خاصیت پیمان دفاعی مکه چیست؟
نادر کریمی جونی – پیمان دفاعی مکه که میان عربستان، پاکستان و ترکیه به امضا رسید و با تبلیغات فراوان همراه شد را برخی تحلیلگران بهعنوان برداشتن یک گام بهسوی تحقق ناتوی اسلامی تلقی و ارزیابی کردند. البته به کار بردن چنین ایدهها و چشماندازهای بلندپروازانهای پیش از این هم اتفاق افتاده اما هیچیک از توافقها یا پیمانهای مشترک نظامی و دفاعی که قبل از این میان کشورهای اسلامی منعقد و امضا شد، ظرفیت تبدیل یا حتی شروع پیمانی شبیه به ناتو را نداشته و حتی دوام هم نیاورده تا کارکرد آن مشاهده شود ازجمله هنگامی که کویت توسط ارتش عراق تصرف شد و صدامحسین ضمیمهشدن خاک کویت به جمهوری عراق را اعلام کرد رهبران کشورهای عربی خلیجفارس به فکر افتادند با استفاده از پسرعموهای قدرتمند خویش در سوریه و مصر پیمانی را برای حفاظت از خویش پدید آورند که همین فکر مبنای پیدایش پیمانهای ۱+۶ و بعد ۲+۶ شد و شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس به همراه مصر یا بههمراه مصر و سوریه تصور کردند، میتوانند با تشکیل اینگونه اتحادیهها برای خود و منطقه امنیت بههمراه بیاورند. در آن هنگام هم اگرچه ایران واکنش منفی نشان داد و از متحد آن روز خود – حافظ اسد در سوریه- به تندی انتقاد کرد اما اقدامی علیه این پیمان انجام نداد. سرانجام همانطورکه انتظار میرفت این پیمان و اتحادیه دیری نپایید و در سکوت به تاریخ پیوست.
سال گذشته هم در مراسمی که تبلیغات فراوانی در مورد آن صورت گرفت، پیمان دفاعی میان اسلامآباد و ریاض امضا شد و مقامات عربستانی و پاکستانی تصریح کردند که در این پیمان کشور دارای قدرت هستهای(پاکستان) و کشور دارای قدرت مالی(عربستان) برای گسترش امنیت در خاورمیانه و خلیجفارس همکاری خواهند کرد اما نه عربستان در رفع تنشهای پاکستان و هند مشارکت و نه پاکستان خطر و حملات دردناک حوثیهای یمن علیه عربستان را برطرف کرد و این واقعیت باعث شد بسیاری از تحلیلگران این سوال را مطرح کنند که اگر چنین پیمان دفاعی در اینگونه موقعیتها و خطرها کارآمد و مفید نباشد، کجا و چگونه میخواهد نقشآفرینی کند؟ همانطورکه انتظار میرود هیچ پاسخ روشن و قانعکنندهای به این پرسش داده نشد. این کارآمد نبودن پیمان همکاری دفاعی ریاض- اسلامآباد، البته جای تعجب ندارد چراکه کارنامه قدیمیترین پیمان دفاعی جهان – پیمان دفاعی آتلانتیکشمالی NATO- هم در ماجراهای نظامی نشان میدهد که اعضای این پیمان در جنگهایی مانند عراق، افغانستان، یوگسلاوی سابق و اخیرا ایران، تمایل چندانی به مشارکت در این بحرانها نشان ندادند. در همه این اتفاقها اعضای ناتو بر رویدادها چشم بستند و گاهی گفتند: «این جنگ ما نیست که در آن مشارکت کنیم.» با این سابقه روشن است که از سایر پیمانهای نظامی چه پیمانهای غربی مانند ناتو یا پیمان دفاعی اتحادیه اروپا -که هنوز تشکیل هم نشده- یا پیمانهای نظامی شرقی مانند ورشو – که به تاریخ پیوسته است- یا شانگهای نمیتوان انتظار زیادی داشت چنانکه در حمله ایالاتمتحده و اسرائیل به ایران، با وجود عضویت ایران در این پیمان، هیچ کمکی دستکم به صورت رسمی و اعلام شده، به ایران نشد.
امضاکنندگان این پیمان در مکه، در وهله اول بر ماهیت دفاعی و نه تهاجمی، به آن تاکید کردند و اطمینان دادند که پیمان مذکور بنای تهاجم به هیچ کشوری را ندارد و علیه هیچیک از کشورهای دور و نزدیک نیست. بلافاصله این دیدگاه مطرح شد که بهواسطه همکاریهای اقتصادی آنکارا و تلآویو و خدمات اقتصادی و تجاری که ترکیه در طول جنگ اسرائیل با ایران به دولت و شهروندان اسرائیلی ارائه کرده است و روابط غیرخصمانه اسلامآباد و ریاض با تلآویو، این پیمان حتما علیه اسرائیل نیست و منافع آن کشور را در خاورمیانه به مخاطره نمیاندازد. به همین دلیل و پس از اسرائیل، اولین کشوری که بهعنوان هدف پیمان دفاعی مطرح شد، ایران بود که در ماههای اخیر گاهی هدف حملات پرتابههای ایرانی، عراقیهای هوادار ایران و حوثیهای یمن که به ایران نزدیک هستند، قرار گرفته است. با اینکه مقامات رسمی کشورهای امضاکننده پیمان دفاعی مکه، اطمینان دادند که پیمان مذکور علیه هیچ کشوری و از جمله ایران نیست و نباید نگرانی هیچیک از پایتختهای منطقه و فرامنطقه را پدید آورد اما نمیتوان فراموش کرد که امیرعبدالله ولیعهد عربستان بارها گفته که دیگر اسرائیل خطر مطرح و قابلتوجهی برای ریاض ندارد اما در مقابل خطر مطرح برای کشورش ایران است. از این بابت و با توجه به قرائن دیگر انتظار میرود که این پیمان در وهله اول برطرف کردن خطر ایران را مورد توجه قرار دهد اما اگر زاویه نگاه عربستانیها مورد تایید و آنچه در ماههای اخیر میان ایران و عربستان بهوقوع پیوست ملاک تحلیل قرار گیرد آیا میتوان گفت که پیمان مکه قابلیت دفاع علیه ایران را برای عربستان به ارمغان میآورد و رهبران ریاض میتوانند از این پس با آسودگی زندگی کنند و امیدوار باشند که هرگاه سطح تنش با ایران -به هر دلیل- بالا گرفت و وارد فاز نظامی شد، نظامیان پاکستانی و ترک به کمک ریاض خواهند شتافت و ایران را تنبیه خواهند کرد!
واقعیت روی زمین آن است که در یکسال گذشته که پیمان دفاعی اسلامآباد- ریاض منعقد بوده و عملیاتی شده است، این پیمان هیچ ثمری برای عربستان نداشته و نمیتوان کارکردی برای آن تصور کرد. در همین یکسال گذشته ایران بارها به تاسیسات و پایگاههای آمریکایی در خاک عربستان حمله کرد و حتی برخی هتلها که در آن نظامیان آمریکایی سکنا گزیده بودند را در شهرهای عربستان هدف قرار داد. در مواردی گفته شد که این حملات برخی غیرنظامیان عربستانی را هم کشته است، تمام کشورهای عضو شورای همکاریهای خلیجفارس و برخی کشورهای اتحادیه عرب از این حملات ابراز تاسف و گاهی ایران را نیز محکوم کردند اما در این میان متحد دفاعی عربستان ترجیح داد سکوت کرده و از ورود به این ماجرا پرهیز کند. در آن هنگام برخی تصور کردند که حالا نوبت تنها کشور مسلمان دارای قدرت هستهای است که از بزرگترین قدرت اقتصادی مسلمانان دفاع کند اما این نوبت هیچگاه فرانرسید و اسلامآباد تنها بهعنوان میانجی میان ایران و ایالاتمتحده وارد صحنه شد تا تنشها را کاهش دهد. جالب است که در این مدت پاکستانیها حتی از دادن هشدار به ایران یا بیان مسوولیت خود در دفاع از عربستان خودداری کردند. البته در مقابل ایران همواره تاکید کرده بود که این حملات، نه خاک و داراییهای عربستان که پایگاهها و سرمایهگذاریهای آمریکا در منطقه را هدف قرار میدهد و رابطه همسایگی ایران و عربستان همچنان برقرار است اما وقتی سرمایهگذاریهای صنعتی- اقتصادی شرکتهای بزرگ آمریکایی در عربستان هدف حمله قرار میگیرد، آیا به منافع ریاض و عربستان لطمه وارد نمیشود؟
پاکستانیها در مورد حملات یمنیها به منافع، بنادر و شناورهای تجاری عربستان هم سکوت پیشه کردند و وقتی بنادر عربستان در دریای سرخ با پهپادها و موشکهای یمنی مورد حمله قرار گرفت، مقامات اسلامآباد هیچ کمکی به ریاض نکردند. حال اگر حملات یمنیها به بنادر و شناورها یا تاسیسات نفتی عربستان ادامه پیدا کند- چنانکه دیروز هم آخرین نمونه از این حملات اتفاق افتاد- آیا پیشبینی میشود که این پیمان دفاعی کارکرد خود را در قبال حملات یادشده انجام دهد و از عربستان دفاع کند؟ آیا باید انتظار داشت که ترکیه از هزاران کیلومتر دورتر و پاکستان از شمال اقیانوس هند به حوثیها حمله و آنها را بابت حمله به عربستان و هدف قراردادن تاسیسات و امکانات آن کشور تنبیه کنند؟ آیا این پیمان میتواند حوثیها را به توقف این حملات وادار کند؟ آیا از این پس باید انتظار داشت که به جای پرندههای آمریکایی، پرندههای ترک و پاکستانی، حمله مشترک با جنگندههای عربستانی برنامهریزی و اجرا و معارضان عراقی را سرکوب کنند؟ این انتظار چندان واقعی نمینمایاند و تحلیلگران نظامی هم چنین چیزی را بیان نکردهاند.
حال اگر این کارکرد از پیمان مذکور برداشته شود و انتظار یادشده محقق نشود، اصولا پیمان دفاعی مکه چه خاصیت دیگری میتواند داشته باشد؟
