اینجا تا اطلاع ثانوی تعطیل است‌!

ابراهیم سحرخیز
کدخبر: 638718
تعطیلی طولانی مدارس در ایران به دلیل کرونا و جنگ باعث کاهش کیفیت آموزش و افزایش مشکلات روانی و اجتماعی دانش‌آموزان شده است.
اینجا تا اطلاع ثانوی تعطیل است‌!

ابراهیم سحرخیز* – تعطیل شدن مدرسه در ایران با تمسک به‌دلایلی مثل  وارونگی دما و آلودگی هوا، بارش سنگین برف، ناترازی در انرژی تا رفتن به پیشواز انواع پرشماری از مناسبت‌های میهنی‌، آئینی و انقلابی، به هر تقدیر‌ کنشی جا افتاده و تا حد زیادی مسبوق به‌سابقه است اما دور ماندن دانش‌آموزان از کلاس و مدرسه برای مدتی مدید‌ آن‌هم در پس ماه‌ها بی‌تصمیمی‌، انتظار و بلاتکلیفی‌، در پوشش تعطیلاتی ممتد و پی‌در‌پی‌، ملال‌آور و جانکاه، اتفاقی بود که برای نخستین‌بار‌ همزمان با گسترش ویروس مرگبار کرونا و سپس جنگ تحمیلی‌، در کاسه آموزش‌وپرورش ما گذاشته شد.

اگرچه پیشتر از آن، خیلی‌ها در نگاهی پیشگیرانه و روبه جلو، با زیر سوال بردن بخش قابل‌ملاحظه‌ای از نقش و کارکردهای به‌زوال رفته آموزش در ایران‌، «هشدار درباره مرگ مدرسه» را‌ آشکار و بی‌پیرایه به‌مخاطبانش‌ گوشزد کرده بودند! اما چه فایده؟!

آنچه البته به‌جایی نرسید و نخواهد رسید فریاد است!

از افول آموزش رسمی بگیر تا بی‌فایده و ملال‌آور شدن مدرسه برای والدین و فرزندان، باب شدن آموزش‌های غیررسمی از اعتیاد روزافزون دانش‌آموزان به‌فضای مجازی و چت‌بات‌های هوش‌مصنوعی بگیر تا ناکارآمد نشان دادن توانمندی معلمان‌، کارایی و اثربخشی برنامه‌های درسی، در دوره‌های مختلف تحصیلی‌، از جمله واقعیت‌هایی است که همین حیات نصف‌و‌نیمه آموزش‌وپرورش را نیز  به چالش کشانده‌اند تا چه رسد پرداختن به کنه و عمق فاجعه که البته به قدر خویش‌، مصیبتی وصف‌ناشدنی و عظیم است.

تعطیل شدن مدارس افزون‌بر تبعات اقتصادی و آثار جبران‌ناپذیر آن در کاهش تولید ناخالص داخلی‌، کیفیت سرمایه انسانی و بهره‌وری نیروی کار در میان‌مدت یا بلندمدت، عواقب زیانباری نیز در حوزه‌های مختلف به‌دنبال دارد که پرداختن به آنها مجال دیگری می‌خواهد.

با خاموش شدن چراغ درس و مدرسه‌، کلافه شدن والدین و سرگردان شدن دانش‌آموزان تا نگران شدن معلمان، ماجرا تازه شروع می‌شود!

دلخوش‌کردن به آموزش‌های مجازی در شبکه شاد در کنار نادیده‌گرفتن دیگر متغیر‌ها مثل «محدودیت‌های زیر‌ساختی‌، کمبود تعامل مستقیم با معلم‌، سطح محدود دسترسی قشر‌های نابرخوردار جامعه به‌حداقل‌هایی مثل گوشی هوشمند تا لپ‌تاپ و اینترنت پایدار و ارزان‌، کاهش علاقه به کتاب و کتابخوانی‌، بازی‌های گروهی و فعالیت‌های فیزیکی بر اثر اعتیاد به‌فضای مجازی‌، ضعف در مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی‌، رشد آسیب‌های روانی مثل اضطراب‌، حس تنهایی و انزوا‌طلبی‌، کاهش اعتماد به‌نفس و افت تمرکز در دانش‌آموزان» ارمغان پایانی آن چیزی جز ضعیف شدن مرجعیت علمی مدارس و دانشگاه‌ها‌، افت کیفیت در آموزش و تشدید کم‌سوادی نخواهد بود.

بخش خنده‌دار داستان اینجاست که وزیر و برخی معاونان او گمان می‌برند با دلخوش‌کردن دانش‌آموزان به برگزاری کلاس‌های جبرانی یک‌ماهه یا حداکثر شش‌هفته‌ای آن‌هم در قالب تشکیل گروه‌های جهادی و خودانگیخته، لابد رایگان و طبق معمول فی‌سبیل‌الله‌، می‌توان با جبران زمان آموزش از دست رفته‌، این آب رفته را به جوی برگرداند !

اگر اما آقای وزیر و معاونان او تجربه زیسته درخورتاملی از درس و مدرسه داشتند،  می‌دانستند که این زخم عمیق نشسته بر پیکر بی‌جان درس و مدرسه، تنها با تشکیل گروه‌های جهادی‌، آزاد از قید‌وبند نظارت‌های میدانی و بالینی با صرف‌نظر از موانع و محدودیت‌های موجود مثل شروع فصل گرما‌، وسعت محتوا و فشردگی زمان‌، خستگی در دانش‌آموزان تا قس‌علی‌هذا تنها در ظرف زمانی یک‌ماهه‌، حاشا که التیام‌یافتنی نیست!

اما پیشنهاد پایانی‌؛ اگر دولت را گوشی برای شنیدن بود به او پیشنهاد می‌دادم ستاد وزارتخانه را از حوزه وزیر گرفته تا معاونت‌ها و مشاورت‌ها‌، سازمان‌ها و بنگاه‌های تابعه‌ حتی ادارات آموزش‌وپرورش در استان‌ها آزمایشی هم که شده برای دوسال متوالی تعطیل کرده‌، با دادن نیابت سیاستی و نظارتی به‌استانداران‌، تمامی اختیارات را به مدیران مدارس واگذار کرده‌، آموزش‌وپرورش را از چنگ این بشین و پاشوهای تکراری و رنج آور نجات می‌دادم.

وقتی چراغ کلاس و مدرسه خاموش است چه لزومی دارد لامپ یا کولر پرخرج اتاق آقای وزیر و همکاران وی روشن باشد. جلوی ضرر را از هرجا که بگیرید منفعت است. می‌فرمایید خیر‌! اما به‌امتحانش می‌ارزد.

فکر می‌کنم با این تصمیم بخردانه، یک میلیون معلم و ۱۶‌میلیون دانش‌آموز‌ شما را شبانه‌روز دعا کنند.

* معاون اسبق وزارت آموزش‌و‌پرورش

آخرین اخبار