قمار نفتی
جهان صنعت– درحالیکه شمارش معکوس برای تعیین تکلیف پرونده هستهای ایران آغاز شده معاملهگران در بازار جهانی نفت بار دیگر خود را در میانه یکدوگانه پرریسک میبیند که ازیکسو نه احتمال تشدید تنش و اختلال در عرضه قرار دارد و از سمت دیگر دستیابی بهتوافقی که میتواند بخشی از فشار تحریمی بر صادرات نفت ایران را کاهش دهد و بهمعنی کاهش قیمتهاست.
هرچند با نزدیکشدن بهبرگزاری دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا قیمت نفت تحتتاثیر افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی بار دیگر صعودی شده و معاملهگران سناریوهای متضاد پیشرو را در قیمتها منعکس میکنند اما ابهام در شرایط پیشرو بازار را درست شبیه بهقمار برای معاملهگران تبدیل کرده است.
همزمان با اینشرایط تحولات بازار نفت هم مزید برعلت شده است. افزایش حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی موضوعی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت و نقش تعیینکنندهای در حرکت قیمت نفت داشته است. اگرچه دادههای بنیادین بازار از وجود مازاد عرضه حکایت دارند اما تجربه نشان میدهد که در مقاطع حساس سیاسی بازار نفت بیش از هر عامل دیگری بهتحولات ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد. دراینمیان تنگه هرمز بهعنوان شاهراه عبور حدود ۲۰درصد نفت جهان یکبار دیگر بهکانون توجه معاملهگران برگشته و هرگونه تهدید علیه امنیت اینمسیر حتی در سطح گمانه زنی پتانسیل تبدیلشدن بهنوسانات شدید قیمتی را در خود حفظ کرده است.
درچنینشرایطی بازار نفت دوسناریوی اصلی را بهقولی پیشخور کرده است. در سناریوی نخست شکست مذاکرات یا تشدید تنشهاست که میتواند بهکاهش صادرات نفت ایران، افزایش ریسک اختلال در تردد نفتکشها در خلیج فارس و درنهایت رشد قیمتها منجر شود که در اینوضعیت حتی بدون بستهشدن کامل تنگه هرمز، افزایش هزینه بیمه و حملونقل نفت کافی است تا فشار صعودی بر قیمتها وارد شود.
و در سناریوی دوم دستیابی که خیلیها اینروزها میگویند احتمال آن ضعیفتر بوده دستیابی بهیک توافق موقت یا محدود است. توافقی که اگرچه ممکن است بهرفع کامل تحریمها دستکم در کوتاهمدت منجر نشود اما میتواند فضای روانی بازار را آرامتر کرده و امکان افزایش تدریجی صادرات نفت ایران را فراهم کند. تحلیلگران بازار نفت میگویند که چنین سناریویی میتواند بخشی از حق بیمه ریسک را از قیمت نفت حذف کند و مانع از جهشهای شدید قیمتی شود هرچند که اثر آن ممکن است تدریجی باشد.
گزینههای روی میز ترامپ
بسیاری از تحلیلگران براین باورند که اگرچه تنشهای لفظی بین مقامات ایالاتمتحده و ایران طی روزهای اخیر افزایش یافته اما شواهد نشان میدهد که تصمیم آمریکا برای ورود بهیک درگیری مستقیم با ایران فراتر از ملاحظات امنیتی صرف بوده و بهشدت با شرایط اقتصادی و سیاسی داخلی اینکشور گره خورده است. دونالد ترامپ در سخنرانی دیروز خود در کنگره بهصورت مستقیم از جنگ با ایران صحبتی نکرد. بهاین دلیل که اقتصاد آمریکا در شرایطی قرار دارد که تورم اگرچه نسبتبه اوج خود کاهش یافته اما همچنان بهطور کامل مهار نشده و قیمت انرژی بهیکی از حساسترین متغیرهای سیاسی برای دولت تبدیل شده است.
ازآنسو رای اخیر دیوان عالی آمریکا درباره تعرفههای تجاری دولت ترامپ را در یکتنگنای استفاده از ابزارهای فشار اقتصادی قرارداده که باعث میشود هزینه هرگونه اقدام پرریسک در سیاست خارجی افزایش یابد. طبیعتا اقدام بهجنگ با ایران میتواند موجب افزایش قیمت نفت شده و اینافزایش قیمت مستقیما بهرشد تورم، افزایش قیمت بنزین و نارضایتی مصرفکنندگان آمریکایی میانجامد؛ موضوعی که در فضای سیاسی کنونی برای دولت ترامپ پرهزینه خواهد بود.
ترامپ در صحبتهای خود بر ضرورت حفظ ثبات اقتصادی، کنترل قیمت سوخت و حمایت از معیشت طبقه متوسط تاکید کرد. اینترکیب پیامها نشان میدهد که او زمانی برای گزینه نظامی تصمیم نهایی خود را میگیرد که مسیر دیپلماسی کاملا بسته شده باشد یا هزینه عدم اقدام را کمتر از پیامدهای اقتصادی و سیاسی یکشوک نفتی ارزیابی کند.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر موسسه بینالمللی دادههای انرژی کپلردر اینرابطه بهایلنا با اشاره بهمازاد ۵/۱میلیونبشکه نفت بیشتر از تقاضا در بازار گفت که اگر جنگی بین ایران و آمریکا رخ بدهد از نظر او اوپک واکنش مستقیمی بهتنشهای اخیر میان ایران و آمریکا نشان نخواهد داد. بهگفته او، اینسازمان مطابق سنت دیرینه خود تلاش میکند سیاست را از تصمیمگیریهای رسمی جدا نگه دارد و تمرکز خود را بر متغیرهای بنیادین بازار نفت حفظ کند.
فلکشاهی تاکید میکند که اوپک بهجای موضعگیری سیاسی تلاش خواهد کرد بهبازارها اطمینان دهد که درصورت کاهش عرضه نفت ایران بهدلیل یکدرگیری احتمالی آمادگی افزایش تولید و جبران بخشی از کمبود عرضه را دارد. با اینحال اوپک در بیان چنین مواضعی ناچار است با احتیاط عمل کند تا موجب نارضایتی ایران بهعنوان یکی از اعضای مهم اینسازمان نشود.
اینتحلیلگر معتقد است که جایگاه ایران و ونزوئلا در اوپک در کوتاهمدت تغییر اساسی نخواهد کرد. بهگفته فلکشاهی، تنها درصورتیکه ایندوکشور بتوانند تولید خود را بهطور قابلتوجهی افزایش دهند و بهسطوح تاریخی بازگردند امکان ایفای نقش پررنگتر در تصمیمگیریهای اوپک برای آنها فراهم میشود. برای ونزوئلا سطحی در حدود ۲تا۵/۲میلیونبشکه در روز و برای ایران تولید ۸/۳تا۴میلیونبشکه در روز آستانه بازگشت بهنقشآفرینی موثر در اوپک تلقی میشود؛ شرایطی که تحقق آن باتوجه بهمحدودیتهای سرمایهگذاری و تحریمها هنوز سالها فاصله دارد.
فلکشاهی گمانهزنیها درباره احتمال خروج ونزوئلا از اوپک را رد میکند و معتقد است اینکشور بهعنوان یکی از اعضای بنیانگذار باوجود همکاریهای مقطعی با آمریکا در اوپک باقی خواهد ماند.
بازار در دوراهی تصمیمگیری
براساس برآوردهای کپلر، بازار نفت در سالجاری بهطور متوسط با مازاد عرضهای در حدود ۵/۱میلیونبشکه در روز مواجه است. با اینحال لغو کامل کاهش تولید فعلی اوپکپلاس نیز تنها حدود ۱۰۰هزاربشکه در روز بهاین مازاد اضافه خواهد کرد. یکیاز دلایل اصلی اینموضوع آن است که برخی اعضای کلیدی ازجمله روسیه هماکنون نزدیک بهحداکثر ظرفیت تولید خود فعالیت میکنند و امکان افزایش قابل توجه تولید ندارند.
فلکشاهی توضیح میدهد که استراتژی فعلی اوپکپلاس بر دومحور اصلی استوار است: نخست کاهش ظرفیت مازاد در داخل گروه و دوم افزایش سهم بازار دربرابر تولیدکنندگان خارج از اوپکپلاس است. بهگفته او، سطح فعلی قیمتها بهاوپکپلاس اجازه داده تا در اینمسیر نسبتا موفق باشد چراکه رشد تولید کشورهای خارج از اینگروه درحال کاهش بوده و حتی ممکن است در سال آینده منفی شود مگرآنکه قیمت نفت بهطور قابلتوجهی افزایش یابد.
در سناریوی تشدید تنش و حذف تدریجی نفت ایران و روسیه از بازار کشورهایی مانند عربستانسعودی، اماراتمتحدهعربی و تاحدی عراق بیشترین بهره را خواهند برد. فلکشاهی میگوید عربستان حدود ۵/۱میلیونبشکه در روز و امارات نزدیک بهیکمیلیونبشکه در روز ظرفیت مازاد دارند و میتوانند درصورت لزوم سهم بیشتری از بازار را بهدست آورند.
تحلیلگران بازار نفت میگویند آنچه امروز بازار نفت را هدایت میکند نه فقط دادههای عرضهوتقاضا بلکه ترکیبی از ریسکهای ژئوپلیتیکی، ملاحظات اقتصادی آمریکا و محاسبات اوپک است. تا زمانی که نتیجه مذاکرات هستهای مشخص نشود اینعدم قطعیت همچنان بهعنوان عامل اصلی نوسان قیمت نفت باقی خواهد ماند.
