ضرورت گشایش تنگه اینترنت
جهان صنعت – ۵۲روز است که ایرانیان از اینترنت محرومند؛ محرومیتی که حالا از هزارو۲۰۰ساعت نیز گذشته و نهتنها زیست اجتماعی و ارتباطات شهروندان را با چالشی جدی مواجه کرده بلکه تاثیراتی عمیق نیز بر زیست اقتصادی و معیشت مردم گذاشته آنهم در شرایط جنگی و هفتهها و ماههایی که «انسجام ملی» بیشاز هرزمان دیگر اهمیت دارد. عمادالدین باقی، پژوهشگر حوزه حقوق بشر که بهتازگی در این رابطه با خبرآنلاین بهگفتوگو پرداخته ضمن هشدار نسبتبه برخی اقدامات و شرایط سخت پساجنگ میگوید: «بزرگترین عامل تخریب همبستگی اجتماعی، درک نادرست سیاستمداران رانتی و استصوابی درباره همبستگی و عدم فهم نسبی و مشروطبودن همراهیها و حمایتها است. آنها نگاه مصادرهای دارند و بدون فهم دینامیک از رفتار مردم آنرا بهمعنای تایید گذشته و اکنون خود میدانند. بههمیندلیل برای من مثل روز روشن است که با پایان جنگ ما وارد دورهای از تنشهای سخت داخلی خواهیم شد.» او با اشاره بهاهمیت موضوع انسجام ملی گفته است: «اگر از این پس محور وحدت را ایران و منافع ملی قرار دادند نه ایدئولوژی و منافع گروهی و فرقهای امکان ادامه انسجام اجتماعی که حول محور دفاع از ایران ایجاد شد وجود خواهد داشت و کشور مصونیت پیدا میکند.»
باقی با اشاره بهموضوع قطعی اینترنت گفت: «دولت باید بر بازکردن تنگه اینترنت اصرار بورزد ولی سخنگوی دولت میگوید دست ما نیست. رییسجمهور وقتی در انتخابات وعده داد آیا نمیدانست که دست رییسجمهور هست یا نیست؟! پس الان هم باید برای باز کردن آن فشار بیاورد چون برعکس آنچه ادعا میشود انسداد کامل اینترنت خلاف امنیت ملی است.» او با تاکید بر اینکه نارضایتیها بهدلیل ابرتورم ناشی از جنگ بدتر هم شده و خواهد شد، میگوید: «در شرایط جنگی بهخاطر دورکاری و تعطیلی برخی مشاغل و بیکاریهای اجباری دولت باید از آسیبدیدگان حمایت کند و حقوق کسانی که مجبور بهغیبت میشوند پرداخت شود.» او میگوید: «مالیاتهای مضاعف تا پس از جنگ تعلیق شده و صدای صاحبنظران و حوزه عمومی بیش از همیشه شنیده شود نه اینکه با قطع اینترنت و یا واکنش تهدیدآمیز نسبتبه نظرات مخالف از آن محروم شوند.» باقی تاکید کرد: «این اشتباه است که درباره نقش دولت بهمعنای قوه مجریه در عدم انسجام سخن بگوییم. اتفاقا در تمام ادوار گذشته کمترین نقش را در تخریب همبستگی اجتماعی قوه مجریه داشته چون باوجود همه محدودیتها و نظارت استصوابی در انتخابات ریاستجمهوری کموبیش نماد جمهوریت نظام و قوه مجریه نهادی انتخابی است و نه انتصابی و رانتی. آنکه میتواند ضامن همبستگی باشد اتفاقا قوای دیگر هستند؛ از قوه قضاییه و مقننه و نهادهای نظامی تا دیگران.» او تصریح کرد: «اکنون بهنظر من از نان شب واجبتر برای حکومت این است که بهنظرات مخالفان ملیاندیش و منتقدان خیرخواه توجه ویژه داشته باشد و نه اینکه شرایط جنگی را بهانه یا فرصت برای مقابله با آنها بداند. در کشورهای دشمن دربرابر حکومت نظرات و واکنشهای رسانهای و اجتماعی رخ میدهد ولی همانبرخورد را با آنها نمیکنند؟ البته میفهمم که وضعیت ما خاص است و نمیتوان با آنها مقایسه کرد بههمین دلیل ما هم میان وطنفروش و کسی که از متجاوز دفاع کند با منتقدان حکومت تفاوت قائل هستیم و هرنوع همراهی با دشمن را خط قرمز میدانیم ولی دستکم صداوسیما آینهای است که چنین القا میکند که گویا حکومت چنین تفکیک و تمایزی را قائل نیست.» باقی بهاعتراضات دیماه۱۴۰۴ نیز اشاره کرده و بر این باور است که «ریشه رخدادهای تلخ۱۴۰۴ را باید در همین موضوعات جستوجو کرد بنابراین تنها راه پیشگیری از چالشهای پساجنگ و کنترل جریانات تندرو اصلاح نهاد انتخابات است تا اقتدار حاصل از جنگ و خونهای ریختهشده بهصورت اقتدارملی برای همیشه تثبیت و نهادینه شود که خودش لوازمی مانند پذیرش ساختار حزبی و مطبوعات مستقل و آزاد مقید بهقانون را دارد.»
