نقش اقتصاد دورانی در تحول صنعت آرایشی و بهداشتی
فرگل مظاهری*– صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی به دلیل ماهیت مصرف روزانه و وابستگی به بستهبندیهای پلاستیکی، سهم قابلتوجهی در تولید پسماند دارد. در چنین شرایطی «اقتصاد دورانی» بهعنوان رویکردی نوین در توسعه پایدار میتواند الگویی کارآمد برای اصلاح الگوی تولید و مصرف در این صنعت ارائه دهد. این یادداشت میکوشد ضمن تبیین مفهوم اقتصاد دورانی، ظرفیتها و الزامات پیادهسازی آن در صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی را بررسی کند.
اقتصاد دورانی؛ گذار از الگوی خطی
افزایش جمعیت جهان، تقاضای در حال افزایش مواد خام، کاهش عرضه مواد اولیه و محدود کردن وابستگی به کشورهای دیگر میتوانند انگیزههای بزرگی برای اهمیت دادن به اقتصاد دورانی باشند. استخراج و استفاده از مواد اولیه تاثیر زیادی بر محیطزیست، مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای دارد. اقتصاد دورانی، مدلی اقتصادی بر پایه کاهش مصرف منابع اولیه، استفاده مجدد، بازیافت و بازطراحی محصولات استوار است. این الگو در نقطه مقابل اقتصاد خطی قرار میگیرد؛ اقتصادی که بر چرخه استخراج منابع، تولید، مصرف و دورریز بنا شده است. در اقتصاد دورانی هدف آن است که ارزش مواد اولیه و محصولات تا حد امکان در چرخه تولید حفظ شده و ضایعات به حداقل برسد.
از مهمترین اصول این رویکرد میتوان به کاهش مصرف مواد خام، افزایش طول عمر محصولات، طراحی بستهبندیهای قابل بازیافت، استفاده از منابع تجدیدپذیر و مدیریت پسماند اشاره کرد. این اصول در بسیاری از صنایع بهعنوان راهبردی برای کاهش هزینههای بلندمدت و افزایش بهرهوری منابع مطرح شدهاند و صنعت آرایشی و بهداشتی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
چالشهای زیستمحیطی صنعت آرایشی و بهداشتی
صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی با مجموعهای از چالشهای زیستمحیطی مواجه است که عمدتا به سه حوزه اصلی بازمیگردد: بستهبندی، ترکیبات شیمیایی و مصرف منابع طبیعی. بستهبندی این گروه از محصولات اغلب از پلاستیکهای چندلایه و غیرقابل بازیافت تهیه میشود که پس از مصرف در مدت کوتاه، وارد چرخه زباله میشوند. این مساله سهم قابلتوجهی در افزایش پسماندهای پلاستیکی شهری دارد. از سوی دیگر وجود برخی ترکیبات شیمیایی در محصولات بهداشتی میتواند برای اکوسیستمهای خطرآفرین بوده و ورود پساب آنها به محیطزیست، موجب آلودگی منابع آب و آسیب به حیات آبزیان میشود. همچنین بهرهبرداری گسترده از منابع طبیعی مانند روغنهای گیاهی خاص یا مواد معدنی، فشار مضاعفی بر اکوسیستمها وارد میکند.
براساس برآوردهای زیستمحیطی، بخش قابلتوجهی از زبالههای پلاستیکی تولیدشده در شهرها به بستهبندی محصولات مصرفی از جمله محصولات آرایشی و بهداشتی مربوط میشود؛ بستهبندیهایی که عمدتا یکبار مصرف بوده و به ندرت وارد چرخه بازیافت میشوند.
نقش اقتصاد دورانی در تحول این صنعت
اقتصاد دورانی میتواند از مسیرهای مختلف در صنعت آرایشی و بهداشتی اجرایی شود. نخستین گام در این مسیر، بازنگری در طراحی بستهبندی است. استفاده از مواد قابل بازیافت یا زیستتجزیهپذیر، طراحی ظروف قابل شارژ و تغییر حجم و وزن بستهبندی از جمله اقداماتی است که میتواند مصرف مواد خام را کاهش دهد.
گام دوم، اصلاح الگوی استفاده از مواد اولیه است. استفاده از ترکیبات طبیعی تجدیدپذیر و بهکارگیری مواد بازیافتی در تولید بطریها و تیوبها میتواند وابستگی به منابع اولیه را کاهش دهد. در این چارچوب، استفاده از پسماندهای کشاورزی برای تولید مواد اولیه آرایشی نیز بهعنوان نمونهای از ارتباط اقتصاد دورانی با زیستفناوری مطرح است.
گام سوم، مدیریت یکپارچه چرخه عمر محصول است. در این رویکرد، محصول از مرحله طراحی تا مصرف و حتی پس از مصرف مورد توجه قرار میگیرد. ایجاد سیستمهای جمعآوری ظروف مصرفشده و بازگرداندن آنها به چرخه تولید، نمونهای از تحقق این رویکرد در صنعت آرایشی و بهداشتی است. این اقدام نهتنها موجب کاهش حجم زباله میشود بلکه هزینههای تامین مواد اولیه را نیز در بلندمدت کاهش میدهد.
پیامدهای اقتصادی اجرای اقتصاد دورانی
اجرای اصول اقتصاد دورانی در صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی صرفا یک اقدام زیستمحیطی نیست بلکه پیامدهای اقتصادی قابلتوجهی نیز به همراه دارد. کاهش مصرف مواد اولیه، کاهش هزینههای دفع پسماند و افزایش بهرهوری خطوط تولید از جمله مزایای اقتصادی این رویکرد است. همچنین برندهایی که به سمت تولید پایدار حرکت میکنند، معمولا از اعتماد و وفاداری بیشتری در میان مصرفکنندگان برخوردار میشوند.
تحقیقات بازار نشان میدهد که گرایش مصرفکنندگان به سمت محصولات دوستدار محیطزیست در حال افزایش است و این موضوع میتواند به مزیت رقابتی برای تولیدکنندگان تبدیل شود. در چنین فضایی اقتصاد دورانی نهتنها یک ضرورت زیستمحیطی بلکه فرصت اقتصادی برای صنعت آرایشی و بهداشتی به شمار میرود.
الزامات سیاستی و نهادی
تحقق اقتصاد دورانی در این صنعت نیازمند همراهی سیاستگذاران و نهادهای تنظیمگر است. تدوین استانداردهای زیستمحیطی برای بستهبندی، تشویق تولیدکنندگان به استفاده از مواد بازیافتی و اعمال مشوقهای مالیاتی برای شرکتهای پایدار از جمله ابزارهایی است که میتواند این گذار را تسهیل کند. در عین حال، فرهنگسازی در میان مصرفکنندگان نیز اهمیت ویژهای دارد زیرا بازگشت بستهبندیها و مشارکت در چرخه بازیافت، بدون همراهی جامعه امکانپذیر نخواهد بود.
در نهایت اقتصاد دورانی میتواند نقطهعطفی در مسیر پایداری صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی باشد. با توجه به مصرف گسترده این محصولات در زندگی روزمره، اجرای این الگو نهتنها به کاهش آسیبهای زیستمحیطی کمک میکند بلکه به پایداری اقتصادی و اجتماعی نیز میانجامد. این رویکرد با کاهش وابستگی به منابع طبیعی، افزایش بهرهوری و تقویت اعتماد مصرفکنندگان، افق جدیدی پیشروی این صنعت میگشاید. تحقق این هدف مستلزم همکاری همزمان تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و سیاستگذاران است؛ همکاریای که میتواند زمینهساز گذار از اقتصاد خطی به اقتصادی پایدار و دورانی در صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی باشد.
* کارشناس بهداشتی و آرایشی
