ریسک جنگ و گنج ارزندگی؛ دو کفه ترازوی بورس
مهدی سوری، کارشناس بازار سرمایه
در حال حاضر بازار سرمایه با دو عامل مواجه است که در صدر اخبار و صحبتها قرار دارند؛ یکی از عوامل ارزندگی و دیگری ریسکهای سیاسی است. بازار سرمایه از نظر ارزندگی و بنیادی در یکی از بهترین حالتهای خود بوده و از سوی دیگر ریسکهای سیاسی هم در بالاترین سطح خود قرار دارد.
هر زمان که کفه ترازو به سمت یکی از این عوامل بالا و پایین میشود، بورس نوسان مثبت یا منفی را تجربه میکند و اکنون قیمتها به سطحی رسیدهاند که سناریوهای مختلف کارشناسان و سهامداران به اوجگیری ریسکهای سیاسی حتی بیشتر از ریسکهای جنگ ۱۲روزه اشاره دارد. در شرایط فعلی قاعدتا هر سناریو را میتوان محتمل دانست زیرا آینده بورس در هالهای از ابهام قرار دارد.
با وجود اینکه اکثر تحلیلگران به ارزندگی بورس اذعان دارند اما معاملات سهام با احتیاط کامل همراه است و با دقت بیشتر میتوان به کمحجم بودن معاملات حتی در روزهای سبز و مثبت پی برد. حجم معاملات زمانی افزایش پیدا میکند که سطح ریسکها کاهشی شده و نقدینگی بیشتری جذب بازار شود. باید در نظر داشت که در صورت افزایش حجم معاملات و شکلگیری تقاضای جدی در بازار احتمالا شاهد رالی بزرگی باشیم و قیمتهای فعلی سهام برای سهامداران خاطره شود.
در رابطه با صندوقها و سپردههای ارزی باید گفت، تجربیات تلخی که از سرمایهگذاری و در کل، فعالیت اقتصادی وجود دارد به دلیل داشتن یک ابزار سرمایهگذاری یا نداشتن آن نیست. در واقع مساله ذات آن ابزار نیست بلکه در بسیاری از مواقع، تجربیات تلخ حاصل نبود برنامهریزی و حساسیت و تحلیل است زیرا بورس و اقتصاد کشور میتوانند ابزارهای متنوع برای سرمایهگذاری و فعالیت داشته باشند.
البته هر ابزاری باید قبل از اینکه به صورت عمومی پذیرینویسی شود، جزئیات آن با دقت بررسی شود به عبارتی نمیتوان یکشبه برای مشکلات تصمیم گرفت و باید براساس برنامه و نقشه راه باشد. در ایجاد صندوقهای سهامی اهرمی نیز برنامهریزی دقیق و مدلسازی اقتصادی صورت نگرفته بود و برخی ریسکها برای ادامه فعالیت این صندوقها بهعنوان یک ابزار جدید وجود داشت.
اگر سازوکار صندوقهای ارزی با برنامه و دقیق باشد، یک ابزار مفید برای اکوسیستم بورس و فضای سرمایهگذاری به حساب میآید، به شرطی که برای حل یک مشکل کوتاهمدت سراغ برنامه و ابزار مالی بلندمدت نروند.
صندوقهای طلا یک ابزار بسیار کارآمد در بورس هستند اما صندوقهای نقره از زمان آغاز فعالیت با تردید مواجه بودند. استقبال از صندوقهای نقره به اندازه صندوقهای طلا نبود و با توجه به معاملات این دو گروه به نظر میرسد صندوقهای نقره مانند صندوقهای طلا حجم معاملات چشمگیر و عرضه نامحدود ندارند. طلا را با یک قیمتی ثابت میتوان معامله کرد اما صندوقهای نقره به دلیل بیثباتی با حباب مضاعف و شدیدی همراه بودند. ما میتوانیم صندوق طلا، نقره، مس، پلاتین و… داشته باشیم که سرمایهگذاران بسته به قیمتهای جهانی و روحیه ریسکپذیری خود انتخاب کنند، به شرطی که هر صندوق سازوکار برنامهریزی شده و استاندارد خود را داشته باشد.

