جنگ بودجه‌ریزان با تولید و بورس!

مهدی سوری
کدخبر: 582163

مهدی-سوری

مهدی سوری،کارشناس بازار سرمایه

بازار سرمایه از یک طرف با گذشت زمان، افزایش سودآوری شرکت‌ها و عدم رشد متناسب با تورم به سطحی رسیده است که بسیاری از تحلیلگران نسبت‌به قیمت‌های گذشته در حال کشف سهام ارزنده‌تری هستند. در مقابل برخی عوامل مانند ریسک سیاسی، ادامه روند رو به رشد نرخ بهره و بازده بدون ریسک بازدارنده هستند و در اوج خود قرار دارند. از سوی دیگر شکاف نرخ دلار آزاد و نیمایی به اوج خود رسیده است و به‌عبارت ساده‌تر، دولت بیش از هر زمان دیگری تولیدکنندگان را جریمه می‌کند.

درواقع با چند‌نرخی بودن دلار، دولت مالیات پنهان بیش از ۳۰‌درصد را از تولیدکنندگان می‌گیرد. موارد گفته‌شده در کنار ریسک‌های سیاسی باعث شده‌اند تا فعالان بازار سهام نگران این باشند که بازار در شرایط فعلی می‌تواند سقف‌های فعلی خود را از نظر ریالی بشکند یا خیر. به‌طور کلی، معامله‌گران به‌دلیل همین ریسک‌ها و شرایط، با احتیاط بیشتر و متعادل‌تر فعالیت می‌کنند.

آسیب اخبار سیاسی که از خارج به ایران مخابره می‌شوند به بازار سرمایه، نسبت به اخبار اولیه قبل از جنگ ۱۲روزه کمرنگ‌تر شده است اما اخبار داخلی و رویکردی که دولت نسبت به تولید دارد، خیلی سریع بر بازار اثر می‌گذارد. هر خبری مانند نرخ ارز توافقی، ارز نیمایی، نرخ بهره یا گاز خوراک شرکت‌های پتروشیمی و… بازار سرمایه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

با توجه به دلایل مختلف، از سال۱۳۹۷ تا به امروز اعتقادی به بودجه‌بندی دولت نیست چراکه عملا دولت بودجه‌ها را می‌نویسد اما به آن عمل نمی‌کند. در حقیقت بودجه را می‌نویسند برای محقق نشدن و تصور این است که کسی که بودجه را می‌نویسد، خود باور نداشته باشد که بودجه‌بندی صورت‌گرفته عملیاتی خواهد شد؛ به همین دلیل به بودجه‌بندی دولت نمی‌توان اعتماد کرد.

مساله این است که ما با سه دولتی سر و کار داشتیم که با کسری شدید بودجه دست به هر کاری می‌زنند تا از مردم و سرمایه‌گذاران تامین مالی انجام دهند. زمانی که اقتصاد ایران را با اقتصاد کشور دیگر به‌‌صورت اشتباه مقایسه می‌کنند، در عرضه اوراق دولتی بر سر نرخ بهره رقابت کرده و آن را افزایش می‌دهند. از سوی دیگر دولت جهت تامین کسری بودجه به افزایش نقدینگی روی می‌آورد و باعث می‌شود تورم ایجادشده معیشت مردم را با مشکل مواجه کند.زمانی‌که نرخ تورم رشد کرد و معیشت مردم دچار مشکل شد، دولت به‌سمت انتشار اوراق می‌رود و با عرضه رقابتی اوراق، تولیدکنندگان را وارد فاز رکود می‌کند. درواقع با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شویم که درآمد آن متناسب با تورم رشد نمی‌کند و قاعدتا قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند.این فرآیند یک زمانی از لحاظ علمی و فنی بررسی می‌شود که تا کی می‌تواند ادامه‌دار باشد و یک زمانی هم می‌خواهیم رفتار افرادی را که در حال ساخت این چرخه معیوب هستند پیش‌بینی کنیم. مدل اول مشخصا آسیب‌زا خواهد بود و هرچقدر به این روند ادامه دهند، به معیشت مردم و فضای تولید لطمه خواهند زد. طبیعتا وقتی فضای تولید رکودی باشد، بازار سرمایه نیز آسیب خواهد دید و برعکس. اگر بخواهیم پیش‌بینی کنیم که تا چه زمانی به این روند ادامه خواهند داد، باید گفت تا جایی‌که بتوانند مانند دوران قبل که تا هر زمان توانستند ادامه دادند و اگر خسته شدند به اصلاح روی می‌آورند.

 

وب گردی