پسلرزههای ویرانی
پویا اصل باغ- کمتر کسی تصور میکرد جنگی که از اسفندماه۱۴۰۴ آغاز شد، وارد پنجمین هفته خود شود. از همان روزهای نخست، برخی تحلیلگران و حتی سیاستمداران درگیر جنگ، این منازعه را کوتاهمدت میدانستند و انتظار داشتند درگیریها تنها چند روز ادامه پیدا کند. اکنون اما در سیوهفتمین روز جنگی قرار داریم که نه نقطه آغاز روشنی داشت و نه مقصد و هدف مشخصی دارد. جامعه مدام از خود میپرسد سرانجام این وضعیت چه خواهد شد. با ویرانیهای گسترده و ترکشهایی که یکی پس از دیگری به حوزههای مختلف اصابت میکند، بیم آن میرود که شرایط زندگی مردم هر روز سختتر شود. از ابتدای شروع منازعه بسیاری از بخشها ازجمله صنعت، معدن، مسکن، حملونقل و گردشگری وارد فاز بحرانی شدهاند. برخی شرکتها به فکر تعدیل نیرو افتاده و همین موضوع نگرانی کارگران و کارمندان را دوچندان کرده است. آموزش کشور متوقف شده، قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد و در صورت تداوم این وضعیت، جامعه بهتدریج وارد درهای بحرانی خواهد شد.
چراغ کم سوی معیشت
با آغاز هر تنش و تقابلی نخستین موضوعی که مستقیما تحتتاثیر قرار میگیرد معیشت و اقتصاد خانوار است. از پاییز سال گذشته تاکنون مردم با گرانیهای افسارگسیخته و افزایش بیمحابای قیمت ارز دستوپنجه نرم میکنند. دولت نیز در اسفندماه گذشته نرخ تورم نقطهبهنقطه را حدود ۸/۷۱درصد اعلام کرد که نشاندهنده حجم سنگینی از فشارهای معیشتی بر جامعه است. در این بین قیمت کالاهای اساسی نیز نسبت به پیش از شروع منازعه رشد قابلتوجهی داشتهاند. برای نمونه، برخی محصولات لبنی با چند درصد افزایش قیمت مواجه شدهاند. هرچند کمبود خاصی در عرضه مشاهده نشده اما مساله اصلی درحالحاضر همان قیمتهاست. در چنین وضعیتی که تهیه یک سبد کالای معمولی حداقل ۳تا۴میلیونتومان هزینه دارد، حقوقها و حمایتهای دولتی نیز تاکنون نتوانستهاند مشکل را برطرف کنند. یکی از شهروندان بازنشسته در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید: درآمد من تنها حقوق بازنشستگی است که ماهانه واریز میشود. اجاره مسکن، هزینه خورد و خوراک، پوشاک و دیگر مخارج همه اینها بر دوش من است. همزمانی جنگ با ایام نوروز نیز باعث شد حتی نتوانم یک جعبه شیرینی برای خانه تهیه کنم. از سوی دیگر افزایش قیمتها مشکل اصلی ماست. از ابتدای شروع جنگ قیمت برخی کالاها مانند لبنیات رشد نسبی داشته است. در این شرایط حتی کالابرگ یکمیلیونتومانی نیز کمکی به کاهش فشارها نکرده است.
او ادامه میدهد: ماهانه ۲۰میلیونتومان حقوق بازنشستگی دریافت میکنم که ۱۶میلیونتومان آن صرف اجارهبها میشود. پرداخت قبوض و شارژ ساختمان نیز حدود ۲میلیونتومان هزینه دارد و در پایان ماه تنها ۲میلیونتومان برایم باقی میماند. آیا با چنین مبلغی میتوان در این شرایط زندگی را اداره کرد؟
کارگران و کارمندان بلاتکلیف
یکی دیگر از پسلرزههای سنگین جنگ، بیکاری برخی کارگران و کارمندان است. با اختلال گستردهای که در اقتصاد کشور بهوجود آمد، تعدادی از شرکتها و واحدهای تولیدی بزرگ و کوچک بهدلیل کمبود منابع ناچار به تعدیل نیرو شدند. یکی از زنانی که در یک تولیدی لباس عروس کار میکرد در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: با شروع جنگ کارفرما به ما اطلاع داد که فعلا به خانه برویم تا وضعیت مشخص شود. او در پرداخت حقوق اسفندماه نیز با مشکل روبهرو شد و فقط توانست بخشی از مزایای ما را پرداخت کند. عیدی هم پرداخت نشد. با آغاز نوروز و پایان تعطیلات سال نو انتظار داشتم به محل کار بازگردم اما چند روز پیش به ما گفتند که تولیدی فعلا تعطیل است و اگر جنگ ادامه پیدا کند احتمالا دیگر باز نخواهد شد. او ادامه میدهد:به همراه فرزندم زندگی میکنم و تنها نانآور خانه هستم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نمیدانم چه بر سر زندگیمان خواهد آمد. شرایط معیشتیام هر روز سختتر از قبل میشود و این فشارها مرا به مرز فرسودگی رسانده است.
در انتظار اتصال
با آغاز حملات گسترده ایالاتمتحده و اسرائیل علیه ایران دسترسی به اینترنت بینالملل به دستور مقامات امنیتی قطع شد. این اقدام عملا تعداد زیادی از کسبوکارهای آنلاین را وارد مرحله بحرانی کرده است. آمارها نشان میدهند که حدود ۱۰تا۱۵میلیون نفر از طریق فضای مجازی امرار معاش میکنند و قطعی گسترده اینترنت، معیشت بخش قابلتوجهی از جامعه را تهدید میکند. یکی از دارندگان آنلاینشاپها در گفتوگو با «جهانصنعت» اظهار داشت: «در سال گذشته، سه بار شاهد خاموشی اینترنت بودیم که خسارات فراوانی به کسبوکار ما وارد کرد. با فرارسیدن ماه اسفند و امید به بازار شب عید، انتظار داشتیم بخشی از ضررهای سال گذشته را جبران کنیم اما با شروع جنگ، تمام امیدهایمان نقش بر آب شد. به جرات میتوانم بگویم از ۹ اسفندماه تاکنون حتی یک قلم کالا هم نفروختهام و مجبور شدهام از پساندازم هزینه کنم.» او در ادامه بیان داشت: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آیا ما مقصر شروع درگیریها بودهایم؟ قطعی اینترنت شاید برای بسیاری عادی باشد اما برای کسانی که از این راه امرار معاش میکنند، هر ثانیهاش دردناک است. ایکاش دولت هرچه سریعتر برای این وضعیت اقدامی انجام دهد در غیر این صورت ما به نان شبمان نیز محتاج خواهیم شد.
آموزش در سراشیبی بحران
سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ را میتوان بحرانیترین سال آموزشی پس از پایان همهگیری کووید-۱۹ دانست. از اواخر خرداد۱۴۰۴، با آغاز جنگ ۱۲روزه، تعطیلیها شروع شد و آموزش بار دیگر به خانهها بازگشت. در فصل پاییز نیز آلودگی شدید هوا طی سه ماه، موجب تعطیلات گسترده و اختلال جدی در روند آموزشی کشور شد. با آغاز زمستان اعتراضات گسترده دیماه و تصمیم دولت برای تعطیلی برای سومینبار آموزش را به حالت تعلیق درآورد. نهایتا در ۹اسفندماه با اصابت اولین موشک به شهرهای کشور، میلیونها محصل خانهنشین شدند و کلاسهای درس دوباره تعطیل شد. با هر اتفاق پیشبینینشده مسوولان نظام آموزشی تاکید میکنند که آموزش تعطیل نمیشود و از طریق سایتها و پلتفرمهای مربوطه ادامه خواهد یافت اما تجربه سال گذشته خلاف این ادعاها را نشان میدهد. والدین یکی از دانشآموزان مقطع متوسطه اول در گفتوگو با روزنامه «جهانصنعت» اظهار داشت: سال گذشته فرزندم را در مدرسه غیردولتی ثبتنام کردم. از هزینههای گزاف که بگذریم، باید بگویم هرچه پرداخت کردم، عملا دود شد و به هوا رفت. آموزش مجازی نهتنها تاثیر مثبتی نداشته بلکه شرایط را بدتر کرده است. کیفیت آموزش بهشدت پایین است و این موضوع نگرانی مرا از آینده تحصیلی فرزندم دوچندان کرده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: هر ترم حدود ۹تا۱۰میلیونتومان هزینه از ما دریافت میشود اما با مجازی شدن کلاسها و زیرساختهای ضعیف گاه حتی نمیتوانیم وارد سایت شویم. بارها شده بهدلیل کندی یا شلوغی سایت نتوانم در کلاس حاضر شوم. در اسفندماه نیز با شروع ترم، بسیاری از اساتید در کلاس شرکت نکردند و اکنون که دومین روز شروع کلاسها در سال جدید است، هنوز هم برخی اساتید یا دانشجویان حضور ندارند. آیا با چنین شیوهای میتوان آموزش داد؟ علاوه بر هزینههای گزاف، وقت و زمان ما قربانی بیتدبیریها میشود.
روان جامعه در مرز فروپاشی
یکی دیگر از دردناکترین پیامدهای هر جنگ، آسیبهای روانی و فرسودگی روحی است. در دورههای موشکباران و حملات هوایی، بسیاری از مردم نگران سلامت خود و خانوادههایشان هستند. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم چنین شرایطی میتواند در بلندمدت به بروز مشکلاتی مانند خشونت، اعتیاد، انزوا و حتی خودکشی منجر شود. یکی از شهروندان تهرانی در گفتوگو با «جهانصنعت» وضعیت روحی خود را هنگام آغاز حملات اینگونه شرح میدهد: بهدلیل از دست دادن مادرم سالهاست با افسردگی دستوپنجه نرم میکنم. حالا با شروع جنگ هر بار که صدای انفجار میشنوم، اضطرابم چند برابر میشود و مجبورم برای کاهش فشار روحی دارو مصرف کنم. مدام نگرانم که مبادا موشکی به خانهام اصابت کند. هرچه زمان میگذرد و این وضعیت ادامه پیدا میکند شدت حملات عصبی و فشارهای روحیام نیز بیشتر میشود.
آوار سالها زحمت
از ابتدای آغاز جنگ حدود ۱۰۰هزار واحد مسکونی و تجاری در اثر حملات دچار آسیبهای جدی شدهاند. تخریب این ساختمانها شاید در کسری از ثانیه رخ دهد اما برای تهیه آنها سالها تلاش، سختی و امید صرف شده است. بسیاری از مردم پس از سالها توانسته بودند در شرایط اقتصادی دشوار امروز صاحب خانه یا کسبوکار شوند اما ناقوس شوم جنگ تمام این زحمات را ناگهان بر باد داد. برای نمونه یکی از شهروندان که پس از سالها توانسته بود در تهران منزلی خریداری کند در پی اصابت پرتابهها خانهاش را بهطور کامل از دست داده است. او در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید: ۱۵سال بود که من و همسرم هرچه درآمد داشتیم پسانداز میکردیم تا بتوانیم صاحب خانه شویم. روزی که منزل ما تخریب شد، خوشبختانه در خانه نبودیم وگرنه همانجا همراه با خانه رویاهایمان از بین میرفتیم. اکنون به ناچار در منزل یکی از اقوام ساکن شدهایم تا ببینیم چه پیش میآید. گاهی به خانه ویرانشدهمان سر میزنم، لحظهای به آن خیره میمانم و میبینم حاصل سالها تلاش و رنج چگونه نابود شده است.
ترکشهای ویرانگر جنگ
در پایان باید گفت آنچه بیان شد تنها بخشی کوچک از پیامدهای ویرانگر منازعهای است که دامان جامعه را گرفته است. جنگ به هر شکل و به هر دلیلی پدیدهای شوم و ویرانگر است که جز خرابی و نابسامانی نتیجهای به همراه ندارد. امید میرود این رنج تلخ هرچه زودتر پایان یابد و مردم دوباره به روزهای آرام و خوش نزدیک شوند.
