیوارها دلنوشتههایی است که دانشآموزان در روزهای بعد از حادثه نوشتند: «خداوندا من نمیدونم چرا بمب بهمدرسه ما خورد. ما که هیچی نگفتیم. فقط درس میخوندیم و فوتبال بازی میکردیم. خدا مدرسه را دوباره بساز من قول میدم نمره بیست بیارم.»
پردههای پاره کلاسها با وزش باد میرقصند. یاد حرف مدیر مدرسه میافتم: «روز بعد از آتشبس همکاران بدون نوبت سر کار حاضر شدند. نه کسی منتظر بخشنامه بود و نه کسی پرسید اضافهکار داریم یا نه. آمدند چون حس میکردند اینخانه بچههاست و باید درستش کنند.»
منبع: ایسنا
