وقتی خبرنگار سوژه امنیتی می‌شود

کامبیز نوروزی
کدخبر: 649497

کامبیز نوروزی، حقوقدان

چالش روزنامه‌نگاری ایران، به‌خصوص در مقام امنیت حرفه‌ای است. البته این موضوع در کنار نقایص شدید آزادی و استقلال حرفه‌ای قرار می‌گیرد. روزنامه‌نگار ایرانی، به‌ویژه در دو دهه اخیر، به‌شدت تحت فشار قرار داشته و امنیت حرفه‌ای بسیار اندکی دارد و به سادگی ممکن است با مشکلات سخت قضایی و امنیتی مواجه شود. همین مسئله نیز به‌شدت بر کیفیت کار روزنامه‌نگار اثر می‌گذارد.

روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها قادر نیستند بسیاری از مطالب را منتشر کنند و حتی با وجود رعایت همه احتیاط‌ها، باز هم ممکن است با برخوردها و مواخذه‌های غیرقانونی مواجه شوند. روزنامه‌نگار زمانی قادر به انجام وظیفه حرفه‌ای خود است که بتواند با رعایت اصول حرفه‌ای، کارش را انجام دهد.

به عنوان مثال، وقتی خبر مربوط به تشکیل جلسه در مجلس، تصویب یک موضوع در هیئت وزیران یا اظهارنظر یک وزیر در حیاط ریاست‌جمهوری باشد، معمولا مشکلی برای انتشار وجود ندارد. اما آن دسته از اخبار که از نظر ارزش روزنامه‌نگاری اهمیت بسیار بیشتری دارند و به زندگی عمومی و منافع جامعه مربوط می‌شوند، با محدودیت‌های جدی مواجه هستند.

موضوعاتی مانند فسادها، روابط پنهان در ساخت قدرت، فسادهایی که در جریان قراردادهای عمومی و در دستگاه‌های حکمرانی رخ می‌دهد، از جمله موضوعاتی هستند که روزنامه‌نگار نمی‌تواند به راحتی درباره آنها اطلاع‌رسانی کند.

همچنین زمانی که اعتراضات در سطح خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، روزنامه‌نگاران برای تهیه خبر، کسب اطلاعات و انتشار آن در رسانه، با موانع و خطرات فراوانی روبه‌رو هستند. فقدان امنیت حرفه‌ای، یکی از مسائل قدیمی و ثابت روزنامه‌نگاری در ایران است.

در کنار فقدان امنیت حرفه‌ای، ضعف امنیت شغلی نیز مطرح است. روزنامه‌نگار به دلایل مختلف درآمد بسیار ناچیزی دارد، مزد و مزایایی که از رسانه دریافت می‌کند بسیار محدود است و پایداری شغلی ندارد. هر زمان ممکن است شغل خود را از دست بدهد. البته این موضوع نیز تا حدی ناشی از بحران اقتصادی است که رسانه‌های خصوصی ایران را گرفتار کرده است. این مشکل، یکی از مسائل همیشگی روزنامه‌نگاری ایرانی است که متاسفانه همچنان ادامه دارد.

نظام سیاسی ایران در حدود یکصد و هشتاد سالی که از روزنامه‌نگاری ایرانی می‌گذرد، هیچ‌گاه روی خوشی نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران نداشته است. متاسفانه جامعه ایران نیز در تمام این سال‌ها فاقد نهادهای مدنی یا نهادهایی بوده که بتوانند از حقوق اساسی ملت دفاع کنند.

نظام سیاسی ایران همیشه مطبوعات را به‌عنوان بلندگوی خود دیده است؛ گویی روزنامه‌نگاری ایرانی موظف است آن چیزی را بنویسد که حاکمیت دوست دارد و در مدح و ثنای حاکمیت فعالیت کند.

این نگاه باعث شده است که روزنامه‌نگار نتواند درباره موضوعاتی مانند وقوع فساد، زدوبندهای سیاسی، واگذاری رانتی مناقصه‌های بزرگ یا عملکرد برخی مدیران اطلاع‌رسانی کند و انتظار این بوده که رسانه‌ها بیشتر به تعریف و تمجید بپردازند.

این نگاه عملا موجب شده روزنامه‌نگاری ایران همیشه در تنگنا قرار بگیرد و هر زمان که نظام سیاسی با سخن ناخوشایندی مواجه شده، واکنش آن سرکوب بوده است. این مشکل موضوع جدیدی نیست؛ از اعدام میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل گرفته تا لب دوختن فرخی یزدی و اتفاقاتی که در سال‌های اخیر رخ داده، نشان می‌دهد این نگاه سیاسی یکی از موانع توسعه روزنامه‌نگاری در ایران بوده است.

این نگاه، مخل امنیت، آزادی و استقلال روزنامه‌نگاری است و امنیت روزنامه‌نگاران را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

به اعتقاد من، این‌گونه نیست که جامعه ایران به خبرنگاران اعتماد ندارد. اتفاقا روزنامه‌نگاری ایرانی، به‌خصوص در رسانه‌های خصوصی، تا حد زیادی مورد احترام مردم است و آن را قبول دارند. مشکل در جای دیگری است.

اطلاعات و اخباری که در رسانه‌های ایران منتشر می‌شود، چندان مورد اعتماد مردم نیست؛ چراکه باور عمومی این است که این اطلاعات کامل و دقیق نیست. البته مردم در این برداشت کاملاً هم اشتباه نمی‌کنند.

بسیاری از اخبار مهم سیاسی و اجتماعی، اطلاعات مربوط به فسادها و وقایع خشونت‌بار سیاسی، امکان انتشار در رسانه‌ها را پیدا نمی‌کنند. به عنوان مثال، موضوع آقای کاظم صدیقی ابتدا در فضای شبکه‌های اجتماعی مطرح شد و پس از چند روز رسانه‌ها نیز توانستند درباره آن مطلب منتشر کنند. یا درباره تعداد قربانیان وقایع دی‌ماه، بحث گسترده‌ای در رسانه‌های ایرانی شکل نگرفت.

در واقع، میزان اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی کاهش پیدا کرده است و دلیل آن این است که رسانه‌های داخلی نمی‌توانند بسیاری از مسائل و موضوعات را در قالب خبر، گزارش، مصاحبه و تحلیل منتشر کنند؛ زیرا تحت فشار قرار دارند.

به عبارت دیگر، مصرف‌کننده رسانه‌ای، کالای مورد نیاز خود را نمی‌تواند از رسانه داخلی تأمین کند. کالای مورد نیاز او خبر، تحلیل‌های دقیق، آزادانه و مسئولانه است. وقتی مصرف‌کننده نتواند این کالا را از یک رسانه دریافت کند، مانند هر حوزه دیگری به سراغ جای دیگری می‌رود.

اتفاقی که در ایران در حوزه رسانه رخ داده این است که مصرف‌کننده ایرانی، به جای مراجعه گسترده به رسانه‌های داخلی، بیشتر به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور یا شبکه‌های اجتماعی مراجعه می‌کند.

قانون به تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. همین قانون مطبوعاتی که در حال حاضر وجود دارد، اگر به‌درستی و دقیق اجرا شود، بدون شک اوضاع بسیار بهتر از شرایط فعلی خواهد بود.

علاوه بر این، در نظام سیاسی ایران با توجه به گرایش‌هایی که در نظام قانون‌گذاری ما وجود دارد، اگر قرار باشد لایحه یا طرحی درباره روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها مطرح شود، تردید نکنید که بسیار سختگیرانه خواهد بود و ممکن است علیه آزادی، امنیت و استقلال رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران تمام شود.

من چندان اعتقادی به این موضوع ندارم که صرفا در یک روز خاص تبریک گفته شود؛ چنین چیزی ارزش چندانی ندارد و اتفاق خاصی را رقم نمی‌زند. آنچه اهمیت دارد این است که از روزنامه‌نگار ایرانی که در تمام این سال‌های سخت و پر از انواع مشکلات ایستاده و به هر قیمتی چراغ این حرفه را روشن نگه داشته است، قدردانی شود. این روزنامه‌نگاران بسیار قابل احترام هستند.

البته ضعف‌هایی در روزنامه‌نگاری ایران وجود دارد و انتقادهایی نیز به این حوزه وارد است، اما اگر منصفانه نگاه کنیم، در شرایط فعلی نمی‌توان انتظار زیادی داشت. وضعیت معیشتی روزنامه‌نگار ایرانی بسیار اسفبار است، امکانات رفاهی او بسیار محدود است و فشارهای امنیتی بر روزنامه‌نگاران نیز بسیار زیاد است.

بسیاری از روزنامه‌نگاران به دلیل مشکلات معیشتی، پس از تجربه فعالیت حرفه‌ای خود ناگزیر می‌شوند به مشاغل دیگری روی بیاورند تا بتوانند حداقل زندگی خود را تأمین کنند. در چنین شرایطی، آیا می‌توان انتظار زیادی از روزنامه‌نگاری داشت؟

با وجود همه این مشکلات، روزنامه‌نگاری ایرانی بسیار پاک‌تر از آن روابطی است که در ساخت سیاسی ایران وجود دارد و این موضوع بسیار قابل تقدیر است.

امیدواریم در این شرایط دشوار، آن چیزی که حق روزنامه‌نگاری ایرانی است، یعنی آزادی، امنیت و استقلال روزنامه‌نگاری، به شکل مطلوب و قانونی تامین شود.

به نظر من اگر قرار باشد تنها یک اقدام برای بهبود وضعیت خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در ایران انجام شود، باید نگاه امنیتی به روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاران تغییر کند.

وقتی روزنامه‌نگار را با نگاه امنیتی می‌بینید، هر روزنامه‌نگار به یک سوژه امنیتی تبدیل می‌شود و هر رسانه نیز به یک سوژه امنیتی تبدیل خواهد شد. این نگاه امنیتی طبیعتا آثار منفی خودش را بر فعالیت رسانه‌ای و بر وضعیت روزنامه‌نگاران خواهد گذاشت.

نباید به روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری نگاه امنیتی داشت.

آخرین اخبار