آسیبپذیری ایران در حوزه ضدجاسوسی برطرف نشده است
نادر کریمی جونی
ترور و جاسوسی در همه ابعاد یکی از اصلیترین راهبردهای اسرائیل برای بقای خود بوده است. از نخستین روزهای پیدایش گروههای صهیونیست در سرزمین فلسطین این گروهها مبادرت به جاسوسی علیه اعراب و مسیحیان فلسطینی کردند و در مواقع لازم از ابزار حذف فیزیکی برای برداشتن موانع حرکتشان بهره بردند. یهودیان صهیونیست هیچگاه به موطنشان وفادار نبوده و علیه کشور زادگاهشان نیز جاسوسی کردهاند. این جاسوسیها گاهی سیاسی و گاهی اقتصادی بوده اما در همه موارد با هدف کسب منافع و امتیازهای گوناگون یا کنار زدن موانع و مرعوب ساختن مخالفان صورت گرفته است. در عین حال صهیونیستها جاسوسی و بالاخص جاسوسی علمی و صنعتی را بهترین ابزار برای دزدی نتایج زحمات دیگران و دستیابی به پیشرفت یافتهاند.
با تشکیل اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین همین حربه بهطور گسترده و محوری مورد استفاده رهبران اسرائیلی قرار گرفت و از ابزار جاسوسی و ترور برای پیشبرد اهداف و برنامههای دولت تلآویو استفاده شد. نگاهی به فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی نشان میدهد که جاسوسی و ترور مهمترین اصل و راهبرد مقامات و رهبران اسرائیلی برای حضور اهداف و اجرای برنامههایشان داشته است. صهیونیستها میگویند ما ملتی کوچک هستیم که دشمنان زیاد و قدرتمندی داریم و ناچاریم که برای بقا و توسعه خود از ابزارهای گوناگون و از جمله جاسوس و ترور در این نبرد نابرابر استفاده کنیم.
به همین علت اسرائیل در اجرای عملیاتهای جاسوسی و ترور یکی از قدرتمندترین بازیگران جهان است که خدمات یکطرفه سرویس اطلاعاتی ایالاتمتحده CIA و سرویس اطلاعات نظامی آن کشور DIA و پلیس فدرال آمریکا FBI به عوامل امنیتی اسرائیلی باعث قدرتمندتر شدن عوامل جاسوسی و ترور آن کشور نیز شده است. گفته میشود که در جریان جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران، سرویس اطلاعاتی همه کشورهای عضو ناتو به تلآویو برای شناسایی و رهگیری اهداف مکانی و انسانی در ایران کمک کرده و عوامل موساد، شینبت و امان را علیه ایران یاری دادهاند.
از جمله درسهای آشکار جنگ رمضان برای مقامات کشورمان، همین نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و ایالاتمتحده در ساختارهای حفاظتشده کشورمان است. در مواردی مانند ترور شهید حاجیزاده گفته شده که پس از ترور فرماندهان ارشد نظامی کشورمان مانند شهید باقری و شهید سلامی، در حالی که شهید حاجیزاده از راهبرد ترور و آغاز جنگ آگاه بوده هدف ترور قرار گرفته است. چگونه افرادی اینچنین که خود آگاهی بسیار بالایی در حوزههای امنیتی و حفاظتی داشته و خود از تیم حفاظت نیز برخوردار بوده، شناسایی موقعیتی، رهگیری و ترور شدهاند؟ این ضعف راهبردی در جنگ اخیر نیز تکرار شد و در همان اولین جمله مقام معظم رهبری و جمعی از فرماندهان بزرگ نظامی- امنیتی به وسیله ترور به شهادت رسیدند. گزارشهای انتشاریافته حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل پس از آگاهی از تشکیل جلسهای نظامی در دفتر مقام معظم رهبری، حتی انجام حمله هوایی علیه ایران را چند ساعت جلو انداخته و برنامههایشان را تغییر دادهاند. این در حالی بود که در روزهای پایانی بهمن ماه گذشته و روزهای آغازین اسفندماه۱۴۰۴ تقریبا محرز شده بود که ایالاتمتحده آمریکا و اسرائیل تهدیدهای خود برای حمله به کشورمان را به اجرا درخواهند آورد و فقط ساعت اجرای آن برای رهبران سیاسی- نظامی کشور معلوم نبود. با این حال معلوم نیست چرا و چگونه تدبیرکنندگان ساختار امنیتی کشورمان نتوانستهاند اصول حفاظتی در مورد شخصیتهای ارشد جمهوری اسلامی چنان به اجرا درآورند که از جان این چهرههای ارشد حفاظت کند. جالب است که روند ترور مقامات و چهرههای ارشد کشورمان در همان روز اول متوقف نشد و به روزهای بعد هم کشیده شد. چنانکه اخیرا فرمانده اطلاعات سپاه مورد ترور هدفمند قرار گرفت.
بسیاری از ایرانیان میگویند چگونه است که اسرائیل افراد متعددی را در تهران و سایر شهرهای کشورمان ترور کرده ولی ایرانیان تا به حال نتوانستهاند یکی از مقامات ارشد سیاسی- نظامی اسرائیل را ترور و نابود کنند؟ البته تفاوت مهمی میان عملیاتهای ایران و دشمنانش وجود دارد و تفاوتی که امکان ترور را به آنان میدهد. در واقع اسرائیلیها از پرندههای دارای سرنشین یا هدایتپذیر شکارچی استفاده میکنند و یک انسان هدایت پرندهها را برعهده دارد. از آنجا که این پرنده پنهانکار است و توسط رادارهای ایران مشاهده نمیشود همواره میتواند عملیات ترور را انجام دهد و در لحظه نهایی پرنده میتواند تصمیم بگیرد که آیا به هدف حمله کند یا خیر. علاوهبراین از لحظه شروع حمله تا لحظه اصابت پرتابهها از هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی بیش از چند ثانیه زمان طول نمیکشد و در این چند ثانیه امکان فرار سوژه وجود ندارد ضمن اینکه تا آخرین لحظات پیش از حمله رصدکنندگان اطلاعاتی در حال بررسی نهایی حضور سوژه در محل هستند. بدینترتیب امکان ترور سوژه فراهم میشود اما در مورد پرنده و پرتابههای ایران نه فقط عامل انسانی در هدایت آن ثانیه به ثانیه و بهطور مستقیم تاثیرگذار نیست بلکه سوژههای اسرائیلی دستکم چند دقیقه پیش از اصابت زمان فرار از صحنه و رفتن به مکان امن را دارند. به همین دلیل مقامات آمریکایی و اسرائیلی میتوانند حتی در صورت شناسایی، از هدف قرار گرفتن جان سالم به در ببرند. ابهام بزرگ اما در اینباره دقت و روزآمدی اطلاعات اسرائیلیها و آمریکاییهاست حتی در مواردی که سوژه وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و… نداشته باز هم اسرائیلیها توانستهاند وی را شناسایی و ترور کنند. در مواردی تصمیم برای انتقال یک ابزار مهم چند ساعت پس از اتخاذ تصمیم و هنگام اجرا به گوش دشمن رسیده و ابزار مهم هدف حمله قرار گرفته است. آیا به جز جاسوس انسانی و حاضر، کسی یا ابزاری میتواند اینقدر دقیق، دشمن را از مسائل طبقهبندی شده کشور و نظاممان مطلع کند؟
حتی خود نظامیان یا خانواده شهدایی که هدف ترور قرار گرفتهاند نیز نمیتوانند به این پرسش با صراحت پاسخ منفی بدهند که چه اصول حفاظتی یا امنیتی توسط شهید نادیده گرفته شده که اینچنین هدف حمله قرار گرفته است. البته با اطلاعاتی که گروه حنظله و گاهی کانالهای منتسببه نهادهای امنیتی ایران منتشر میکنند میتوان احتمال داد که اگر ایران میتوانست مانند جنگندههای متخاصم از امکان اصابت بلافاصله پس از شلیک بهره ببرد، احتمالا میتوانست برخی مقامات اسرائیلی یا ژنرالهای آمریکایی در خلیج فارس را به هلاکت برساند اما در حال این امکان برای کشورمان وجود ندارد و بهتر است تا آن هنگام حفاظت از مقامات ایرانی روی دو پایه حفاظت و ضدجاسوسی استوار شود.
افرادی که گفته میشود توسط مقامات و نیروهای انتظامی- امنیتی ایران دستگیر شده و متهم به انجام فعالیتهای جاسوسی شدهاند اگرچه اقدام شایسته و تحسینبرانگیزی در مورد بازداشت و توقف فعالیتهای مخرب ایشان انجام شده اما همگی در حوزه اماکن و مناطق حساس اطلاعات ارسال کردهاند. نیروهای امنیتی ایران افرادی که در حوزه شخصیتها و چهرههای حساس ایران جاسوسی و زمینه ترور ایشان را فراهم میکنند را باید شناسایی، دستگیر، مجازات و به مردم معرفی کنند. این اتفاقی است که تاکنون صورت نپذیرفته است.

