ارتش جدید شی
محمدرضا ستاری – در تاریخ ۸آوریل کمیسیون مرکزی نظامی چین یکنشست آموزشی اصلاحی برای افسران ارشد باقیمانده در ارتش آزادیبخش خلق چین برگزار کرد. شی جینپینگ ریاست این نشست را برعهده داشت و سخنرانی افتتاحیه را ایراد کرد. کنار او در دانشگاه دفاع ملی در پکن تنها یکهمکار دیگر نشسته بود یعنی ژانگ شنگمین، رییس بازرسی انضباطی کمیسیون مرکزی نظامی که پس از آنکه در ماه ژانویه دوتن از قدرتمندترین ژنرالهای این نهاد تحت تحقیق قرار گرفتند درکنار شی بهتنها عضو دیگر عالیترین مرجع نظامی چین تبدیل شده بود.
بیشتر تفسیرهای بیرونی این صحنه را بهعنوان نوعی آئین پاکسازی تلقی کردند؛ حلقهای دیگر در کارزار ۱۰ساله شی برای اطمینان از قرارگرفتن ارتش تحت کنترل کامل رهبری حزب. محتوای سخنرانی او که افسران را بهحفظ پاکی و افتخار نیروهای مسلح مردمی فرا میخواند چنین برداشتی را تقویت میکرد اما متن جالبتر آن روز نه خود سخنرانی بلکه چیدمان صندلیها بود. در نشستهای مشابه گذشته ردیف جلو مملو از ژنرالهای چهارستاره بود اما این بار تنها دونفر در آنجا نشسته بودند و درکنارشان ژنرالهای سهستاره قرار داشتند.
طبق گزارشی که در این خصوص مجله فارن پالسی منتشر کرده در ماه گذشته میلادی شی دوشبکه از قدرتمندترین شبکههای درون ارتش چین را از هم گسیخته است. بنابراین بهگفته برخی ناظران با توجه بهابهام شدید در ساختار ارتش آزادیبخش خلق چین شبکه اصطلاحی تحلیلی است که ناظران براساس الگوهای شغلی و سوابق مشترک ماموریت بازسازی میکنند و نه بر پایه جناحبندیهای رسمی اما این شبکهها واقعیتی از ارتشی را توصیف میکنند که ذهنیت قلهمحور آن بهپیش از تاسیس جمهوری خلق بازمیگردد. نخستین شبکه بهاصطلاح گروه فوجیان بود که حول افسرانی شکل گرفته بود که شی در دوران پیشرفت سیاسی خود در جنوبشرق چین بین سالهای۱۹۸۵تا۲۰۰۷ با آنها روابطی برقرار کرده بود. اینشبکه با محوریت هه ویدونگ، معاون کمیسیون مرکزی نظامی و میائو هوا مدیر اداره کار سیاسی که نزدیک بهیکدهه بر پروندههای پرسنلی تقریبا تمامی افسران ارشد کنترل داشت شکل گرفته بود. میائو در نوامبر۲۰۲۴ از سمت خود تعلیق شد و در بهار سال بعد ناپدید شد. هردو در اکتبر۲۰۲۵ بههمراه هفت ژنرال دیگر مرتبط با این حلقه از حزب و ارتش اخراج شدند.
شبکه دوم ساختار سنتی نیروهای زمینی بود که حول معاون کمیسیون مرکزی نظامی، ژانگ یوشیا و رییس ستاد مشترک، لیو ژنلی شکل گرفته بود و در ژانویه سقوط کرد. آغاز تحقیقات رسمی درباره آنها نقطه اوج موج پاکسازیهایی بود که بدنه ژنرالهای فعال را تقریبا خالی کرده بود. بسیاری در داخل سیستم معتقد بودند سابقه رزمی ژانگ و پیشینه معتبر او که بهعنوان یک«شاهزادهزاده» نظامی با روابط خانوادگی چندنسلی با شی شناخته میشد او را دربرابر پاکسازیها مصون میکند اما درعمل وابستگی به هریک از این شبکهها بهموقعیتی خطرناک تبدیل شد.
در جستوجوی وفاداران
برداشت متعارف این بوده که شی در حال انتصاب افراد وفادار است یعنی افسرانی که بهدلیل قابلیت اطمینان سیاسی انتخاب شدند آن هم در شرایطی که محیط خارجی پیچیدهتر میشود. این برداشت نادرست نبوده اما سطحی است. میائو و ژانگ یوشیا نیز بر همین اساس انتخاب شده بودند. پیش از پاکسازی چه کسی آنها را غیروفادار میدانست؟ از نظر تئوریک شی میتواند همه افسران باقیمانده را تحت ارزیابی مجدد وفاداری قرار دهد اما زمان بهنفع او نیست. او بهتعهدات قبلی خود ازجمله ضرورت راهبردی ساخت یکارتش در سطح جهانی تا صدمین سالگرد آن در۲۰۲۷ پایبند است. درنتیجه یکفرماندهی ارشد ویرانشده نمیتواند این اهداف را محقق کند بنابراین شی ناچار شده آن را براساس الگویی سادهتر بازسازی کند.
در همین راستا در سراسر بخشهای کمیسیون مرکزی نظامی، نیروهای اصلی و فرماندهیهای منطقهای حدود ۲۰سمت ارشد اکنون بهصورت موقت توسط ژنرالهای سهستارهای اداره میشود که در انتظار انتصاب رسمی هستند. درنتیجه باتوجه بهکمبود جایگزینهای باتجربه و نزدیکبودن موعد هدف انتظار میرود بیشتر آنها در همان سمتها تثبیت شوند. بهگفته کارشناسان تقریبا همه آنها یکویژگی مشترک دارند یعنی مسیر حرفهایشان توسط شبکههایی شکل گرفته که جناحهای پاکسازیشده هرگز آنها را کنترل نکرده بودند. بهبیان دیگر بهنظر میرسد شی افسرانی را ارتقا داده که ژنرالهای پیشین او کنار گذاشته بودند اما آنچه این افسران را از نظر سیاسی امن کرده باوجود سالها حضور در حاشیه همزمان باعث شده آنها فاقد اعتبار، اعتماد و تجربه لازم برای جنگ مشترک باشند. گروهی که تایید شی را بهدست میآورد ممکن است همان گروهی باشد که کمترین آمادگی برای جنگی که برای آن آماده میشود را دارد.
۲شبکه اصلی
ارتقاهای شی عمدتا از دوشبکه اصلی صورت گرفته است. نخست مسیر بازرسی انضباطی. این شاخه بخشی از ساختار گستردهتر کار سیاسی است اما اکنون بهراس این ساختار دومورد از چهار نیروی اصلی و سطوح بالای کمیسیون مرکزی نظامی نفوذ کرده است. ژانگ شنگمین که بهتازگی بهمعاونت کمیسیون رسیده یکافسر حرفهای کار سیاسی است که فعالیت خود را در نیروی موشکی آغاز کرده و از سال۲۰۱۷ ریاست کمیسیون بازرسی انضباطی را بر عهده دارد. شیونگ ژائویوان که اکنون معاون اداره کار سیاسی است و از سازماندهندگان اصلی نشست اخیر بود یکدهه پیش با ژانگ در همان نیرو خدمت کرده بود. کمیسرهای سیاسی موقت نیروی زمینی و هوایی، ژانگ شوگوانگ و شی هونگگان نیز هردو از مسوولان بازرسی انضباطی هستند که مستقیما بهژانگ گزارش میدهند.در حوزه عملیاتی نیز داستان مشابهی دیده میشود. بخش مهمی از افسرانی که اکنون «سیستم عصبی مرکزی» کمیسیون را اداره میکنند ژنرالهای سهستاره با پیشینه نیروی هوایی هستند ازجمله دونگ لی در مرکز فرماندهی عملیات مشترک، لیو دی در آموزش و اداره و چن چی در پشتیبانی لجستیکی. البته لازم بهذکر است لی کای، فرمانده موقت نیروی موشکی اصلا متخصص موشکی نیست و پیشتر فرماندهی یگانهای جنگنده را در رژههای۲۰۰۹و۲۰۱۵ بر فراز میدان تیانآنمن بر عهده داشت. دوفرمانده جدید سهستاره مناطق عملیاتی یعنی یانگ ژیبین در شرق وهان شنگیان در مرکز هر دو از نیروی هوایی هستند؛ امری که با سنت دیرینه سلطه نیروهای زمینی در تضاد است.
این افسران ادامهدهنده میراث شو چیلیانگ هستند که بین سالهای۲۰۱۲تا۲۰۲۲ معاون کمیسیون مرکزی نظامی بود و در اصلاحات نظامی نقش کلیدی داشت. پس از بازنشستگی او این گروه حمایت سطح بالا را از دست داد و پیشرفتشان متوقف شد تا اینکه اکنون دوباره بهصحنه بازگشتند.برای درک این الگو میتوان بهدو افسر، لین شیانگیانگ و یانگ ژیبین اشاره کرد که تقریبا همزمان بهدرجه ژنرال سهستاره رسیدند اما مسیر ارتقای آنها متفاوت بوده است. لین سریعتر بهدرجه بالاتر رسید زیرا بهشبکههای قدرتمند متصل بود درحالیکه یانگ بهدلیل تعلق بهشبکه نیروی هوایی که پس از بازنشستگی شو بهحاشیه رانده شده بود سالها منتظر ماند.
درچنینشرایطی است که برخی از کارشناسان معتقدند الگوی ارتقا پس از پاکسازیها نشان میدهد که شی گروه جدیدی ایجاد نکرده بلکه افسرانی را ارتقا داده که شبکههای قبلی نادیده گرفته بودند. این تحلیل نشان میدهد که ذخیره نیروی انسانی چین عمیقتر از آن چیزی است که تصور میشد اما این سوال اساسی باقی میماند که آیا این گروه در شرایط جنگی میتواند انسجام داشته باشد یا خیر؟
درواقع نکته نامشخص این است که آیا این فرماندهان در شرایط فشار عملیاتی بهانسجام خواهند رسید یا نه؟ افسران نیروی هوایی سالها در حاشیه بودند و افسران سیاسی بیشتر در نظارت فعالیت کردند تا جنگیدن. این پیشینه لزوما اعتماد متقابل مورد نیاز برای جنگ مشترک را ایجاد نمیکند. در واقع این ضعف در زمان صلح آشکار نمیشود اما در میدان نبرد نمایان خواهد شد. درنهایت شی با این سیاست یکفرماندهی ارشد از نظر سیاسی امن ایجاد کرده است اما اینکه آیا این فرماندهی توانایی جنگیدن بهصورت هماهنگ را دارد یا نه، پرسشی بوده که همچنان بیپاسخ باقی مانده است.
