ایران و اوراسیا؛ عبور از توافق بهسمت همگرایی اقتصادی
اکبر صادقی، دکترای روابط بینالملل دانشگاه علامهطباطبایی
سفر وزیر صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی ایران بهقرقیزستان و حضور در دومین نشست شورای بیندولتی اتحادیه اقتصادی اوراسیا را باید فراتر از یک سفر دیپلماتیک یا یک نشست اقتصادی ارزیابی کرد. اهمیت اصلی این سفر در شرایطی است که اقتصاد منطقه با تحولات ژئوپلیتیکی، محدودیتهای تجاری، ناامنی مسیرهای ترانزیتی و بازآرایی زنجیرههای تامین جهانی مواجه است. درچنینشرایطی تعمیق روابط ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند بهیکی از محورهای مهم دیپلماسی اقتصادی و راهبرد تنوعبخشی بهشرکای تجاری کشور تبدیل شود.
۱. مهمترین دستاورد؛ تثبیت جایگاه ایران در معماری اقتصادی اوراسیا
یکی از پیامهای مهم این سفر تاکید بر جایگاه ایران بهعنوان یک شریک موثر و قابل اتکا برای اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا درصورت اجرای کامل و رفع موانع عملیاتی ظرفیت آن را دارد که روابط دو طرف را از سطح مناسبات موردی و صادرات سنتی بهسمت یک چارچوب پایدار تجارت و سرمایهگذاری سوق دهد.
اهمیت این موضوع برای ایران در آن است که بازار اوراسیا تنها یک مقصد صادراتی نیست بلکه میتواند بخشی از شبکه جدید اقتصادی کشور برای اتصال همزمان بهبازارهای روسیه، قفقاز، آسیای مرکزی و در مراحل بعدی بازارهای گستردهتر پیرامون آن باشد.
۲. نقطه تعیینکننده؛ تبدیل موافقتنامه تجارت آزاد بهتجارت واقعی
موافقتنامه بهتنهایی دستاورد نهایی محسوب نمیشود. آزمون اصلی آن در میزان افزایش صادرات، کاهش هزینه مبادله، تسهیل ورود کالاهای ایرانی بهبازارهای عضو و افزایش سهم ایران از زنجیرههای تامین منطقهای خواهد بود.
برگزاری کمیته مشترک و کارگروه بررسی موانع فنی تجارت در تهران، از این منظر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخش قابلتوجهی از موانع تجارت بین کشورها، نه در سطح سیاسی بلکه در حوزه استانداردها، گواهیهای فنی، تعرفهها، لجستیک، تشریفات گمرکی، پرداختها و الزامات بازار ایجاد میشود.
بنابراین مرحله بعدی سیاست ایران باید اجراییکردن توافق باشد یعنی تبدیل ظرفیت حقوقی تجارت آزاد بهقراردادهای تجاری، مسیرهای لجستیکی و جریان واقعی کالا.
۳. مزیت ژئواقتصادی ایران؛ ترانزیت بهعنوان مکمل تجارت
یکی از مهمترین ظرفیتهایی که در مناسبات ایران و اوراسیا نباید نادیده گرفته شود موقعیت جغرافیایی ایران است. ایران میتواند برای کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بهویژه روسیه و کشورهای آسیای مرکزی بخشی از مسیرهای دسترسی بهآبهای آزاد و بازارهای جنوبی باشد. درمقابل کشورهای اوراسیا نیز میتوانند برای ایران دروازه ورود بهبازارهای شمالی و اروپای شرقی باشند.
از این منظر تجارت و ترانزیت باید در یک بسته راهبردی واحد دیده شوند. توسعه کریدورهای بینالمللی، بنادر، خطوط ریلی، پایانههای مرزی و زیرساختهای لجستیکی میتواند ارزش توافقات تجاری را چند برابر کند. اگر تجارت آزاد بدون زیرساخت ترانزیتی توسعه پیدا کند بخشی از مزیت آن عملا از بین میرود بنابراین اتصال توافق تجاری با پروژههای کریدوری یک ضرورت راهبردی است.
۴. ضرورت عبور از صادرات مواد خام بهتجارت زنجیرهای
برای ایران هدف صرفا افزایش وزن صادرات کالا نباید باشد بلکه ترکیب صادرات اهمیت بیشتری دارد. بازار اوراسیا میتواند فرصتی برای توسعه صادرات محصولات صنعتی، معدنی، پتروشیمی، غذایی، دارویی، ماشینآلات و محصولات دانشبنیان ایران باشد اما مزیت پایدار زمانی ایجاد خواهد شد که شرکتهای ایرانی از فروش محصول نهایی بهسمت حضور در زنجیرههای ارزش منطقهای حرکت کنند. همکاری مشترک در تولید، سرمایهگذاری متقابل، انتقال فناوری، ایجاد شرکتهای مشترک و استفاده از ظرفیت شهرکها و مناطق ویژه اقتصادی میتواند مرحله بالاتری از روابط اقتصادی ایران و اوراسیا را رقم بزند.
۵. همکاری بانکی؛ حلقه مفقوده توسعه تجارت
یکی از مهمترین پیششرطهای جهش مبادلات ایجاد سازوکارهای کارآمد مالی و بانکی است. حتی درصورت وجود توافق تجاری و زیرساخت مناسب اگر صادرکننده و واردکننده نتوانند با هزینه و ریسک قابل قبول پول خود را منتقل کنند رشد تجارت با محدودیت مواجه خواهد شد. از این رو توسعه ابزارهای پرداخت دوجانبه، استفاده از پولهای ملی، تقویت ارتباط بانکهای تجاری، توسعه سازوکارهای تسویه و طراحی ابزارهای تامین مالی تجارت باید همزمان با اجرای توافق تجارت آزاد دنبال شود.
۶. دیپلماسی اقتصادی؛ از گفتوگو به پروژه
یکیاز نکات مثبت سفر وزیر صمت انجام رایزنیهای دوجانبه با مقامات اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه است. با این حال مرحله مهمتر پس از پایان نشست آغاز میشود. دیپلماسی اقتصادی زمانی موفق تلقی میشود که خروجی آن بهپروژه مشخص، قرارداد مشخص، سرمایهگذاری مشخص و عدد مشخص در تجارت خارجی تبدیل شود.
بهعبارت دیگر لازم است برای هر یک از کشورهای عضو اوراسیا یک نقشه راه اختصاصی تدوین شود؛ مشخص شود ایران در هر بازار چه مزیتهایی دارد، چه کالاهایی قابلیت صادرات دارند، چه موانعی وجود دارد و چه پروژههای مشترکی میتوان تعریف کرد.
۷. فرصت ویژه برای بخشخصوصی
یکی از الزامات موفقیت این مسیر قرارگرفتن بخشخصوصی در مرکز اجرای سیاست است. دولت میتواند توافق کند، موانع حقوقی را کاهش دهد و مسیرهای دیپلماتیک را باز کند اما این بنگاههای اقتصادی هستند که باید تجارت را محقق کنند. درنهایت تشکیل کنسرسیومهای صادراتی، ایجاد مراکز تجاری ایران در کشورهای عضو اتحادیه، حمایت از برندهای ایرانی، ارائه اطلاعات بازار بهصادرکنندگان و تسهیل حضور شرکتهای متوسط و کوچک میتواند اثربخشی توافق را افزایش دهد.

