جنگ ایران، فرصت ترکیه؛

چگونه آنکارا به‌دنبال بازطراحی مسیرهای انرژی است؟

گروه انرژی
کدخبر: 628985
جنگ ایران و آمریکا موقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه را تغییر داده و ترکیه با بهره‌برداری از این بحران، پروژه‌های انرژی و نظامی خود را بازطراحی و تقویت می‌کند.
چگونه آنکارا به‌دنبال بازطراحی مسیرهای انرژی است؟

جهان صنعت– در حالی که جنگ ایران و آمریکا معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون کرده ترکیه تلاش می‌کند از دل بحران موقعیت ژئوپلیتیک و انرژی خود را تقویت کند؛ از احیای پروژه‌های قدیمی خطوط لوله گرفته تا گسترش صنعت پهپادی و نقش‌آفرینی تازه در بازار انرژی منطقه.

جنگ ایران و آمریکا فقط میدان نبرد را تغییر نداده بلکه نقشه انرژی، ترانزیت و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای را هم دوباره روی میز گذاشته است. در حالی که تهران درگیر فشارهای مستقیم جنگ و تبعات اقتصادی آن بوده برخی بازیگران منطقه‌ای تلاش می‌کنند از دل همین بحران مسیرهای تازه‌ای برای نفوذ و تجارت بسازند. ترکیه یکی از مهم‌ترین این بازیگران است.

آنکارا اگرچه از تبعات جنگ در امان نمانده اما نشانه‌ای از عقب‌نشینی در رفتار آن دیده نمی‌شود. اختلال در واردات انرژی، آسیب به‌صادرات به‌کشورهای عربی و افت ارزش لیر اقتصاد ترکیه را تحت فشار قرار داده است. با این حال دولت رجب‌طیب اردوغان ظاهرا تصمیم گرفته بحران را نه‌صرفا یک تهدید بلکه فرصتی برای بازطراحی موقعیت ژئوپلیتیک خود ببیند؛ رویکردی که در ماه‌های اخیر بیشتر از همیشه در سیاست انرژی و صنایع دفاعی این کشور دیده می‌شود.

در همین چارچوب رسانه Middle East Eye در گزارشی به‌برنامه‌های بلندمدت ترکیه برای تغییر مسیرهای انرژی منطقه پس از جنگ پرداخته است. پروژه‌هایی که بخشی از آنها سال‌ها روی کاغذ مانده بودند اما حالا دوباره به‌جریان افتادند.

یکی از مهم‌ترین این طرح‌ها خط لوله فرا-خزر (Trans-Caspian Gas Pipeline)  است. پروژه‌ای قدیمی که هدف آن انتقال گاز ترکمنستان از مسیر جمهوری‌آذربایجان و گرجستان به‌ترکیه و سپس اروپا است. این مسیر در عمل بخشی از وابستگی صادرات گاز آسیای مرکزی به‌ایران و روسیه را دور می‌زند. ساخت حدود ۳۰۰ کیلومتر خط لوله در بستر دریای خزر قلب این پروژه است. مسیری که علاوه بر پیچیدگی فنی با حساسیت‌های سیاسی تهران و مسکو نیز گره خورده است.

درکنار آن ایده خط لوله قطر-ترکیه نیز دوباره مطرح شده؛ پروژه‌ای که بیش از یک دهه پیش با مخالفت دولت بشار اسد و حمایت روسیه متوقف شد. این خط قرار است گاز میدان شمالی قطر را ازطریق عربستان، اردن و سوریه به‌ترکیه منتقل کند. جنگ سوریه زمانی این مسیر را دفن کرد اما حالا برخی در آنکارا تصور می‌کنند تحولات جدید منطقه شاید دوباره آن را از زیر خاک بیرون بیاورد.

ترکیه همزمان به‌دنبال پیونددادن میادین نفتی سوریه به‌خط لوله عراق-ترکیه است؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از نفت شمال سوریه را به‌بندر جیهان برساند. اگرچه حجم تولید فعلی این میادین نسبت‌به‌ پیش از جنگ داخلی سوریه کاهش یافته اما اهمیت پروژه بیشتر از آنکه اقتصادی باشد ژئوپلیتیک بوده و کنترل مسیرها گاهی مهم‌تر از حجم بشکه‌هاست.

در عراق نیز آنکارا به‌دنبال توسعه خط لوله کرکوک-جیهان تا بصره است؛ طرحی که می‌تواند جایگاه ترکیه را به‌عنوان شاهراه صادرات انرژی عراق تقویت کند. بغداد برای تامین بودجه دولت خود به‌صادرات نفت وابسته است و همین نیاز مالی فضای مانور بیشتری به‌ترکیه می‌دهد یعنی نوعی پراگماتیسم اقتصادی در میانه بی‌ثباتی سیاسی عراق.

حتی پروژه اتصال شبکه برق عربستان به‌ترکیه از مسیر سوریه و اردن نیز حالا دوباره مطرح شده است. نشانه‌ای از اینکه رقابت انرژی در منطقه فقط درباره نفت و گاز نیست. برق، خطوط انتقال و مسیرهای ترانزیت هم بخشی از معادله تازه‌ هستند.

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا اما فقط خطوط لوله نباشد. ترکیه در داخل نیز درحال بازتعریف ظرفیت صنعتی و نظامی خود است. مقام‌های این کشور از برنامه‌هایی برای گسترش تولید پهپاد و ایجاد مراکز آموزش و ساخت در استان‌های مختلف حرف می‌زنند؛ برنامه‌ای که همزمان اقتصاد دفاعی ترکیه و نفوذ سیاسی-نظامی آن را در آسیا و آفریقا تقویت می‌کند.

بهره‌بردن ترکیه از آتش جنگ

درواقع آنکارا تلاش می‌کند از «اقتصاد جنگ» بدون ورود مستقیم به‌جنگ بهره ببرد؛ موقعیتی که بسیاری از کشورها در بحران‌های منطقه‌ای آرزویش را دارند. ترکیه می‌خواهد نزدیک آتش بایستد اما نسوزد و اگر ممکن باشد از گرمای آن برق و نفوذ و قرارداد استخراج کند.

در متن منتشرشده از سوی «هسته پیشگام جمعیت ملی ایران» نیز همین مقایسه دیده می‌شود؛ مقایسه میان کشوری که بحران را به‌پروژه‌ای برای توسعه تبدیل کرده و کشوری که هنوز درگیر محاسبه هزینه‌های جنگ است. متن نوشته‌شده توسط این اندیشکده با لحنی انتقادی استدلال می‌کند که رقبا در حال طراحی آینده پساجنگ هستند در حالی که ایران بیشتر بر مدیریت فرسایش و بازگشت به‌ثبات متمرکز مانده است.

با این حال پشت این روایت یک واقعیت بزرگ‌تر هم وجود دارد. جنگ‌های منطقه‌ای معمولا فقط در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند. برندگان نهایی گاهی کشورهایی هستند که دورتر ایستادند و همزمان مشغول کشیدن نقشه خطوط لوله، بنادر و کارخانه‌ها هستند. در خاورمیانه دود جنگ همیشه فقط بوی باروت نداده بلکه گاهی بوی نفت، گاز و قرارداد هم می‌دهد.

منبع: نفت خبر

آخرین اخبار