یک دانش‌آموخته مرمت:

دل‌زده شدیم و کنار کشیدیم

گروه فرهنگ و گردشگری
کدخبر: 609577
یک دانش‌آموخته مرمت از چالش‌های جدی در آموزش و بازار کار این رشته در ایران و تأثیر منفی آن بر حفظ میراث فرهنگی و بافت‌های تاریخی خبر داد.
دل‌زده شدیم و کنار کشیدیم

جهان صنعت- در حالی که حفاظت از بناها و بافت‌های تاریخی نیازمند دانش تخصصی، مهارت میدانی و حمایت نهادی مستمر است، روایت یکی از فارغ‌التحصیلان رشته مرمت نشان می‌دهد این زنجیره در ایران با گسست‌های جدی مواجه شده است؛ از افت کیفیت آموزش دانشگاهی گرفته تا انسداد مسیرهای اشتغال و چیرگی نگاه اقتصادی بر اصول علمی مرمت.

پریسا اسماعیل‌زاده، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مرمت می‌گوید که با وجود گذشت بیش از دو دهه از ورودش به این رشته، هنوز مرمت در ایران «جا نیفتاده» است. به اعتقاد او، مرمت ذاتا رشته‌ای پروژه‌محور است و بدون حضور در کارگاه و مواجهه مستقیم با بنا، آموزش آن معنایی ندارد. با این حال، به گفته او بسیاری از واحدهای عملی که پیشتر بخشی از آموزش بودند- از اردوهای تخصصی تا کارآموزی‌های چندماهه- امروز حذف یا کمرنگ شده‌اند و دانشجو بیش از آنکه با بنا سروکار داشته باشد، با تئوری مواجه است.

به گزارش ایسنا، او معتقد است که نتیجه این روند، تربیت فارغ‌التحصیلانی است که از نظر نظری شاید آموزش دیده باشند اما در عمل آمادگی ورود به پروژه‌های مرمتی را ندارند. به گفته او، فاصله میان محتوای درسی و خروجی حرفه‌ای همچنان پابرجاست و اصلاحات ظاهری در سرفصل‌ها نیز نتوانسته این شکاف را پر کند.

چالش بعدی، بازار کار است؛ بازاری که به گفته این دانش‌آموخته نه‌تنها محدود بلکه فرسایشی است. او توضیح می‌دهد که پس از پایان تحصیلات، تلاش کرده وارد پروژه‌های مرمتی شود اما با موانعی چون نبود فرصت کافی در برخی شهرها، دشواری‌های اداری، تاخیر در پرداخت‌ها و نبود حمایت نهادی مواجه شده است. تجربه تاسیس شرکت نیز به دلیل پیچیدگی‌های حقوقی، مالیاتی و پرداخت‌های اقساطی پروژه‌ها به دلسردی بیشتر انجامیده است. به‌گفته او، وقتی قراردادها چندساله و پرداخت‌ها نامنظم است، ادامه فعالیت حرفه‌ای توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

نتیجه چنین شرایطی تغییر مسیر بسیاری از فارغ‌التحصیلان است. اسماعیل‌زاده خود به تدریس و فعالیت در حوزه معماری روی آورده و می‌گوید: بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش نیز یا وارد معماری شده‌اند یا به‌طور کامل از حوزه میراث خارج شده‌اند. از نگاه او، نبود حمایت ساختاری از سوی نهاد متولی میراث فرهنگی یکی از دلایل اصلی این ریزش نیروی متخصص است.

او در ارزیابی وضعیت مرمت در ایران تصویری دوگانه ارائه می‌دهد: در برخی پروژه‌ها اصول حرفه‌ای رعایت می‌شود اما در بسیاری موارد منافع اقتصادی کارفرما بر ضوابط علمی غلبه دارد. به گفته او، طرح‌های مرمتی بارها در مسیر اجرا تغییر می‌کنند تا بهره‌برداری اقتصادی بیشتری فراهم شود؛ روندی که به شکل‌گیری آنچه «مرمت بازاری» خوانده می‌شود، انجامیده است. در چنین فضایی، اولویت نه حفظ اصالت بنا بلکه افزایش بازده مالی آن است، مگر در مواردی که نظارت‌های بیرونی یا حساسیت‌های ویژه وجود داشته باشد.

این فارغ‌التحصیل همچنین به تناقض میان آموزش نظری و عملکرد حرفه‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: آنچه در کلاس‌ها تدریس می‌شود، گاه با آنچه در پروژه‌ها اجرا می‌شود همخوانی ندارد. به باور او، این دوگانگی برای دانش‌آموختگانی که به اصول علمی پایبندند، به سرخوردگی و کناره‌گیری می‌انجامد.

مساله دیگری که مطرح می‌شود، ابهام در جایگاه حرفه‌ای مرمتگران در نظام مهندسی است. به گفته او، در برخی استان‌ها امکان دریافت پروانه‌هایی با اختیارات گسترده‌تر فراهم شده اما در استان‌های دیگر چنین حقی به رسمیت شناخته نمی‌شود. این ناهمگونی، بلاتکلیفی فارغ‌التحصیلان را تشدید کرده است به‌ویژه در مورد «حق امضای طراحی» که می‌تواند امکان فعالیت مستقل حرفه‌ای را فراهم کند.

مجموع این روایت نشان می‌دهد بحران مرمت در ایران صرفا مساله‌ای آموزشی یا شغلی نیست بلکه به ساختاری برمی‌گردد که از دانشگاه تا نهادهای اجرایی و نظام‌های حرفه‌ای را دربرمی‌گیرد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که اگر نیروی متخصص دلسرد شود و میدان عمل به منطق بازار سپرده شود، سرنوشت حفاظت از میراث تاریخی کشور چه خواهد شد.

آخرین اخبار